هفته نامه مشکان 22 ـ شنبه 26 آذر 1384
خــبـــر
مسئول: ؟
لینک مطلب هفته قبل :
http://moshkan2.blogfa.com/post-76.aspx
سكوت مطبوعات ايران در جنجال امپراتوري رسانهاي غرب
فرشاد مهديپور
صرفنظر از پيروزي شگفتانگيز محمود احمدينژاد در انتخابات بهار گذشته، که با موج گستردهاي از تبليغات و منازعات رسانهاي همراه شد، وي در طول قريب چهار ماه فعاليت دولتش، حداقل خالق سه موج بزرگ خبري در فضاي رسانههاي بينالمللي درباره ايران بوده است. ماجراهايي که درباره سايرين با فواصل بسيار طولانيتر ايجاد ميشده و اينچنين سکوتي را نيز در داخل، به همراه نداشته است.
جهاني بدون صهيونيستها
محور تمامي سخنان جنجالبرانگيز اجمدينژاد، حول و حوش موجوديت رژيم اسرائيل چرخ ميزند و او گويي قصد کرده است تا ردپايي روشن در اين باره و نوع نگاه انقلابياش بر جاي گذارد.
او که پس از يکي دو لغو و تأييد برنامه سخنرانياش، سرانجام ميهمان يک تشکل اسلامي دانشآموزي شده بود، با تکرار جمله تاريخي «اسرائيل بايد محو شود» امام خميني و در حالي که بر موج شعارهاي کوبنده حاضران سخن ميگفت، در صدر خبرهاي جهان نشست. کوفي عنان، از سخنان او خود را شوکزده خواند و بسياري ديگر، هياهوها به راه انداختند تا شوراي امنيت، که سالها درباره ايران اقدامي نکرده بود، بيانيهاي را در محکوميت اين سخنان منتشر نمود.
کمي سکوت
اين سخنان در آستانه روز قدس، ميراث ماندگار امام خميني، بر زبان آورده شده بود و در گرگ و ميش مذاکرات هستهاي، با مجمل گويي رسانههاي داخلي مواجه شد. راديو و تلويزيون و به تبع آن روزنامهها، اگر چه اصل سخنان را منتشر ميکردند، ولي چندان کاري به بازتابهايش نداشتند و در غياب روزنامههاي مخالف خوان دوم خردادي، دعواها گاهي از لابلاي خبرها سرک ميکشيدند و مثلا همگان از لغو سفر دبير کل سازمان ملل به ايران، آن هم به دلايلي نامشخص، مطلع ميشدند.
احمدينژاد که جز يکي دو هفتهنامه و چند سايت تازهتأسيس، حامي چنداني در زمان انتخابات نداشت، اکنون هم (جز مواردي اندک) روزنامهاي، حامي جدياش به شمار نمي رفت، تا در دفاع از گفتههايش برخيزد ولي همزماني حوادث با راهپيمايي روز قدس، بزرگترين برگ برنده براي او بود تا جواب خارجيها را همانجا بدهد.
افزايش محبوبيت
به نظر ميرسد سخنان انقلابي احمدي تژاد، پايگاهي را در ميان افکار عمومي اعراب و مسلمانان برايش دست و پا کرده است که او ترجيح داد تا بار ديگر پيشنهاد جالب توجهش را در جمع سران کشورهاي اسلامي مطرح کند.
احمدينژاد موضوعي ديگر را هم آزموده و خود را پيروز ميدانست، آنجا که در کشاکش مسايل اتمي، او تندترين سخنان ضد اسرائيلي اش را بر زبان آورده بود و آب هم از آب تکان نخورده بود؛ حتي به زعم برخي، امکان مانور بيشتري را در اختيار ايرانيها قرار داده بود.
انتقال اسرائيل
احمدينژاد در اولين سفر خارجياش در مکه پيشنهاد انتقال اسرائيل را مطرح کرد و دوباره پاشنه آشيل تمدن مدرن غرب را هدف قرار داد. او گفت که اگر هولوکاستي بوده (که نبوده) تاوانش را مسلمانان نبايد بدهند، بلکه اروپاييها بايد براي جرمي که کردهاند، هزينه بپردازند؛ حمله بيپرواي او دو نتيجه آني در پي داشت: اول منجر به تغيير برخي مفاد بيانيه پاياني اجلاس شد که در آن به گفته احمدينژاد قصد بر بازگذاشتن دست کشورهاي مختلف براي برقراري رابطه با غاصبان قدس بود و دوم هم اينکه، يک بار ديگر او را به صدر اخبار برد و شوراي امنيت دومين بيانيه اش را عليه ايران صادر کرد!
