تبليغاتX
مشکان

مشکان

گاهنامه علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی و امدادی

هفته نامه مشکان 43

گزارش ویژه هفته

 

یک تحلیل از یک خبرگزاری آلمانی

ايران در هفته‌اى كه گذشت: انزواى كامل؟ جنگ يا سازش؟

 

كوندوليزا رايس: يا انزواى كامل، يا قطع غنى سازى اورانيوم و استفاده صلح آميز از انرژى هسته‌اى

 

همزمان با ادامه تلاش‌هاى ديپلماتيك براى حل مناقشه اتمى ايران، نزديكى نظامى آمريكا به چين، حمله پوتين به سياست آمريكا، تهديدات اسرائيل و انتصاب يك ژنرال هوائى به رياست سيا، نشانه‌هاى خطرى هستند كه می‌تواند ايران را تهديد كند.

محمود احمدى‌نژاد، پس از بى‌پاسخ ماندن نامه خود به جورج بوش، اين هفته در سفر به جاكارتا، يكبار ديگر با اتخاذ مواضع تند ضداسرائيلى، به تغذيه خطرى پرداخت كه ايران را تهديد می‌كند.

شوراى امنيت سازمان ملل متحد، هفته گذشته به اين دليل نتوانست قطعنامه‌ای عليه ايران صادر كند كه چين و روسيه با اتخاذ تصميمات تنبيهى عليه ايران مخالف بودند. ايران همواره روى اين برگ برنده حساب كرده است.  اما تحركات سياسى تازه نشان می‌دهد كه اشتراك موضع روسيه و چين می‌تواند پايان يابد. آمريكا و چين، از سال ۲۰۰۰ ميلادى، ديگر هيچ نوع همكارى نظامى با يكديگر نداشتند. اين هفته، پس از ديدار وزير دفاع چين و فرمانده ناوگان نظامى آمريكا در اقيانوس آرام، يك خبرگزارى چينى اعلام كرد كه همكارى‌هاى نظامى دو كشور در همه زمينه‌ها تقويت می‌شود.

در همين شرايط، ولاديمير پوتين آمريكا را متهم كرد كه هرجا منافعش ايجاب كند دموكراسى و حقوق بشر را زير پا می‌نهد. پوتين، حتى به طور غير مستقيم واشنگتن را از حمله نظامى به ايران برحذر داشت. موضع‌گيرى غيرمنتظره پوتين، از قضا همزمان بود با آغاز مذاكرات مربوط به تحويل سوخت اتمى براى راه اندازى نيروگاه هسته‌ای بوشهر. بنا به اظهار محمد سعيدى معاون سازمان انرژى اتمى ايران، موضوع اصلى اين مذاكرات تعيين زمانى براى بهره بردارى از نيروگاه بوشهر بود. اما خبرگزارى روسی ”ايتار تاس” گزارش داد كه توليد مشترك اورانيوم در خاك روسيه نيز، در دستور كار اين نشست قرار داشته است.

اگر اظهارات تهديدآميز اين هفته شيمون پرز معاون نخست وزير اسرائيل و انتصاب ژنرال هوائى مايكل‌ هايدن به سمت رياست سازمان اطلاعات و امنيت آمريكا را نيز بر تحولات ياد شده بيافزائيم، به اين نتيجه می‌رسيم كه جمهورى اسلامى ايران در صورت عدم همكارى با تروئيكاى اروپا، هر روز به خطر برخورد نظامى نزديك‌تر می‌شود.

در حالى كه مذاكرات شوراى امنيت به هفته آينده موكول شده است، آلمان، انگلستان و فرانسه سرگرم تهيه طرح تازه‌ای براى تشويق و هشدار ايران هستند. كوفى عنان رهبران تهران را به نرمش فرامی‌خواند، وزير خارجه آمريكا تهديد به تحريم‌هاى مالى گسترده می‌كند و حتى برخى از نمايندگان پارلمان اروپا می‌كوشند مانع شركت تيم ملى فوتبال ايران در جام جهانى شوند. در همين حال، گروهى از سياستمداران ميانه‌روى آمريكا،  می‌گويند كه نامه احمدى‌نژاد نشانه آمادگى تهران براى سازش بود و دولت بوش می‌بايست از آن استفاده می‌كرد. بسيارى از سياستمداران اروپائى نيز، تنها راه حل بحران

اتمى ايران را مذاكره مستقيم ميان واشنگتن و تهران می‌دانند. اما بايد ديد كه طرح تازه سه كشور اروپائى، چه ثمره‌ای به بار خواهد آورد؟

از اظهارات وزير خارجه آمريكا چنين بر می‌آيد كه در طرح اروپائى‌ها، پيشنهاد تعطيل برنامه غنى‌سازى اورانيوم، به شرط تضمين استفاده از تكنولوژى صلح آميز هسته‌اى، بار ديگر با ايران در ميان نهاده خواهد شد.

جواد طالعى

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:26  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

خــبـــر

 

زورگيري آقاي خوش شانس!


