تبليغاتX
مشکان

مشکان

گاهنامه علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی و امدادی

هفته نامه مشکان 44

دیــنــی

 

نمی خوام نماز بخوانم!!! مگه زوره؟!

 

ساعت زنگ میزنه، از خواب می پرم. چشمامو می مالم یه نگاهی به ساعت می کنم، " ای بابا ساعت که 3/5 نصفه شبه" پاک کلافه شدم. بلند شدم یک کم آب بخورم از جلوی اتاق بابا رد شدم همزمان با من، بابا از اتاق اومد بیرون آستیناشو بالا زده بود، رو به من کرد و گفت "لااقل امشب که پا شدی نمازتو بخون". سرمو انداختم پایین و هیچی نگفتم رفتم آشپزخونه سراغ یخچال یک لیوان آب خنک خوردم و سریع برگشتم به اتاق و خودمو پرت کردم روی تخت و خوابیدم. وای که خواب چه لذتی داره. به خدا گفتم:  خدایا !!!!! از دست بابام چیکار کنم می خواد من به زور نماز بخونم، دوست ندارم بخونم مگه زوره. من که می دونم اینا همش برای ریا کاریه می خواد بگه منم نماز می خونم ولی نمیگه من بیچاره  نمی تونم بخوابم. تو همین فکرها بودم که صدای بلند الله اکبر بابا بلند شد. مثل این که بابا نمیخواد بذاره من امشب بخوابم.

داستان بالا داستان بسیاری از جوانهای مسلمونه، راستی  فکر کردین چرا !!

فکر کردین چرا ما اینقدر نسبت به خدای خودمون بی تفاوت هستیم و از او غافل؟

فکر کردین چرا دیگه از خدا نمی ترسیم؟ از آتش جهنم و از عقوبتهایی که در انتظار ماست؟ آیا خیلی شجاع شدیم؟ یا... فکر کردین چرا اینقدر بی تفاوت نماز می خونیم، اینقدر تند، بدون تفکر و ...؟ فکر کردین چرا عشق فرزند به پدر و مادر  خیلی کمتر از عشق پدر و مادر به فرزنده؟

فکر کردین چرا !!

اقامة نماز از نخستين وظايف همه مؤمنان است. نماد عملي حاكميت ديني در به پا داشتن نماز ، ايتاء زكات،  ترويج معروف ها و پرهيز و جلوگيري از زشتي ها و پليدي ها است.

(( الذين اِن مكّناهم في الارض اقاموا الصلاة و آتوا الزكاة و اَمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبۀ الامور))  [سورة حج / آية 41 ].

معنای اقامة نماز درآية فوق ، قرار دادن نماز در جايگاه والاي آن و محوري بودن نماز در همة كارها است. و اين با خواندن و انجام ظاهري نماز بدون داشتن روح حقيقي آن متفاوت است ، چه آنكه افراد بسیاري در طول تاريخ حتي از دشمنان اسلام و اهل بيت به خواندن آن اقدام مي نمودند.

همچنين اقامة نماز در آیه فوق، كه از صفات مؤمنين بر شمرده شده (نه تنها حاكمان و مسئولان حكومتي) بر به پا داشتن نماز در ميان جامعه و ساختن فرد و جامعه و نهایتاً برصلاح و فلاح همگانی ، دلالت دارد.

 

مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايد :

((اقامه نماز فقط اين نيست كه صالحان ، خود نماز بگذارند . اين چيزي نيست كه بر تشكيل حكومت الهي متوقف باشد ، بلكه بايد اين ستون دين در جامعه ، به پا داشته شود و همه كس با رازها و اشاره هاي آن آشنا و از بركات آن برخوردار گردد . درخشش معنويت و صفاي ذكر الهي همة آفاق جامعه را روشن و مصفا كند و تن ها و جان ها با هم به نماز بشتابند و در پناه آن طمأنينه و استحكام يابند . نماز ، ركن اصلي دين است و بايد اصلي ترين جايگاه را در زندگي مردم داشته باشد)).

 

 و به همين دليل است كه در قرآن کریم همواره تعبير از اقامه نماز شده است ، و تنها وقتي صحبت از خواندن نماز مي كند كه قصد مذمت آن را دارد : ((ولا یأتون الصلا ة الا و هم کسالی )) [سوره توبه / آیه 54 ] .همچنين در تمامي خطابات به ائمه اطهار، حتي اولياء الله آمده است: (( اشهد انك قد اقمت الصلوة و آتيت الزكاة و ...)) . در ضمن باید توجه داشت که اقامه و ادا شدن حق نماز دارای نشانهایی است که از آن جمله می توان به این  موارد اشاره کرد: (( همگانی شدن نماز در سطح جامعه؛ نیکو به جا آوردن نماز با توجه به معنی ومفهوم کلمات آن همراه با خشوع، خضوع وحضور قلب؛ آبادی مساجد و افزایش نمازهای جماعت؛ مطرح شدن نماز در عرصة مطالعات وتحقیقات علمی)) [مقام معظم رهبری ].

به همین خاطر برتمامی مسلمانان است که اين موهبت بي بديل و سر چشمه فيض الهي را قدر دانسته و در راه اقامه آن مجاهدت نمایند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:9  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

دیــنــی

 

 « توقیعات امام زمان عج »

 

 پرسش : منظور از «توقیعات امام زمان (عج) » چیست؟ آیا حضرت آنها را بدست شریف خود می نوشت؟!

 

   پاسخ : در زمان غیبت صغری، چهارنفر بودند که سؤالهای مردم را خدمت امام مهدی(ع) برده و جواب کتبی آنها را بازمی گرداندند. این پاسخهای کتبی از ناحیه امام را اصطلاحاً «توقیع»1 می گویند.

 البته در زمان غیبت کبری نیز عده ای، توقیعاتی از امام زمان دریافت نموده اند، که بدانها اشاره خواهیم کرد.

 اما راجع به قسمت دوم سؤال، گفته شده که خود آن حضرت، نویسنده توقیعات بوده است، البته این سخن، شواهدی هم دارد که به چند نمونه بسنده می نماییم:

 محمد بن عثمان عمری گوید: «از ناحیه مقدسه امام توقیعاتی صادر شد که خطش را خوب می شناسم.»2

 اسخاق بن یعقوب می گوید:« توسط محمد بن عثمان مسائل مشکلی را به حضور مقدس امام فرستادم و جوابش را به دستخط مبارک حضرت امام زمان ارواحنا فداه دریافت نمودم.»3

شیخ صدوق (ره) می گفت:« توقیعی که به خط امام زمان عج برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است.»4

 اما در بعضی اخبار آمده است :«توقیعات صاحب الامر بدست محمد بن عثمان صادر می شد، به همان خطی که در زمان پدرش، عثمان بن سعید، صادر می گشت.»5

 بنابراین ممکن است بعضی از توقیعات ب خط امام (ع) ، و بعضی به خط نواب خاص بوده باشد.

 از جمله توقیعات حضرت ولی عصر عج، توقیعی است که به شیخ مفید مرحمت فرموده اند:

 « به برادر استوار و درست کردار رشید و هدایت یافته، شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان ـ که خدا عزت و احترامش را پایدار بداردـ از سوی آنکه خزانه عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان گرفته است.

 سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین! که دراعتقاد به ما از دوی علم و یقین امتیاز داری. در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست، سپاس گزارده، و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبرمان، حضرت محمد(ص)، و نیز خاندان پاکش را خواستاریم.

 و تو را آگاه می کنیم که به ما اجازه داده شده، که تو را به شرافت و افتخار مکاتبه مفتخر سازیم، و موظف می کنیم تا آنچه به تو می نویسیم، به دوستان ما، که نزد تو می باشند برسانی؛ دوستانی که خداوند به اطاعت از خود گرامیشان بارد، و با حراست و عنایت خود امورشان را کفایت کند، و مشکلاتشان را برطرف سازد. پس تو به آنچه که یاد آور می شویم متوجه و آگاه باش و در رسانیدن آن به کسانی که اعتماد به آنها داری بر طبق آنچه که برای تو ـ اگر خدا بخواهد ـ ترسیم و تعیین می کنیم، عمل کن.

ما اگرچه هم اکنون در مکانی دور از جایگاه ستمگران سکونت گزیده ایم که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمانمان را تا زمانی که حکومت دنیا به دست تبهکاران می باشد، در این کار به ما ارائه فرموده است. با این حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست...

 ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده، و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، و اگر جز این بود، دشواریها و معصیتها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند.

 پس تقوای الهی پیشه کنید، و ما را یاری دهید تا از فتنه ای که به شما رو می آورده، شما را نجات بخشیم؛ فتنه و آشوبی که هرکس مرگش فرا رسیده باشد، از آن هلاک می گردد، و آن کس که به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور ماند و آن فتنه، نشانه نزدیک شده حرکت و حنبش ما و اگاه ساختن شما به امر و نهی خداست، و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، گرچه مشرکان را خوش نیاید...

 هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک کند، و از آنچه خوشایند ما نبود، و باعث کراهت و خشم ماست، دوری گزیند. زیرا امر ما ناگهان فرا می رسد، در هنگامی که توبه و بازگشت بر او سودی ندارد و پشیمانی او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمی بخشد.

خداوند را رشد و هدایت را به شما نشان دهد و به رحمت خود وسایل توفیق را به آسانی برایتان فراهم سازد»6

 

 پی نوشت ها :

 1 ـ توقیع در لغت بمعنای امضا کردن و مهر کردن و یا حاشیه نویسی نامه و کتاب است.

 2 ـ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج 51 ، ص 33.

 3ـ اثبات الهداة ، شیخ حر عاملی، ج7، ص460.

 4 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 133 .

 5 ـ بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 51، ص 350 .

 6 ـ احتجاج طبرسی ، ج 2؛ ص 497.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:25  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

دیــنــی

 

نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران:

 

گردش باد (جاثيه/5) و(فرقان/48)،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف/57) و(رعد/12)،مراحل متوالي بادهاي مهاجر(ذاريات/4-1)،بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران(نمل/63)،پيدايش ابر(روم/48)،بادها عامل تلقيح ابرها(حجر/22)، پديده ي تقطير در ابرها(نبأ/14)،جزئيات تشكيل ابر و بارش باران(روم/48) و (نور/43) و

 

نظرات علمي قرآن درمورد جهان جنين:

 

آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)،تخمك وسلول تخم(انسان/2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت/38)،وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف جنين(زمر/6)،آب در ساختمان جنين(فرقان/54)،دوران شيرخوارگي (بقره/233)،نقش مرد در تعيين جنس جنين(نجم/46-45)، (قيامت /39-37) و(بقره/233) ،به كار افتادن حس شنوايي قبل از بينايي(نحل/78)، و.. .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:22  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

دیــنــی

 

خويش گمشده من

 

اين تذهبون ؟

يک بار شنيديم بزرگي مي گفت وقتي به امام سلام مي دهيم حتما جواب مي دهد چون جواب سلام واجب است وامام واجب را ترک نمي کند اين ترافيکهاست ( ترافيک دنيا ) که نمي گذارد ما جواب را بشنويم ! چقدر متاثر کننده است !

ولي ما به اين حال ديگه عادت کرديم خداوند مي فرمايد بعد از مرگ خواهد فهميد .

اباعبدالله حديث بسيار زيبايي دارند :

دين لق لقه دهان مردم است

واقعا ما هم اين طور هستيم کي مي خواهيم بفهميم ؟ واقعا دير شده است بايد قدر لحظات را دانست.

.يا حي الذي يحي الموتي جانم را زنده کن وببخش مرا با نعمتهايت گناه کردم چه افسوسي بدتر از اين خدايا حسرت را در اين دنيا نصيب فرما ! تا به خودم بيايم ! مي گويند قيامت روز تغابن است خوب وبد هر دو به اين حال مبتلا هستند

خدايا ببخش بر پاهايي که مي رود اما نه بسوي تو ، بدني که فرسوده مي شود اما نه براي تو !نه براي تو! يعني نه براي صاحبش ! ببخش بي آبرويي دلهايمان را به ياد همه است به غير از آقايش

يا مهدي تا نظرت نباش چطورمن درست شوم ؟ به حر آقايش نظر کرد وتوفيق يافت که در پشت آقايش نماز بخوابد واولين کس بود که در رکاب اباعبدآلله به شهادت برسد . اقا جان يک نظر شما کافي است

به اميد کسب لياقت براي جلب عنايت مولا صاحب الامر

منبع

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:35  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

دیــنــی

 

 

 

نظرات علمي قرآن در مورد عالم، زمين ، دريا و ماده:

 

پيدايش جهان(فصلت/11)، انبساط و گسترش عالم (ذاريات /47)، اتحاد ويگانگي جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبياء/30)،حركت هموار ومناسب زمين(ملك/15) و (نمل/88)، حركت زمين به دور خود (فرقان/46-45)، مسطح نبودن زمين(رحمن/17)،بيضي شكل بودن تقريبي زمين(نازعات/30)،(اعراف/137) و(شمس/6)، ناقص شدن كره ي زمين در هر دو قطب(رعد/41)، كوهها عامل استحكام پوست زمين (نبأ/7) ، قوه ي جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10)، پيدايش دريا (مؤمنون/18)، درياي شور وشيرين(فاطر/12)، دريا گهواره ي زندگي (نور/45)، زوجيت يا وجود بارهاي مثبت ومنفي در هر چيز(يس/36)،(ذاريات/49)و (رعد/3)،نظريه ي نسبيت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم(يونس/61)و (سبأ/3)، و...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:41  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 39

دیــنــی

 

اطلاعیه ختم قرآن

 

سلام دوستاي خوبم

اميدوارم که حالتون خوب باشه و زندگی بر وفق مراد

دوستاي خوبم من از ماه مبارک رمضان سال گذشته برنامه ختم قرآني براي دوستاني که مايل بودند قرآن بخونند گذاشتم که هفته اي يک جزء هر نفر مي خونه که هر هفته يک بار همه دوستان با همکاري هم قرآن رو ختم مي کنيم و هر نفر تقريبا بعد از 8 ماه خودش يکبار قرآن رو ختم می کنه

من اين برنامه رو ترتيب دادم چون معمولا کساني که دلشون مي خواد قرآن بخونند وقت ندارند هر روز يک جزء رو بخونند

اگر دوستاني که اعلام آمادگي مي کنند مايل هستند در برنامه بعدي ختم قرآن که حدودا اوايل تير ماه برگزار مي شه شرکت کنند در ميلشون ذکر کنند که من اسمشون رو در ليست بنويسم

 

دوستاي خوبم لطفا ميلهاتون رو فقط به ميل من يعني

 

saheledoosti@yahoo.com

 

بفرستيد

 

اگر ممکنه موضوع رو هم "ختم قرآن" بگذاريد تا بتونم سريعا از بين ميل هاي ديگه تشخيص شون بدم. راستي دوستاي خوبم اين امر الهي فقط مختص کساني که توي گروه عضو هستند نيست هر کسي که مايل باشه مي تونه شرکت کنه.اگر مشکلی یا سوالی در مورد این برنامه داشتید حتما من رو در جریان بذارید

از همه تون بخاطر توجه تون سپاسگزارم

در پناه خدا شاد و موفق و سلامت باشيد

ساحل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:58  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

دیــنــی

 

تزکیه نفس

 

* بايد دانست وقتي انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکيه آن بر نيايد و نفس را سر خود بار آورد هر روز بلکه هر ساعت بر حجابهاي آن افزوده مي شود و از پس هر حجابي ، حجابي بلکه حجبي براي او پيدا شود تا آنجا که نور فطرت به کلي خاموش و منطفي شود .

* آيا نيامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآييم و براي علاج امراض آن قدمي برداريم ؟ سرمايه جواني را به رايگان از دست داديم و با غرور نفس و شيطان ، جواني را که بايد با آن سعادتهاي دو جهان را تهيه کنيم از کف نهاديم ؛ اکنون نيز در صدد اصلاح بر نمي آئيم تا سرمايه حيات هم از دست برود و با خسران تام و شقاوت کامل از اين دنيا منتقل شويم .

* عزيزا ! از خواب گران برخيز و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج کن و دست تمسک به حبل الله متين الهي و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براي ما گذاشت که به واسطه تمسک به آنها از اين گودال ظلماني طبيعت خود را نجات دهيم و از اين زنجيرها و غلها خلاصي پيدا کنيم و به سيره انبيا و اولياء متصف شويم.

* خدا نکند انسان پيش از آنکه خود را بسازد جامعه به او روي آورد و در ميان مردم نفوذ شخصيتي پيدا کند ، که خود را مي بازد و خود را گم مي کند .

* اگر دست از اين عالم – که مزرعه آخرت است – کوتاه شد ديگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتواني کرد .

* اي عزيز ! بدان که خواهش و تمناي نفس به جايي منتهي نشود و با اشتهاي آن به آخر نرسد .

* هر بلايي سر انسان مي آيد يا جامعه از دست قدرتمندان مي بيند در اثر هواي نفس و خودخواهي است .

* نمي شود که انسان هم خودپرست باشد و هم خداپرست . نمي شود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند و هم منافع اسلام را . بايد يکي از اين دو تا باشد.

* اي عزيز ! اکنون تا حجابهاي غليظ طبيعت نور فطرت را به کلي زائل نکرده و کدورتهاي معاصي صفاي باطني قلب را به کلي نبرده و دستت از دنيا که مزرعه آخرت است و انسان در آن مي تواند جبران هر نقصي و غفران هر ذنبي کند – کوتاه نشده دامن همتي به کمر زن و دري از سعادت به روي خود باز کن .

* اي دوست ! در ايام جواني اراده و تصميم انسان ، جوان است و محکم از اين جهت نيز اصلاح براي انسان آسانتر است. ولي در پيري اراده سست و تصميم پير است و چيره شدن بر قوا مشکلتر است.

 

( چند نکته اخلاقي و عرفاني از امام خميني ) 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:10  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

دیــنــی

 

انتظار واقعي

 

انسان از چيزي يا كسي پاسداري مي كند يا انتظار آن را مي كشد كه او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد . اگر شناخت و معرفت صحيح و شايسته باشد انتظار نيز واقعي خواهد بود . از اين جهت انسان در عصر غيبت يا منتظر واقعي است يا گرفتار جاهليت و عدم شناخت و معرفت صحيح . زيرا در بسياري از روايات آمده است زمين از حجت خدا خالي نخواهد ماند « إنّ الله جلّ و عزّ أجلّ وأعظم من أن يترك الأرض بغير إمام عادل» . حتي در برخي روايات آمده است : اگر زمين از حجت الهي خالي گردد زمين اهلش را فرو خواهد برد « لو بقيت الأرض بغير إمام لساخَت» . از صادق آل محمد(ص) نيز رسيده است : از زماني كه خداوند سبحان زمين را خلق كرده تا هنگام برپايي قيامت زمين از حجت خدا خالي نخواهد بود . چون اگر او نباشد عبوديت خدا تعطيل خواهد شد ليكن اين حجت گاهي ظاهر و شناخته شده و گاهي غايب و مستور است .

از خود امام عصر (عج) نيز رسيده است كه من مايه امنيت براي اهل آسمان هستم و بنابراين در تمام اعصار از جمله اين عصر حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد . از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است . اين كه گاهي تعبير به - مهدي موعود موجود  مي كنيم سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرق است . آنچه كه شيعه اثناعشري را از ديگران ممتاز مي كند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است .

شيعه و سني از رسول خدا نقل مي كند : هر كس كه بدون شناخت امام زمان و حجت عصر خودش بميرد به مرگ جاهليت مرده است . سفارش همه انبياي الهي اين است كه سعي كنيد مسلمان بميريد . منظور از شناخت امام زمان(عج) تنها شناخت شناسنامه اي و تاريخي آن حضرت نيست كه انسان بداند نامش چيست و فرزند كيست ، در چه عصري زندگي مي كرده و... بلكه مراد شناخت امامت ، اعتقاد به ولايت و معرفت به شخصيت امام است و افزون بر آن اطاعت نيز لازم است وگرنه حاكمان برخاسته از سقيفه ، طاغوت شام ، فاجعه آفرينان انسانيت كُش كربلا ، هارون الرشيد و... بيش از هر كس ديگري امامان عصر خويش را مي شناختند .

