هفته نامه مشکان 21 ـ شنبه 19 آذرماه 1384
روانـشـنـاسـی (نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)
مسئول: Mitr@ (میترا)
یوسف قهرمان خوبی ها
قسمت چهاردهم
نکته ی دیگر
جمع تاثیری شگرف بر انسان دارد.قطعا حسادت این برادر ها به یک اندازه نبود و چه بسا حسادت یکی از برادران بسیار خفیف بوده باشد اما هر فکر ضعیف منفی وقتی در یک جمع منفی قرار بگیرد تقویت می شود.خیلی اوقات ممکن است وسوسه شویم کار بدی انجام دهیم اما آن را انجام نمی دهیم و باطنا راضی به انجام آن نیستیم اما نشست و بر خاست با کسانی که اهل خطا هستند ما را به خطا کردن تشویق می کند و زشتی آن را در ذهن ما کمرنگ می کند این اهمیت معاشرت ها را نشان می دهد.
دوست خوب، هم نشین خوب، نیت های خوب انسان را تقویت می کند و به او انگیزهی عمل خوب می دهد در حالی که دوستان وهم نشینان بد انسان را به بدی ها ترغیب می کنند.
یک فکر غلط آن است که عده ای می گویند :من خودم خوبم اما دوستانم بدند.من در هر مجلسی پا می گذارم، به هر مهمانی سری می زنم، اما خودم خوبم.به من چه که دیگران چه می کنند؟
این ها نشانه غفلت از این نکته است که:انسان کلا موجودی تاثیر پذیر است که از همنشین و جمع رنگ می گیرد.کاش برادران یو سف می اندیشیدند که این جمع و گردهمایی برادران از چه جهت تشکیل شده؟ آیا همه به دنبال هدف و تصمیم و نیت خیر هستند؟ و به قصد درستی دور هم جمع شده اند؟ اگر نه، پس چرا من در این جمع باشم؟
به خصوص آن که نتوانم نظر جمع را تغییر دهم
نکته آخر
یکی از برادران برای آن که دیگران را به خطا ترغیب کند و به یوسف ظلم کنند و بلایی سر او بیاورند آنان را چنین توجیه کرد که:بعدا کار های خوب انجام دهید؛
اولا این نشان می دهد که: برادران خود به این واقفند که ظلم به یوسف خطاست ولی انقدر آتش حسادت در آنان شعله ور شده که حاضر نیستند آنچه را می دانند خطاست رها کنند و در عوض به دنبال توجیهی برای ارتکاب آن ها هستند
التماس دعا
ادامه دارد...
نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود
