دهمین شماره مشکان منتشر شد ـ اکستاسی 1
از دهمین شماره مشکان (1)
اکستاسی ؛ طاعون خفته عصر ما
(قسمت اول)
چراغها خاموش است گروهی از جوانان مشغول پايکوبی و رقص هستند.برپاکننده پارتی گوشه ای از سالن ايستاده است و درزيرنورکمرنگ و ضعيف به مهمانان جوانش نگاه ميکند چند ساعت است که آنان مشغول رقص هستند و هيچکدام دست از فعاليت برنداشته اند . عرق از سرورويشان جاری است . چند دختر و پسرجوان، دست به سوی بطری مشروب می برند تا کمی از عطشی را که به جانشان نشسته است فرو بنشانند. افشين در ميان تمام ميهمانان انگاراز همه سرتر است . تیپ زيبايی که دارد باعث شده تا صاحب پارتی از طريق او دهها جوان را به اين محل بکشاند و با فروش قرصهای اکس پول خوبی به جيب بزند. افشين احساس گرمای شديدی ميکند . يک لحظه به سوی پنجره ميرود و در يک چشم به هم زدن از بالای برج به پائين سقوط ميکند.
آيا تا بحال در مورد قرصهای شادی چيزی شنيده ايد؟ آيا تا بحال در ميهمانيهای با عنوان اکس پارتی شرکت کرده ايد؟ بله در نهايت تاسف و ناباوری ناگزيريم اعتراف کنيم که اکستاسی در قالب قرصهای شادی بخش به طاعون خفته ای در عصر ما بدل گرديده است .
اكستاسي چيست؟
تركيب
MDMA يا 3 و 4 دي اكسي مت آمفتامين كه به نام هاي اكستاسي، اكستازي، XTC ، E و X (اكس) معروف است در ايران به نام قرص هاي شادي آور شناخته مي شود. اين ماده در سال 1914 در آلمان به عنوان قرص هاي كم كننده اشتها مورد استفاده قرار گرفت كه به علت اثرات آن از رده خارج شد. اين ماده كه به صورت قرص هاي خوراكي و جويدني، كپسول و مواد تدخيني موجود است در ايران بين 4 تا 20 هزار تومان و با مارك هاي مرسدس بنز، ميتسوبيشي، $ ، KO و صليب موجود است و به فروش مي رسد.اكس چگونه اثر مي كند؟
قرص هاي اكستاسي با تأثير گذاشتن مستقيم روي مغز با عث توهم مي شوند. پس از مصرف اكستاسي فرد احساس مي كندكه انرژيش افزايش يافته و براي ارتباط با ديگران تمايل بيشتري احساس مي كند. دست و دلباز و يا به يكباره عاشق مي شود. هوشياري ودرك موسيقايي اش زياد مي شود و به در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران تمايل دارد. وقتي كسي اكس مصرف مي كند دوست دارد كه به شدت فعاليت كند و يا مثلاً برقصد.
« توي مهماني اكس پارتي بود! تازه كله اش داغ شده بود، ساعت 3 نيمه شب بود، تلفن را برداشت و به نوه خاله زن دايي اش تلفن كرد و به او گفت كه عاشقش شده! در حاليكه تنها يكبار آن هم سه سال پيش او را ديده بود .»