منبع

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:47  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

دیــنــی

 

چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غریب می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

 

بخش دوم و آخر

 

امام دور از اهل و دیار

 

یکی از معانی رایج غربت، دورافتادن از اهل(نزدیکان درجه اول) و دیار و سرزمین خویش است. از آنجایی که امام عصر ارواحنافداه، به امر الهی از اهل و دیار خود کناره گیری کرده اند، غریب هستند و جای خالی ایشان در میان دوستان و نزدیکانشان مشهود است. تمام ائمه اطهار علیهم السلام به سرزمین جدشان پیامبر بسیار علاقمند بودند، امام زمان صلوات الله علیه نیز به زندگی در مدینه و اطراف آن علاقمند هستند اما برای محفوظ ماندن از شر دشمنان در محل دورافتاده ای سکنی می گزینند. هرچند جای خالی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم و دوستدارانشان مشهود است، اما

دلهای مؤمنان واقعی همواره نزد مولایشان است و جز به ایشان قرار و آرامش ندارند

آنچه دلهای دوستداران حضرتش را به درد می آورد، این است که گل سرسبد هستی که همگان به طفیل او زنده اند و از کنار سفره او روزی می خورند، در جایگاه شایسته اش در عالم جای ندارد و از دوستداران و تزدیکان خویش هم دور افتاده است و شیعیان چاره ای جز صبر و دعا برای این غریب دور از اهل و دیار ندارند.

 

امام بی یار و یاور

 

یکی دیگر از معانی صریح  روشن غربت«کم بودن اعوان و انصار» است. کسی که به اندازه کافی یار و یاور نداشته باشد، حقیقتاً غریب است.

یاران امام عصر سلام الله علیه مؤمنان واقعی هستند؛ کسانی که هم در اعتقاد و هم در عمل اهل ایمانند. آنان هیچ چیز را بر اطاعت از دستوران امامان خود ترجیح نمی دهند و در مقابل خواست ایشان که همان دین صحیح و شرع مطهر اسلام است تسلیم محض می باشند.

بنابراین اگر بخواهیم یاران واقعی امام عصر ارواحنا فداه را بشناسیم باید آنها را در میان مؤمنانی جستجو کنیم که در اعتقاد و عمل به خود مو به مو از ائمه اطهار علیهم السلام فرمان می برند. آنان اطاعت از خدا را با اخلاص در بندگی او همراه کرده اند و لذا خداشناس واقعی شده اند.

چنین مؤمنانی در هر زمان بسیار اندک یافت می شوند. ویژگی تسلیم محض بودن نسبت به امام همان چیزی است که نشانه کمال ایمان در انسان می باشد و متأسفانه در میان مؤمنان بسیار کم یافت میشود.

کمتر مؤمنی پیدا می شود که در مقام تصور و فکر، خود را تسلیم محض امامش نداند.

اما آنچه مهم است مقام عمل است و اینکه

اگر عمل به فرمایش امام با خواسته های مورد علاقه انسان هماهنگ نباشد آیا از جان و دل حاضر می شود که خواست ایشان را بر خواست خود ترجیح دهد؟!

اگر کسی چنین بود می توان گفت که بر اعتقاد خود نسبت به امام ثابت قدم مانده است.

حضرت امام باقر علیه السلام در وصف مؤمن واقعی 3 بار فرمودند:

«مؤمن غریب است.»

وقتی مؤمنان واقعی که یاران خاص امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند چنان کمیاب باشند که با عنوان غریب یاد شوند، غریب بودن خود امام به معنای بی یاور و یار بودن حضرتش روشن و مسلم است

مأخذ : کتاب آفتاب غربت، سید محمد بنی هاشمی ـــــــ موعود 59

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:15  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 35

دیــنــی

 

چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غریب می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

 

با وجود همه تأکیدات عقلی و نقلی بر وجوب شکر نعمت های الهی، متأسفانه بسیاری از آنها مورد بی توجهی قرار می گیرد و در این میان، نعمت های بزرگ تر، بیشتر کفران می شود. در میان مخلوقات خدا از ابتدای خلقت تا انتهای آن هیچ کس به اندازه پیامبر اکرم و امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین بر گردن مردم حق ندارد. ایشان مالک و واسطه همه نعمت های مادی و معنوی هستند و اگر انسان از نعمت وجودی ایشان محروم ماند تفاوتی با حیوان و گیاه ندارد. با این همه حق این سرچشمه فیض الهی هیچ گاه ادا نشده است و بدین علت «مکفر» نامیده شده اند. انسان ها از کسانی که بیشترین حق را بر گردنشان دارند کمترین قدردانی را کرده اند و آنها را مورد بی توجهی قرار داده اند.

بیشتر مردم، حتی شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام با حقوق ایشان بطور کامل آشنا نیستند و معمولا عنایتی به ضرورت شکرگزاری از این نعمت بی مانند الهی ندارند. و در دنیای ما پیامبر و ائمه علیهم السلام خصوصا مولای عزیزمان حضرت مهدی ارواحنا فداه مکفر و غریب هستند. برای این منظور معانی مختلفی از غربت ایشان را مورد توجه قرار می دهیم.

