تبليغاتX
مشکان - یوسف قهرمان خوبی ها 7 ـ تهیه کننده : میترا

مشکان

گاهنامه علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی و امدادی

یوسف قهرمان خوبی ها 7 ـ تهیه کننده : میترا

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 قسمت هفتم

 

انسان های موفق تلاش می کنند و انسان های ناکام آرزو

نکته ی دیگر در مورد فلسفه ی بلا ها و سختی ها این است که لابد مورد توجه خدا هستیم به خصوص اگر این مشقت ناشی از کوتاهی خودمان در انجام وظیفه نباشد.او می خواهد در پرتو این سختی ها رابطه ی ما با خودش استوارشود و شایسته ی پاداش و الطاف بسیارش شویم.

هر که در این بزم مقرب تر است                جام بلا بیشترش می دهند

این دقیقا بر عکس تصور عده ای است که گمان می کنند سختی های دنیا و گاهی تاخیر در اجابت دعا نشانه ی آن است که خداوند رهایشان ساخته و دوستشان ندارد.

یک قصه ی کوتاه

گویند روزی لیلی دیگ آشی پخته بود و همه جا جار زده بودند که امروز ظهر لیلی آش می دهد .مردم هر کدام ظرفی در دست گرفته و مقابل منزل لیلی صف کشیده بودند وکه یکی از این مشتریان جدی این اطعام و احسان لیلی (مجنون)باشد.او هم کاسه به دست در صف ایستاده بود .اطعام شروع شد و لیلی به نوبت ظرف ها را می گرفت و ملاقه ای آش در آن

می ریخت و به نفر بعدی می پرداخت .به این ترتیب هر کس ظرف آشش را از دست لیلی می گرفت و شادمان می رفت .

تا این که نوبت به مجنون رسید .او ظرفش را به دست لیلی داد .اما لیلی این باربه جای آن که ملاقه ای آش در ظرف مجنون بریزد (البته مجنون گمان می کرد لیلی دو ملاقه برای او می ریزد )ظرف لیلی را به زمین کوبید .

ظرف شکست و تکه تکه شد و لیلی ظرف نفر بعدی را گرفت و به او آش داد .دیگران گفتند :مجنون دیدی که لیلی چقدر به تو بی توجه و بی اعتنا است ؟او حتی به تو ملاقه ای آش نداد و کاسه ات را شکست .

تصور دیگران این بود که لیلی به مجنون توجهی نداشته و در حق او بدی کرده  اما غافل از این بودند که این نهایت لطف لیلی بود .لیلی دید که اگر به مجنون هم آش بدهد او هم می رود .او برای این که مجنون را درب خانه ی خود نگاه دارد  ظرفش را شکست و بدین ترتیب مجنون دقایقی بیشتر نزد لیلی بود    چنان که گفت:

اگر با دیگرانش بود میلی                           چرا ظرف مرا بشکست لیلی

التماس دعا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 16:29  توسط حمید رضا الوندی  |