آقاي «الف» تقريباً در تمام مزايده هاي سازمان هاي دولتي- بنيادها و اداره تصفيه ورشكستگي- شركت مي كند و از قضا!! هميشه نيز برنده مي شود و بازهم از قضا!! اموالي كه به مزايده گذارده شده است را با قيمتي چند برابر كمتر از ارزش واقعي به چنگ مي آورد و البته در برخي از موارد هم اين آقاي خوش شانس!! بدون اين كه مزايده اي در كار باشد، صاحب اموال بادآورده مي شود و...
جديدترين «شاه»كار در اين زمينه كه بعيد است آخرين آنها باشد، تصاحب يك قطعه باغ مركبات 7/12هكتاري در شمال كشور است. اين قطعه زمين همراه 2 قطعه زمين ديگر متعلق به شركتي بنام «چكش» بود كه قبل از پيروزي انقلاب، طرف قرارداد يكي از سازمان هاي دولتي بود و بعد از پيروزي انقلاب، اعضاي مؤسس آن كه از وابستگان رژيم شاه بودند، به خارج از كشور گريختند و قرار شد سازمان مديريت، اين سه قطعه زمين را بابت بدهي شركت چكش به آن سازمان دولتي در اختيار سازمان دولتي مزبور قرار دهد و سازمان مورد اشاره نيز زمين 7/12 هكتاري را در اختيار گرفت، اما...
اما در سال 1376، اين باغ 7/12هكتاري ازسوي يكي از بنيادها بدون آن كه اين بنياد در ماجراي مذكور سمت قانوني داشته باشد به مبلغ 76 ميليون تومان به آقاي «الف» فروخته شد، بي آن كه اين معامله به سازمان دولتي ياد شده اطلاع داده شود... وقتي ماجراي اين معامله فاش گرديد، همين ملك در سال 1380 بدون ارزيابي مجدد و بي آن كه مزايده اي صورت پذيرد با افزايش حدود 30 ميليون تومان به همان شخص، يعني آقاي «الف» واگذار گرديد.
گفتني است در سال 1380، وزارت آموزش و پرورش كه از ماجرا و مالكين اصلي ملك ياد شده بي خبر بود، قصد داشت باغ 7/12 هكتاري را به مبلغ يك ميليارد و 270 ميليون تومان از آقاي «الف» بخرد ولي آقاي «الف» قبول نكرد و در همان حال ملك مزبور را كه در آن زمان بيش از 3 ميليارد تومان ارزش داشت، به مبلغ 110 ميليون تومان از اداره تصفيه ورشكستگي خريداري كرد.
هم اكنون قيمت اين باغ كه قانوناً متعلق به يك سازمان دولتي است و در تصرف آن سازمان نيز مي باشد، بيش از چند ميليارد تومان است ولي آقاي «الف» با پشت گرمي و حمايت بعضي ها در بعضي از مراكز ذي نفوذ، در حال ضبط و غصب كامل آن است و فرياد آن سازمان دولتي كه چرا بايد ملك متعلق به دولت اينگونه توسط سرمايه داران تاراج شود، تاكنون به جايي نرسيده است.
بديهي است كه كيهان در صورت ادامه اين ماجرا كه نامي جز «زورگيري» ندارد، اسامي كامل افراد و مراكز مربوطه را منتشر خواهد كرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:26  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی وچهارم

 

دوست عزیز! به این واقعیت اعتراف کنیم که خداوند حکیم بین زن و مرد جاذبه ای قرار داده که در عین حال که یکی از عوامل زندگی مشترک است  درصورت عدم مراقبت  به شدت مورد طمع شیطان قرار می گیرد

همین گفتگو های غیر ضروری است که آرام آرام یکی از دو طرف یا هردو راازلحاظ  عاطفی وابسته می سازد و این دلبستگی ها که برخاسته از هیجانات جوانی است  به تدریج طوفانی را در ذهن و دل جوان بر پا می کند  طوفانی که خیلی زود آثار منفی اش بر فعالیت های اجتماعی (شغلی و تحصیلی)نمایان می شود

حال دو امکان وجود دارد : یا این دختر و پسر جوان می توانند  با هم ازدواج کنند   یا  نمی توانند .اگر به هر دلیلی این رابطه ی (هرروز گرم تر از دیروز )به ازدواج منجر نشود موجب وارد آمدن لطمه ی روحی وروانی   افسردگی  کندی و توقف فعالیت های مفید  پرخاشگری   انتقام جویی  و حتی در مواردی اعتیاد و خود کشی می شود

 

اگر هم به ازدواج منجر شود از آنجا که جاذبه های احساسی است ارتباط مانع شناخت صحیح و انتخاب و تصمیم عاقلانه بوده است    کمتر چنین ازدواجی با موفقیت توام می شود .روابط دوستانه ای که با سهل انگاری ها   چشم پوشی های نا به جا  رفتار های تصنعی و بی توجهی  به معیار های صحیح انتخاب همسر صورت می گیرد  علی رغم تصور اولیه هر گز نمی تواند به شناخت و انتخاب درست منجر شود

زن و مرد متاهلی که در محیط شغلیشان به گفتگو های غیر ضروری دامن می زنند  و حتی گاهی برای تنوع! و رفع خستگی های شغلی!! با هم شوخی می کنند و می خندند   صرفنظر از این که دامن به گناه و نا فرمانی خداوند آلوده اند بنیان های زندگی شان را با دست خود سست کرده اند

روابط گرم و درد دل های روزانه  می تواند به مقایسه های رفتاری و ظاهری بیانجامد .مقایسه هایی به تدریج فرد را نسبت به همسر خود دلسرد و کم اعتنا می سازد

بسیاری از گرفتاری ها و تلخی هایی از این دست اگر با تصمیم جدی پرهیزاز روابط غیر ضروری مواجه می شد هرگز چنین بد فرجام نمی شد.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:25  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

دیــنــی

 

 « توقیعات امام زمان عج »

 

 پرسش : منظور از «توقیعات امام زمان (عج) » چیست؟ آیا حضرت آنها را بدست شریف خود می نوشت؟!

 

   پاسخ : در زمان غیبت صغری، چهارنفر بودند که سؤالهای مردم را خدمت امام مهدی(ع) برده و جواب کتبی آنها را بازمی گرداندند. این پاسخهای کتبی از ناحیه امام را اصطلاحاً «توقیع»1 می گویند.

 البته در زمان غیبت کبری نیز عده ای، توقیعاتی از امام زمان دریافت نموده اند، که بدانها اشاره خواهیم کرد.

 اما راجع به قسمت دوم سؤال، گفته شده که خود آن حضرت، نویسنده توقیعات بوده است، البته این سخن، شواهدی هم دارد که به چند نمونه بسنده می نماییم:

 محمد بن عثمان عمری گوید: «از ناحیه مقدسه امام توقیعاتی صادر شد که خطش را خوب می شناسم.»2

 اسخاق بن یعقوب می گوید:« توسط محمد بن عثمان مسائل مشکلی را به حضور مقدس امام فرستادم و جوابش را به دستخط مبارک حضرت امام زمان ارواحنا فداه دریافت نمودم.»3

شیخ صدوق (ره) می گفت:« توقیعی که به خط امام زمان عج برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است.»4

 اما در بعضی اخبار آمده است :«توقیعات صاحب الامر بدست محمد بن عثمان صادر می شد، به همان خطی که در زمان پدرش، عثمان بن سعید، صادر می گشت.»5

 بنابراین ممکن است بعضی از توقیعات ب خط امام (ع) ، و بعضی به خط نواب خاص بوده باشد.

 از جمله توقیعات حضرت ولی عصر عج، توقیعی است که به شیخ مفید مرحمت فرموده اند:

 « به برادر استوار و درست کردار رشید و هدایت یافته، شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان ـ که خدا عزت و احترامش را پایدار بداردـ از سوی آنکه خزانه عهد و پیمانی است که خداوند از بندگان گرفته است.

 سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین! که دراعتقاد به ما از دوی علم و یقین امتیاز داری. در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست، سپاس گزارده، و از او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبرمان، حضرت محمد(ص)، و نیز خاندان پاکش را خواستاریم.

 و تو را آگاه می کنیم که به ما اجازه داده شده، که تو را به شرافت و افتخار مکاتبه مفتخر سازیم، و موظف می کنیم تا آنچه به تو می نویسیم، به دوستان ما، که نزد تو می باشند برسانی؛ دوستانی که خداوند به اطاعت از خود گرامیشان بارد، و با حراست و عنایت خود امورشان را کفایت کند، و مشکلاتشان را برطرف سازد. پس تو به آنچه که یاد آور می شویم متوجه و آگاه باش و در رسانیدن آن به کسانی که اعتماد به آنها داری بر طبق آنچه که برای تو ـ اگر خدا بخواهد ـ ترسیم و تعیین می کنیم، عمل کن.

ما اگرچه هم اکنون در مکانی دور از جایگاه ستمگران سکونت گزیده ایم که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمانمان را تا زمانی که حکومت دنیا به دست تبهکاران می باشد، در این کار به ما ارائه فرموده است. با این حال بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست...

 ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده، و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، و اگر جز این بود، دشواریها و معصیتها بر شما فرود می آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می کردند.

 پس تقوای الهی پیشه کنید، و ما را یاری دهید تا از فتنه ای که به شما رو می آورده، شما را نجات بخشیم؛ فتنه و آشوبی که هرکس مرگش فرا رسیده باشد، از آن هلاک می گردد، و آن کس که به آرزوی خویش رسیده باشد، از آن دور ماند و آن فتنه، نشانه نزدیک شده حرکت و حنبش ما و اگاه ساختن شما به امر و نهی خداست، و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد، گرچه مشرکان را خوش نیاید...

 هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک کند، و از آنچه خوشایند ما نبود، و باعث کراهت و خشم ماست، دوری گزیند. زیرا امر ما ناگهان فرا می رسد، در هنگامی که توبه و بازگشت بر او سودی ندارد و پشیمانی او از گناه، از کیفر ما نجاتش نمی بخشد.

خداوند را رشد و هدایت را به شما نشان دهد و به رحمت خود وسایل توفیق را به آسانی برایتان فراهم سازد»6

 

 پی نوشت ها :

 1 ـ توقیع در لغت بمعنای امضا کردن و مهر کردن و یا حاشیه نویسی نامه و کتاب است.

 2 ـ بحارالانوار،علامه مجلسی، ج 51 ، ص 33.

 3ـ اثبات الهداة ، شیخ حر عاملی، ج7، ص460.

 4 ـ دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 133 .

 5 ـ بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 51، ص 350 .

 6 ـ احتجاج طبرسی ، ج 2؛ ص 497.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:25  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 43

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (4)

 

حقوق
محافظت از مستندات و صفحات گسترده به وسيله كلمه عبور چيزي است كه از مدت ها پيش در اختيار كاربران قرار داشته است ولي مايكروسافت اين روش را يك گام به جلوتر برده است و به ابزاري دست يافته كه مديريت حقوق اطلاعات ( Information Rights Management ) نام گرفته است. به وسيله اين ابزار كه تنها در ويرايش حرفه اي يا در برنامه هاي مستقل ( Standalone ) موجود است، نويسنده يا صاحب يك مستند مي تواند دسترسي را بنا به كاربر محدود كند. براي بهره مندي كامل از اين خدمت، سازمان شما مي بايد به يك سرويس دهنده مديريت حقوق مجهز شود، در غير اين صورت مي بايست با ثبت يك گذرگاه Net . رايگان در مايكروسافت به صورت آزمايشي از آن استفاده كنيد.

Word
علاوه بر نمايش ( view ) هاي معمولي ( Normal )،طرح چاپ ( Print Layout )، وب و طرح كلي ( Outline )، ورد به يك نمايش تكميلي ديگر نيز مجهز شده كه Reading view نام دارد. اين وضعيت نمايش كه در درجه اول براي كاربران لپ تاپ طراحي شده است آن قدر كه از نامش بر مي آيد مسخره نيست. اين نمايش همه جعبه ابزارهاي اضافي را پنهان مي كند و به صورت اختياري نقشه مستند يا تصاوير كوچك ( thumbnail ) صفحه جديد را نشان مي دهد، خط پوشاني ( Line-wrapping ) طرح را ناديده مي گيرد و مستند را روي سطحي كاغذ مانند نمايش مي دهد. در اين وضعيت هنوز هم مي توانيد متن را ويرايش كنيد، ابزارهاي نشانه گذاري را به كاربريد و تا حد دلخواه زوم كنيد. همان طور كه پيشتر ذكر شد مي توانيد مستندات را در فرمت XML ذخيره كنيد. اگر از ويرايش حرفه اي آفيس استفاده مي كنيد، مي توانيد يك طرح كلي XML به هر مستند از ديالوگ هاي قالب ها يا Add-ins الحاق كنيد. برخلاف تيم اكسل، توسعه دهندگان ورد هرگز نتوانسته اند به طور كامل بر چالش هاي قرار دادن دو مستند در يك پنجره و در كنار يكديگر غلبه كنند. آنها در آفيس 2000 به كلي از خير اين قابليت گذشتند، به طوري كه هر مستند در نمونه جداگانه اي از برنامه به نمايش در مي آمد. اين كار در آفيس XP ممكن است ولي نيازمند انبوهي از تغييرهاي دستي انداره ها است. ورد 2003 تا حدودي بهتر است و يك دستور “ Compare-side-by-side “ در آن پيش بيني شده است. نامناسب بودن رابط گرافيكي موضوع آزاردهنده ديگري است كه دستخوش بهبودي نشده است ، هنوز هم لازم است 10 بار كليك كنيد تا به پوشه اي كه مثلا در لايه سوم قرار دارد برسيد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:24  توسط حمید رضا الوندی  | 

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت هشتم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

پاييز فرا رسيده بود و كلاسهاي دانشگاه هم پس از آن شروع شد . اما سامان سر كلاس كمتر حواسش جمع بود و مدام بيرون را نگاه ميكرد و پشت سر هم  ساعتش را نگاه ميكرد و آرزو ميكرد كه زودتر كلاس تمام شود و با موبايل با الناز تماس بگيرد .

روزها مي گذشت و رابطه الناز و سامان گرمتر ميشد . تا اينكه روز تولد الناز كه روز 20 ماه آبان بود فرا رسيد . سامان ، امير و آرمين را دعوت كرده بود و در يك كافي شاپ يك تولد كوچك براي الناز گرفته بود . قرار بود بچه ها ساعت 7 بيايند و تولد هم تا ساعت 10 باشد ، تا آن موقع هم ميز را رزرو كرده بود . هر 3 دوست سر ساعت 6:45 روبروي كافي شاپ رسيدند و سر ميز نشستند . همه كارها را سامان انجام داده بود و تنها منتظر الناز بودند . ساعت 8 شده بود اما از الناز خبري نبود ، كم كم سامان نگران شده بود و با موبايل با الناز تماس گرفت . براي اينكه راحت تر با الناز صحبت كند بيرون كافي شاپ رفت و شماره را گرفت.

 

- الو ، الناز تو كجايي ؟ الان ساعت 8:15 هست ، پس چرا نيامدي ؟ بابا بچه ها منتظرت هستند .

- سامان تويي ، ببين يك جوري خودت مهماني را با بچه ها تمام كن ، من الان جايي هستم كه نميتوانم بياييم .

 

-          چي ! مگر اينها مسخره تو هستند ؟ مگر قرار نبود تو بيايي اينجا ؟ بچه ها ناراحت ميشوند ، اين همه تدارك ديدم ، آخر مگر تو كجايي كه نميتوانيي بيايي ؟

-          من الان منزل يكي از دوستهايم هستم ، 20 نفر را دعوت كردند ، من نميتوانم بيايم از اينكه به فكر من بودي خيلي متشكرم . باهات قرار مي گذارم ، سعي ميكنم از خجالتت در بيام .

سامان با قيافه اي مهموم وارد شد و در نظر اول آرمين فهميد كه چه اتفاقي افتاده است ولي به روي سامان نياورد . اما امير سامان را اذيت ميكرد .

ببينم چرا الناز نيامد ؟ نكنه ميخواستي كلك بزني ؟ مي خواستي ما برايت كادو بياريم و آن وقت تو بدون اينكه كادو بخري اينها را بدي الناز ؟ خرجش با ما عشق و حالش با تو ....

ناگهان دردي در قوزك پاي امير او را از ادامه صحبتش منصرف كرد . با نگاهي كه آرمين به او كرد فهميد ديگر نبايد صحبت كند . پس از چند دقيقه سامان به حرف آمد : بچه ها من واقعا" شرمنده ام .  و نمي دانم كه واقعا" بايد چي بگم ... ميدانم كه شما را از كار و زندگي انداختم ... اما چي بگم ...

آرمين با مهرباني كه تنها خاص خودش بود گفت : مهم نيست ، ما براي تو آمديم حالا هم كه الناز نيامد بهتر ، مثل چند ماه پيش كه مجردي ميامديم مينشينيم و كلي حال ميكنيم . سامان نگاه تشكر آميزي به آرمين كرد و گفت : با دوستاني چون تو امير آدم ديگر هيچ چيزي را كم ندارد . اما بچه ها من سرم درد ميكند ، اگر اجازه بدهيد من بروم . شما ها هم اگر دوست داشتيد بمانيد وگرنه ...

آرمين گفت : نه من ميخواهم كه تو هم باشي .... اما سامان با نگاهي سرشار از التماس و تمنا بدون اينكه حرفي بزند از سر ميز بلند شد و دوستانش را تنها گذاشت .

ادامه دارد ...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 23:23  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

گزارش ویژه هفته

 

اسرار نيمه پنهان

پروفسور حميد مولانا
يكي از تأثيرات سياسي و رواني، توسعه فن آوري انرژي هسته اي ايران، توجه هرچه بيشتر به سياستگذاري تسليحات اتمي آمريكا و رابطه بين اين كشور با اسرائيل و به ويژه همكاري واشنگتن با تل آويو در مورد توسعه تسليحات كشتار جمعي و بمب اتمي بوده است. به عبارت ديگر، رويدادهاي يكسال اخير و انتخاب دكتر محمود احمدي نژاد به رياست جمهوري نه تنها ايران را در كانون توجه قرار داده است بلكه همين موضوع باعث شده است كه بسياري از مسائل و روابط و اطلاعات مربوط به سياست خارجي آمريكا و اسرائيل كه تا امروز از نظر افكار عمومي مردم آمريكا و جهانيان دور نگاه داشته شده بود مورد توجه قرار گرفته و برملا شود. در نظامي كه ادعاي مردم سالاري دارد هيچ موضوع و رويدادي مثل تسليحات اتمي آمريكا و اسرائيل سري نگاه داشته نشده است ولي اكنون اين جعبه اسرار ترك برداشته است.
اسناد فاش شده اخير در واشنگتن و اطلاعات رسمي منتشر شده در مطبوعات در چند هفته گذشته نشان مي دهد كه سياستگذاران آمريكا از زمان رياست جمهوري ژنرال دوايت آيزنهاور و جان اف كندي در دهه هاي 1950 و 1960 تا امروز عمدا بيش از حد لزوم و بيش از آنچه امنيت ملي آمريكا احتياج داشته باشد اقدام به توليد تسليحات اتمي كرده است. اين اسناد همچنين براي اولين بار آشكار مي كند كه مقارن با عقد قرارداد عدم توليد و تكثير تسليحات هسته اي (ان.پي.تي) در اواخر دهه 1960، واشنگتن و تل آويو در مورد توسعه و توليد تسليحات هسته اي اسرائيل به تفاهم و همكاري كامل رسيده و سياست «چيزي (درباره بمب اتمي اسرائيل) نپرس و چيزي نگو» رسما در سال 1969 توسط رئيس جمهور وقت ريچارد نيكسون و مشاور امنيتي او هنري كيسينجر در كاخ سفيد رسمي گرديده است. افشاگري اين دو موضوع بر مبناي اسناد رسمي دولت آمريكاست كه قبلا سري بوده ولي اخيرا تجديد طبقه بندي شده و در مجله «دانشمندان اتمي» اين ماه (شماره مه و ژوئن 2006) براي اولين بار منتشر گرديده و خلاصه آن نيز هفته گذشته در واشنگتن پست (آوريل 30) در صفحه ويژه مقالات چاپ شده است.
موضوع سوم، خبري است كه طبق اظهارات رئيس «سازمان ملي هسته اي و امنيتي» آمريكا (ان.ان.اس.آ) در مورد «توليد نسل جديدي از تسليحات هسته اي در مقابله با تروريسم» از طرف روزنامه واشنگتن پست (15 آوريل 2006) منتشر شده است. طبق اين برنامه دولت آمريكا در هفته هاي آينده اولين قرارداد توليد اينگونه بمب اتمي ها را كه بالغ بر 3 ميليارد دلار مي شود با شركت هاي صنايع نظامي و هسته اي امضا خواهد كرد. مطابق قرارداد منع عدم تكثير و توليد تسليحات اتمي (ان.پي.تي) نه تنها توسعه جديد اينگونه سلاح ها ممنوع است بلكه طبق تبصره ويژه اي در همين قرارداد كشورهاي حائز تسليحات اتمي بايد در تقليل و انهدام آن كوشش كنند.
و اما موضوع چهارم كه خود مردم آمريكا را بيش از ديگران نگران كرده و كارنامه توسعه تسليحات هسته اي اين كشور را مورد توجه قرار داده است مشكل پيدا كردن جا و مكان مناسب در اين سرزمين براي دفن زباله هاي حاصل از توليد تسليحات اتمي است. ايالات متحده در 60 سالي كه از توليد تسليحات هسته اي مي گذرد اين زباله ها را در 120 مكان مشخص ولي موقت انبار كرده است. يكي از برنامه هاي دولت آمريكا اين بود كه مقدار زيادي از اين زباله هاي سمي و خطرناك را در كوه هاي يوكا در ايالت نوادا دفن كند ولي هر نقطه اي كه دولت فدرال براي اين عمل در نظر مي گيرد با مقاومت و اعتراض ساكنان آن ايالت مواجه مي شود.
از سال 1945 تا 1996 ميلادي مطابق آمار منتشر شده آمريكا 5 تريليون دلار براي تسليحات خود كه امروز 6000 عدد آن كلاهك هاي اتمي و هيدروژني آماده پرتاب دارند، خرج كرده است. جمع كل تسليحات آماده به پرتاب و ذخيره هسته اي آمريكا طبق گزارش وزارت دفاع آن كشور از 27 هزار تجاوز مي كند. طبق اسناد منتشره، چندي پس از بحران موشكي كوبا در اوائل دهه 1960 رئيس جمهور آنوقت آمريكا كندي در يك جلسه كاخ سفيد رو به مشاوران و وزير دفاع خود كرده مي گويد «چه مقدار (بمب اتمي) كافي است» و مي پرسد «آيا اين همه تسليحات اتمي ما شوروي را مهار خواهد كرد؟» رابرت مكنامارا وزير دفاع پاسخ مي دهد: «هر دو كار را مي كند. در اصل دشمن را مهار مي كند و علاوه بر آن به ما اعتماد به نفس مي دهد كه ما توانائي ترساندن آنها را داريم و به متحدين ما نيز قوت قلب مي دهد.»
مكنامارا سپس يادآوري مي كند كه قسمت هاي مختلف نيروي نظامي آمريكا از ارتش و نيروي هوائي و نيروي دريائي گرفته، همه مي خواهند مالك و دارنده تسليحات اتمي باشند. به خاطر داشته باشيم كه كندي كسي بود كه در مبارزه انتخاباتي خود با نيكسون مسئله شكاف موشكي يا عقب ماندن آمريكا از شوروي را علم كرد تا به اعتراف خود «انگيزه وطن دوستي» آمريكائي ها را برافروزد.
امروز آمريكا بيش از اهداف مورد نظر تسليحات و بمب اتمي دارد. يك حمله عظيم تسليحات نظامي طبق تخمين هائي كه به عمل آمده مي تواند در 24 ساعت اول بين 360 تا 450 ميليون مردم را به هلاكت برساند! ولي پرسش اين است كه حتي براي چنين اقدام مهمي احتياج به 27 هزار بمب اتمي و هيدروژني داريم. مگر نفوس يك كشور، يك منطقه و يك ناحيه را مي شود بيش از يكبار منهدم كرد. چند بار مي توان يك نفر را كشت؟ آيا طمع براي قدرت، انگيزه براي پول به جيب ريختن صنايع نظامي، نقشي در اين فجايع احتمالي و عيني انساني ندارد؟ رابطه بين عامل طمع و عامل ترس (هم ترسيدن و هم ترساندن) چيست؟ و تا چه حد جهالت كه ضلع سوم اين بحران را تشكيل مي دهد بر فضيلت و حكمت حكومت كرده و بر آن غلبه مي كند؟ «جروم واي زنر»، مشاور فن آوري و علوم كاخ سفيد در زمان كندي كه مدتي نيز رياست دانشگاه ام.آي.تي را در ايالت ماساچوست عهده دار بود، در جلسه اي كه رئيس جمهور و مشاورين امنيتي او حضور
داشتند گفت: «چيز اضافي كه مرا نگران مي كند اين است كه (علي رغم اين همه تسليحات اتمي) ما كنترل بازي را در دست نداريم.»
طمع زياده خواهي، خودپرستي مي آورد و آسيب هاي وارده از طمع به ترس و وحشت منجر مي شود و اين جريان افراد و نظام ها را كور كرده و بيش از پيش به گرداب جهالت مي كشاند. ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور آمريكا در دهه 1950 در مورد برنامه تسليحات هسته اي آمريكا گفت: «ما اين تسليحات (اتمي) را رويهم مي چينيم براي اينكه ما نمي دانيم چه كار ديگري مي توانيم براي امنيت خود بكنيم.»
15 سال قبل ايگلبرگر قائم مقام وزارت خارجه آمريكا در رياست جمهوري جرج بوش ارشد (پدر رئيس جمهور كنوني) در آستانه فروپاشي شوروي به همكاران خود توصيه كرد كه زياده از حد براي سقوط شوروي دست و پا نشكنند زيرا ممكن است روزي برسد كه به جنگ سرد حسرت برند. امروز روسيه با تكيه به هزاران تسليحات هسته اي و بمب اتمي خود همان مسير سرمايه داري را انتخاب كرده كه آمريكا بدان افتخار مي كند منهاي دردسرهاي يك ابرقدرت و امپراتوري كه در اين صورت به آمريكا محول شده است. براي آمريكا وجود و توليد و تكثير تسليحات هسته اي گناه نيست، آنچه مهم است اينكه چه كساني و چه كشورهائي آن را كنترل كرده و درباره آن تصميم مي گيرند. آمريكا مي خواهد امتياز اهداي اين فن آوري را به سايرين داشته باشد ولي دنيا عوض شده است و هيچ كس زير بار زور نمي رود.
چند هفته قبل وقتي كه دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور ايران دستيابي ايران به چرخه كامل سوخت هسته اي را به جهانيان اعلام كرد، جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در عكس العمل به اين خبر گفت «دنيا متحد و نگران است» درباره ايران نه تنها درباره تسليحات اتمي بلكه درباره دانش فن آوري هسته اي. به عبارت ديگر، نه تنها كنترل تسليحات اتمي بلكه كنترل دانش نيز بايد در اختيار آمريكا باشد. در اينجا آمريكا نمي خواهد يا نمي تواند واقعيت را درك كند. در قرون وسطي نيز كليساي مسيحيت كاتوليك با ائتلاف با پادشاهان اروپا اصرار مي كرد كه دانش و روند آن بايد در اختيار آن سازمان باشد.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:25  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