1ـ امام ناشناخته

قدر ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته شخصی است وجود نداشته باشد او را می توان غریب دانست.

به همین ترتیب اگر یک واسطه خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمت ها و برکات از جانب چه کسی به آنها رسیده است به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنانکه شایسته است ادا نمی کنند و لذا او غریب می ماند.

از طرف دیگر اگرولی نعمت شناخته شود ولی به خاطر بی توجهی یا به عمد از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمات صورت می گیرد و این کفران نعمت به نوعی دیگر به غربت او می انجامد. نعمت حضرت ولی عصر سلام الله علیه یک نعمت عام و فراگیر است و همه خلایق را در برمی‌گیرد. چون همه موجودات از نعمت وجود ایشان بهره‌مند می شوند، بنابراین شکر نعمت وجود اما باید به گستردگی خود این نهمت فراگیر باشد.

چونانکه در حال حاضر بر روی کره زمین، اکثر مردم اصلا اما زمان را نمی شناسند، یعنی نمی دانند میزبان و ولی نعمت آنها کیست؟ بر سر سفره او نشسته و نان و نمک او را می خورند اما هیچ گونه شکرگزاری نسبت به ایشان انجام نمی دهند. چون اصلا ایشان را نمی شناسند نا ضرورت شکر آن را بدانند.

غربت امام زمان عجل الله تعالی له الفرج در بین عده دیگر مشهودتر و ناگوارتر است. این عده اقلیتی هستند که خدای منان امام زمان ارواحنا فداه را به آنها شناسانده است و آنها می دانند که آن حضرت حجت خداست و به آن اذعان دارند؛ لذا در زمره شیعیان قرار می گیرند، ولی قلبا قدرشناس حضرتش نیستند. این معنا از غربت امام دقیقا به مشکور نبودن آنان برمی گردد.

از طرف دیگر اکثر افراد عادی که معلومات چندانی درباره دین ندارند و مطالعات و شنیده های دقیق و صحیحی درباره امامت و اوصاف امام ندارند و هیچ ضرورتی هم برای مطالعه در این باب احساس نمی کنند؛ در حالی که همین افراد برای انجام امور دنیوی نهایت دقت را به خرج می دهند، از افراد خبره و آگاه در انجام امور کمک می گیرند، ولی نسبت به امور معنوی بی تفاوت هستند و برایشان ارزشی ندارند و حال آنکه در انجام این امور باید کوشید و برای انجام آن باید راهنما داشت. امام باقر علیه السلام در باب ضرورت رجوع به خبره و راهنما در مسایل دینی در مقایسه با امور دنیوی می فرمایند

ای ابوحمزه! یکی از شما که می خواهید چند فرسخ دور شوید راهنما می گیرید، در حالی که تو نسبت به راه های آسمان در مقایسه با راه های زمینی ناآگاه تر هستی پس برای خود دلیل و راهنما بجوی.

ادامه دارد....!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 17:43  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 34

دیــنــی

 

پیامی از امام علی (ع) به عصر ها و نسل ها

 

خطبه 38 نهج البلاغه در معنای شبهه:

« شبهه را از آن روی شبهه گفته اند که به حق شباهت دارد، هر چند باطل است. ولی دوستان خدا بدان گرفتار نشوند که چرا یقین در دست دارند و رهبرشان هدایت و رستگاری است. اما دشمنان خدا را ضلالت و گمراهی، بدان فرا می خوانند و راهنمایشان کوری است. نه آن کس که از مرگ بترسد از مرگ رهایی خواهد یافت و نه آنکس که دوستدار زیستن جاوید است از عمر ابدی بهره مند گردد.»

علامه جعفری گوید:

دو نوع عمده در پدیده ها و سخنان شبهه ناک وجود دارد که توجه به آن دو ضرورت دارد:

1ـ شبهه های طبیعی: همه ما می دانیم که حق و باطل در حیات بشری همواره و در همه ی موقعیت ها با آن وضوح و صراحت نمودار نمی شوند که برای هیچ کس جای تردید و شک و شبهه نماند. دخالت نیت ها و هدف گیری های درونی که نمود عینی در گفتارها و کردارها و سایر شؤون بشری ندارند از عوامل بسیار رایج و متداول بروز شبهه هاست. نارسائی الفاظ در بیان مقاصد واقعی و کاملاً مشخص فیزیکی دیگر از عوامل فراوانی شبهه می باشد. در این نوع از شبهات مادامی که تقصیری در تشخیص حق صورت نگیرد، تنها ضرری که خواهیم دید، ضرر محرومیت از حق است، که به جهت نادانی برای ما وارد خواهد گشت.

2ـ القاء شبهه و مشتبه ساختن عمدی حقایق است که یکی از دلایل خبث و پلیدی تبه کاران محسوب می شود و به اضافه ی ضرر محرومیت از حق که به انسان های ناآگاه وارد می شود، عامل سقوط بوجود آورنده ی شبهه را نیز فراهم خواهد ساخت. اما اولیاء خدا در موقعیت های شبهه ناک با روشنایی یقین حرکت می کنند و راهنمای آنان طریقه ی هدایت است و اما دشمنان خدا، در این موقعیت ها دعوت به گمراهی می کنند و راهنمای آنان نابینایی است.