باز هم بايکوت
اين بار رسانههاي داخلي حتي از مرز سکوت و نقل بي تفسير هم فراتر رفتند و تا حدي اخبار اين ماجرا را بايکوت کردند و تنها شبکه عربي العالم، با پخش مصاحبههايي به تأييد سخنان رئيسجمهور پرداخت. ولي فرداي آن روز با تشکيل جلسات کنفرانس بينالمللي فلسطين و سفر خالد مشعل، رهبر سياسي حماس به تهران، ديدارهايي انجام و سخناني رد و بدل شد که ناظران سياسي را به اين باور رساند که اين جلسات براي پاسخ آن طرف آبيهاست و هم نشانهاي از برنامهريزي.
البته کسي بالاتر از سخن احمدينژاد نگفت و رهبر انقلاب هم، طرح عملياتي ايران را در زمينه همهپرسي فراگير مورد تاکيد قرار دادند، با اين همه يخ زدگي رسانهاي انگار نميخواست باز شود.
تکرار چندباره
آخر هفتهاي که گذشت، احمدينژاد (در سفرش به زاهدان) پيشنهاد انتقال اسرائيل را تا ماورا گسترش داد و اين بار پاي آمريکا را نيز به ميان کشيد؛ گويي ميخواست نام نبدنهاي پيشين اش را از حامي اصلي اسرائيليها، با اين گفتهها جبران کند.
و مطابق دفعات قبل، سکوت و بايکوت داخليها دو چندان شد. ليکن اين بار صداي انتقاد و اعتراض مشارکتيها بلند شد و آنها که از انتقادات ملايم برخي نمايندگان اقليت مجلس (درباره سخنان احمدينژاد در مکه) چندان راضي نبودند، خيلي زود بيانيهاي دادند و خط کشي شان را با رييس جمهور، به رخ همگان کشاندند.
حرکت به جلو
برخي بر اين باورند که احمدينژاد بر اساس ايدهاي که در سر ميپروراند، چنين سخناني را مطرح ميکند. آنان که مثل بسياري تحليلگران عربي، باور دارند سخنان رئيسجمهور جوان ايران، فرياد در گلو ماندهاي هفتاد ساله است، معتقدند احمدينژاد حرکت به جلو را در دستور کار سياست خارجي ايران قرار داده است؛ به گونهاي که حداقل در قبال حملات، ايران نيز موضعي تهاجمي داشته باشد و ايدههايي را که به لحاظ منطقي و عقلاني در استدلالي بودنشان ترديدي نيست، به ميان بکشد و موضع اش را در زمين ديپلماسي، از نواحي پست و طوفاني، بالاتر بياورد.
اقدامات جسورانه احمدينژاد که به کلي تصوير يک رييس جمهور اديب، آنچنان که در هشت ساله خاتمي و يا رييس جمهور پرسياست، همچون هشت ساله هاشمي را از ذهن غربيها زدوده، به راستي حرکت روي لبه تيغ است و قطعا نمي توان پايان آن را پيشبيني قطعي کرد.
رهايي از تحير
ولي بايد براي رسانهاي داخلي فکري کرد، چه سخنان احمدينژاد را فرياد مسلماني ضد صهيونيست، يا رئيسجمهوري مبتكر و جسور يا جواني خام و ماجراجو و يا... تفسير کنيم، او اکنون بر اين مسير گام بر ميدارد، اگر ناصواب است، پس سکوت را بايد شکست و راه صحيح را نشان داد و اگر صواب است، پس بايد به حمايت برخاست. اقدامات احمدينژاد بي ترديد داراي نتايجي است چه مثبت، نظير گشايش فضاهاي نو براي ديپلماسي و چه منفي نظير لغو قراردادهاي اقتصادي و حذف از جام جهاني، سکوت بيش از اندازه مردم را در خلايي نگاه ميدارد که امکان تصميم گيري و جا گيري مناسب را در دقايق حساس از آنان ميستاند. مردم بايد بدانند که ايران هم اکنون در چه بازي بزرگي درگير شده و تا هر آنجا که پيش برود، آنها مطلعند و حاميان کشورشان.