خــبـــر

 

اعتراض رئيس جمهور به مشاور هنري خود

در پي اظهارات آقاي جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهور پيرامون مسئله حجاب كه در همايش «انتقام ابابيل» مطرح شده و با اعتراض بسياري از صاحبنظران اصولگرا روبرو شده بود، گزارش هاي بعدي حاكيست كه آقاي احمدي نژاد از اظهارات مشاور هنري خود اعلام برائت نموده و با وي برخورد كرده است.
گفتني است در همايش «انتقام ابابيل» كه به منظور بررسي ابعاد واقعه طبس برپا شده بود خانم فروز رجايي فر، يكي از سخنرانان همايش نسبت به دستور اخير رئيس جمهور براي حضور بانوان به عنوان تماشاچي در مسابقات فوتبال اعتراض كرد و شمقدري كه سخنران بعدي و دبير همايش بود در دفاع از تصميم رئيس جمهور، مطالبي غير كارشناسي درباره حجاب مطرح كرد كه به علت مغايرت با آموزه هاي صريح اسلامي، در همان جلسه با اعتراض برخي از شركت كنندگان روبرو شد و پس از آن نيز اعتراض و انتقاد فراواني در ميان صاحبنظران و اصولگرايان را به دنبال داشت.
شمقدري در بخشي از اظهارات خود با اشاره به دستور سال 59 حضرت امام(ره) براي حفظ حجاب خانم ها در ادارات دولتي گفته بود؛ «... حتي در اين هم (دستور امام) ابهام وجود دارد كه امام زماني فرموده باشند كه در همه حوزه هاي شهري اين اتفاق بيفتد(!)، من ترديد دارم، البته پسند من اين است، برويد تحقيق كنيد»! در همين هنگام يكي از حضار با طعنه خطاب به شمقدري گفت: «پس انشاءالله ما اميدوار باشيم كه در دولت نهم، اجبار حجاب هم برداشته مي شود؟! پس مشاوراني كه چنين نظري را به رئيس جمهور مي دهند شما هستيد.» كه شمقدري در پاسخ گفته بود «من نظر خودم را گفتم ولي بنده به آقاي احمدي نژاد چنين مشاوره اي ندادم و اين تصميم در جاي ديگري گرفته شده است»!
شمقدري در بخش ديگري از اظهارات خود با اشاره تلويحي به اعتراض مراجع نسبت به تصميم اخير رئيس جمهور گفته بود «... مي دانيم كه شمشير امام زمان(عج) چقدر گردن علما را مي زند»!