نور یقین بزرگترین عامل روشنایی انسانی در تاریکی های شبهات برای اولیاء ا... است. مقصود از یقین در اینجا آن انکشاف صد در صد معلوم نیست که ذهن آدمی مانند آئینه ای صاف آن را در خود منعکس می نماید و بس، بلکه مقصون آن حالت نورانی روح است که از به کار بستن عقل سلیم و عمل به نداهای سازنده ی وجدان و تعهد برین است که با خداوند سبحان بسته شده است، این نورانیت با زیادی علم و کوشش های بی اساس بوجود نمی آید. آیات و روایات مربوط به نورانیت یقین فراوان است و همه آنها بر این حقیقت دلالت می کند که این نورانیت ، معلول خلوص و صفای قلبی انسان است که واقعیات و حقایق را به طور ناب می بیند. این بینش نورانی بزرگترین الطاف خداوندی است که به یک بنده عطا می شود و در موقع تاریکی و شبهات حیرت زده و ناتوان نمی ماند زیرا برای رسیدن به مقام والای اخلاص حتماً مجاهدت های خالصانه ضرورت دارد.

قرآن گوید: کسانی که در راه ما مجاهدت می ورزند ما حتما آنان را به راه های خود هدایت می کنیم. این است موقعیت انسان های رشد یافته در برابر تاریکی ها و شبهات. و اما آنانکه به خصومت با خدا برخاسته اند از این تاریکی ها و شبهات سوء استفاده نموده، از آنها برای گمراه کردن مردم بهره برداری می کنند و راهنمایی جز نابینایی ندارند. چه در آن تاریکی ها و شبهاتی که بطور طبیعی نمودار گشته و مردم در برابر آنها قرار گرفته باشند با ترس از مرگ هیچ کس از مرگ نجات پیدا نمی کند و با دوست داشتن بقاء هیچ کس پایدار نمی ماند.

آری! آنچه که با قوانین طبیعت که جلوه گاه مشیت خداوندی است آمده است، با قوانین طبیعت هم خواهد رفت؛ جز روح انسانی که طبق مشیت الهی گام به مافوق طبیعت گذاشته و آماده ی زندگی ابدی خواهد گشت (خلقتم للبقاء لا للفناء) شما برای بقاء آفریده شده اید، نه برای نابودی و فناء.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 23:26  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 33

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(6)

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشريف) در روايات شيعه :

 

امام جواد ( سلام الله عليه ) : حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند به محضر امام جواد (عليه السلام) شرفياب شدم و تصميم گرفتم كه از او بپرسم آيا او قائم آل محمد ( صلى اللّه عليه وآله) است يا ديگرى ; اما پيش از آنكه سخن آغاز كنم فرمودند : اى اباالقاسم! همانا قائم از ما، مهدى (عليه السلام )  مى باشد . آن كسى كه واجب است در زمان غيبتش، انتظارش را برند و پس از ظهورش فرمانش را اطاعت كنند و او سومين فرزند از نسل من است. قسم به خدايى كه محمد ( صل الله عليه و آله ) را به نبوت

مبعوث نمود و ما را به امامت برگزيد اگر از عمر اين جهان تنها يک روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى خواهد ساخت تا او ظهور نموده ، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه كه به هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است .

خداوند كار قيام او را در يک شب اصلاح مى كند همانگونه كه كار رسالت و نبوت كليم خود، موسى بن عمران را به هنگامى كه بسوى آتش رفت تا براى خانواده ى خود از آن برگيرد، اصلاح فرمود و او در حالى بازگشت كه به رسالت برانگيخته شده بود .

امام هادی ( سلام الله عليه) : امام پس از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش « قائم» مى باشد، همو كه زمين را از عدل و داد پر مى كند همانگونه كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد .

امام هادی ( عليه ا لسلام ) : جانشين بعد از من فرزندم حسن است اما چگونه است وضع شما در هنگام جانشين فرزندم حسن ( يعنى مهدى موعـود « عجل الله تعالی فرجه الشريف» ) . عرض كردم براى چه فدايت شوم؟! فرمود: براى آنكه شما او را نمى بينيد

و جايز نيست اسمش را ببـريد، عرض كردم پس چگونه او را نام ببريـم؟ فرمـود : بگوئيد حجت آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم).

امام عسکری ( سلام الله عليه ) : خداى را سپاس كه مرا از اين جهان بيرون نبرد تا جانشين و امام پس از مرا به من نشان داد.

پسرم در چهره، خلق و خوى، شبيه ترين مردم به پيامبر خداست. خداوند او را در دوران غيبتش حفظ خواهد كرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمين را از عدل و داد لبريـز خواهد ساخت همانگونه كه از ستم و بيداد پر شده باشد .