ابطحي: خانم عبادي! چرا كمك نكردي؟

معاون پارلماني سيدمحمد خاتمي از شيرين عبادي خواست توضيح بدهد براي تحريم انتخابات رياست جمهوري در ايران چه استدلالي داشته است؟ محمدعلي ابطحي طي يادداشتي در پايگاه اينترنتي شخصي خود كه به بهانه اظهارات عبادي درباره ايستادگي تمام ايرانيان در مقابل هرگونه تهاجم نظامي به كشورشان نوشته شده، آورده است: من به خانم عبادي علاقمند هستم و همواره از مواضع شجاعانه ايشان دفاع كرده ام... اما اگر ايشان و تاثيرگذاران ديگر كمك مي كردند تا نتيجه انتخابات رياست جمهوري چيز ديگري باشد، امروز كشور با اين خطرات بيروني مواجه نبود.
ابطحي خطاب به عبادي گفته است ما بايد پاسخگو باشيم به خاطر فرصت سوزي و شما بايد پاسخگو باشيد به خاطر تحريم.
ابطحي به ميزان توان «خانم عبادي و ديگر تاثيرگذاران» براي تغيير نتيجه انتخابات اشاره اي نكرده است.

رفتارهاي پرشتاب يك نماينده

 رفتارهاي غيرمعمول يكي از نمايندگان دوم خردادي مجلس درباره عزل و نصب برخي مديران صنعتي واكنش هاي جدي يكي از نهادهاي امنيتي را برانگيخته است.
مسئولان اين نهاد امنيتي اخيرا ابراز نگراني كرده اند كه رفتارهاي پرشتاب اين نماينده در زمينه عزل و نصب برخي مديران صنعتي در شهري كه نمايندگي آن را برعهده دارد سؤال برانگيز بوده و احتمالا مشكلاتي را براي صنعت اين شهر ايجاد خواهد كرد.
چند روز پيش نيز يكي ديگر از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس با تهديد به استيضاح خواهان انتصاب افرادي شده بود كه گفته مي شود از رفقاي او بوده اند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:23  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

دیــنــی

 

نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران:

 

گردش باد (جاثيه/5) و(فرقان/48)،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف/57) و(رعد/12)،مراحل متوالي بادهاي مهاجر(ذاريات/4-1)،بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران(نمل/63)،پيدايش ابر(روم/48)،بادها عامل تلقيح ابرها(حجر/22)، پديده ي تقطير در ابرها(نبأ/14)،جزئيات تشكيل ابر و بارش باران(روم/48) و (نور/43) و

 

نظرات علمي قرآن درمورد جهان جنين:

 

آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)،تخمك وسلول تخم(انسان/2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت/38)،وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف جنين(زمر/6)،آب در ساختمان جنين(فرقان/54)،دوران شيرخوارگي (بقره/233)،نقش مرد در تعيين جنس جنين(نجم/46-45)، (قيامت /39-37) و(بقره/233) ،به كار افتادن حس شنوايي قبل از بينايي(نحل/78)، و.. .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:22  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 42

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (3)

 