امام عسکری ( عليه ا لسلام ) : شيخ طوسى (ره) مى نويسد: روزى حدود چهل تن از شيعيان حضور امام حسن عسكرى (عليه السلام) شرفياب شدند و از حضرتش تقاضا كردند كه حجت پس از خويش را به آنان معرفى كند. ناگاه پسرى ديدند همچون پاره ماه، كه شبيه ترين مردمان به ابومحمد (عليه السلام) بود، آن گاه حضرتش فرمودند: اين، پس از من امام شماست و جانشين من است بر شما، او را اطاعت كنيد و پس از من پراكنده نشويد، كه دينتان تباه مى شود و به هلاكت مى افتيد، بدانيد كه پس از امروز او را نخواهيد ديد تا اينكه عمرى از او سپرى گردد. به خدا سوگند كه او غيبتى خواهد نمود كه در آن از هلاكت رهايى نيابد مگر كسى كه خداى عزوجل او را بر اعتقاد به امامت او پايدار و ثابت قدم بدارد و توفيق دهد كه دعا براى تعجيل فرجش كند .

 

حمید: از دوست و برادر خوبم هادی که اجازه دادند از مطالب وبلاگشان استفاده کنیم تشکر می کنیم. ضمن اینکه وبلاگ ایشان مطلبی ندارد که ما استفاده نکرده باشیم!!!

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 23:18  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 32 ـ شنبه 6 اسفند

دیــنــی

 

بشارت دولت الهی آخرالزمان از دیگاه منابع اسلامی (قرآن ، حديث)(5)

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه ا لشريف) در روايات شيعه :

 

بشـارت دولت الهـی آخرالزمـان از ديگاه منابـع اسلامـی (قـرآن ، حـديث)

امام کاظم ( سلام الله عليه) :  يونس بن عبدالرحمن آورده است كه بر امام هفتم (عليه السلام)  وارد شدم و گفتم: سرورم آيا شما قائم به حق هستيد .  فرمودند : آرى من قائم به حق هستم اما آن قائمى كه زمين را از دشمنان خدا پاک مى سازد و آن را همانگونه كه هنگامه ى ظهورش از ستم و بيداد لبريز است از عدل و داد سرشار و مالامال مى سازد، او پنجمين امام از نسل من است.  او به فرمان خدا و براى حفظ جان خويش، غيبتى طولانى خواهد داشت به گونه اى كه گروههايى راه ارتداد در پيش مى گيرند و گروهى در ديـن خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم مى مانند . آنگاه فرمود:  خوشا به حال شيعيان ما آنانكه در عصر غيبت قائم ما به ريسمان ولايت و محبت اهل بيت چنگ زده و بر دوستى ما پايدار بوده و به بيزارى از دشمنان ما استوارند .

آنان از ما هستند ،  و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند .  و ما به پيروى آنان از اهل بيت پيامبر خويش .  راستى كه خوشا به حال آنان!  بخداى سوگند كه آنان در روز رستاخيز با ما و در درجه ى ما خواهند بود .

امام کاظم ( عليه ا لسلام) :  فرزندم! چون پنجمين امام از فرزندان هفتمين امام ناپديد شود، از خداى درباره دينتان بترسيد، زيرا كه صاحب اين امر را گريزى از غيبت نيست، غيبتى كه روى گردان شود از اين آئين، بسيارى از كسانى كه به آن معتقد باشند ، فرزندم! آن غيبت آزمونى ا لهى است كه خداى ، مردمان را به آن بيازمايــد .

امام رضا ( سلام ا لله عليه ) : هنگامى كه دعبل خزاعى آن شـاعر انديشمند اهل بيت ( عليهم السلام ) بر حضرت رضا ( عليه السلام) وارد شد و قصيده ى معروف خويش را خواند تا به اين شعر رسيد كه : « قيام شكوهمند امام راستين از خاندان رسالت كه بى ترديد ظهور خواهد نمود در پرتو نام بلند خدا و بركات او»... « در بين ما حق و باطل را از هم جدا مى كند و بر نعمت ها و كردارهاى شايسته و نيز بيدادها و ناهنجاريها كيفر درخور خود را خواهد داد.» .... امام رضا ( عليه السلام) به شدت گريست و فرمود : اى دعبل خزاعى! روح القدس بر زبان تو اين دو بيت را گذارد. آيا مى دانى اين امام كيست و كى قيام مى كند؟ پس عرض كرد نه مولاى من! مگر اينكه من شنيده ام امامى از شما خروج مى كند كه زمين را از فساد پاک مى كند و آنرا پر از عدل مى سازد همچنانكه از جور پر شده باشد. پس امام( عليه السلام) فرمود: اى دعبل! امام بعد از من محمد پسرم و بعد از محمد، على پسرش و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجت قائم است كه در غيبت انتظار او كشيده مى شود و زمان ظهور او از او اطاعت مى شود اگـر از دنيا نمانده باشد مگر يک روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى مى كند تا او خروج كند و زمين را پر از عدل كند چنانكه از جور پر شده است. بعد در ادامه ى فرمايشاتشان فرمودند :  كه كسى از وقت ظهور او خبر ندارد و ناگهان به شما ظاهر خواهد شد .

امام رضا ( عليه ا لسلام ) : پس هنگامى كه مهدى ( عليه ا لسلام ) خروج كند زمين به نور او روشن شود و او ترازوى عدالت در ميان مردم نهد و كسى بر كسى ديگر ظلم نكند .

 

 

از وبلاگ: مهدویت و علائم ظهور

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 15:52  توسط حمید رضا الوندی  |