جست و جو
ويژگي بعدي پنجره Research است و زماني كه آفيس فعال شود به صورت مجموعه اي از منابع برخط ( Online ) و نابرخط ( Offline ) شكل مي گيرد. منظور از منابع نابرخط، thesaurus واژنامه و منظور از منابع برخط، Gale,Factiva,Elibrary,Microsoft Encarta و Commpany profiles است. هنگامي كه جست و جو انجام مي دهيد، پنجره Research با يافته هاي فشرده اي انباشته مي شود كه هر كدام در زير منبع خود گرد آمده اند و شامل يك لينك به مقاله اصلي هستند. با اينكه يك نمايش اين چنيني از قابليت كاري XML خيره كننده است،ولي انچه واقعا به دست مي آيد كمتر از چيزي است كه در برابر ديدگان شما قرار مي گيرد. ما بسياري از لينگ هايي به مقاله هاي Encarta اشاره داشتيد را امتحان كرديم. اين لينك ها در بيشتر مواقع به “‌ Pay to join ” منتهي مي شدند و اين در حالي بود كه يك جست و جوي مستقيم در Encarta ، مقاله را به صورت كامل و به رايگان در اختيار ما قرار مي داد. لينك هايlibrary E و Factiva نيز بدون پرداخت امكان دسترسي به مطلب را فراهم نمي كردند، گرچه بسياري از مطالب Factiva برگرفته از صفحات Observer,BBC و Times بودند كه به راحتي از سايت هاي خودشان قابل دسترسي هستند. با وجود اين كه مي توانيد خدمات جست و جو را مطابق نياز خود تنظيم كنيد ولي امكان افزودن سايت هاي دلخواهي همچون Wikiped و Google را نداريد. اين تا حدودي شرم آور است و ما را به اين نتيجه مي رساند كه اين ويژگي نه براي فني كردن دانش كاربر، بلكه براي غني كردن جيب شركاي مايكروسافت در نظر گرفته شده است. اعلام شده است كه قرار است يك قرار داد با آمازون ( http://www.amazon.com ) بسته شود تا كاربران بتوانند با انجام يك دان لود ( download ) رايگان، از امكان جست و جو در آمازون نيز بهره مند شوند. بدين ترتيب مي توان جزييات كتاب ها با جلد آنها را به صورت مستقيم به آفيس كپي كرد يا اينكه بدون ترك محيط آفيس كتاب خريد. نكته مثبتي كه مي توان به آن اشاره كرد، امكان ترجمه است كه توسط Worldlingo فراهم شده است. ما توانستيم يك مستند 3000 كلمه اي ورد را در عرض چند ثانيه از انگليسي به فرانسه ترجمه كنيم. متن ترجمه شده در يك پنجره IE پس داده شد. كيفيت ترجمه با توجه به اين كه توسط يك ماشين انجام شده بود، قابل قبول مي نمود. ولي بايد گفت كه هيچ كس انتظار ندارد ترجمه URL هايي كه به .co.uk منتهي مي شوند در زبان فرانسوي به صورت .co.r-u باشد! هنوز جا دارد زبان هاي بيشتري افزوده شوند- مانند يوناني، روسي و چيني. بخش ديگري از Task Pane كه مي توان از آن سخن گفت Shared Workspace است كه در Powerpoint, Excel, word موجود است كه براي ايجاد تبادل ميان اعضاي يك تيم در نظر گرفته شده است. اعضاي يك تيم مي توانند بدين وسيله مستندات خود را روزآمد كنند، وظايف را مشخص كنند و لينك هايي كه به منابع خارجي دارند به اشتراك بگذارند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:21  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت 7

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت هفتم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

امير با حضور الناز مشكلي نداشت ، اما آرمين از همان اول دوستي با بچه ها صحبت كرده بود كه در جمع آنها دختري در ميان نباشد . امير هم اين روش را ميپسنديد و به قول خودش از صبح تا شب با دخترها بود حالا بهتر است كه با چند تا مرد سر و كار داشته باشد . اما اين اواخر سامان اصلا" رعايت نميكرد و به همين علت مدت توقف آرمين در ملاقاتهاي دوستانه اش با سامان و امير كمتر شده بود . نه  اينكه آرمين آدمي حسود باشد كه اصلا" اينگونه نبود ، در حالي كه در دانشگاه دختراني بودند كه بيشتر تمايل داشتند با آرمين باشند تا امير و سامان و البته در آخر هميشه به طرف امير ميرفتند . يعني اصلا" براي آرمين مهم نبود كه در كنارش دختري باشد يا نه . در اين ميان كار و كاسبي امير سكه بود ، چون همه كلاسها را دو دره ميكرد و به نام آرمين از دخترها جزوه ميگرفت و يا حتي بعضي از كارهايش را به آنها ميداد . اين كار زياد ادامه پيدا نكرد زيرا پس از مدتي كه آرمين فهميد با يك صحبت دوستانه به امير حالي كرد كه اگر مي خواهد اين دوستي ادامه پيدا كند بهتر است دست از اين كارهايش بردارد . خوشبختانه امير با اينكه كارهايي ميكرد كه در مذاق آرمين خوش نمي آمد اما در دوستي هم جوان مرد بود و هم اينكه مراعات حال دوستانش را ميكرد . در هر دعوا و مشاجره اي ميتوانستند روي او حساب كنند ، حتي حاضر بود با استاد گلاويز شود  آن هم براي دوستانش . در دانشگاه به اين 3 نفر 3 تفنگدار ميگفتند و به حق هم اين 3 نفر چون 3 تفنگداران الكساندر دوما در كنار يكديگر و براي يكديگر بودند .

در ملاقاتهايي كه اين 3 دوست با الناز داشتند آرمين دريافت كه نگاه هاي الناز تنها معطوف به سامان نيست و اين در حالي بود كه اگر قانونا" او عاشق سامان است نبايد اين گونه باشد . آرمين به عشق الناز شك پيدا كرده بود . ولي پس از مدتي فكر به اين نتيجه رسيد كه به علت بدبيني نسبت به دختر ها الناز را هم چون ديگران ميبيند . اما دقيقا" به علت همين نتيجه گيري سعي كرد كمتر سامان را ببيند كه كمتر مزاحمتي براي سامان ايجاد كند . البته اين امكان هم وجود داشت كه اين رفتار آرمين را سامان جور ديگري برداشت كند .

 

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:51  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

گزارش ویژه هفته

 

سنجيده نبود

 

روز دوشنبه آقاي دكتر احمدي نژاد با ارسال نامه اي خطاب به رئيس سازمان ورزش به ايشان دستور داد «بخشي از مرغوب ترين مكان هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملي و مهم به طور ويژه به بانوان و خانواده ها اختصاص داده شود.»
اين تصميم بلافاصله با واكنش هاي فراوان و البته متفاوت روبرو شد و به سرعت از مرزها عبور كرد و بسياري از خبرگزاري ها و شبكه هاي راديو تلويزيوني خارجي، ضمن مخابره اين خبر، به تفسير و تحليل آن پرداختند. نقطه اشتراك رسانه هاي خارجي در بازتاب اين خبر، ابراز تعجب آنان بود و تصميم اخير رئيس جمهور را با بينش و منش اصولگرايانه وي ناهمخوان ارزيابي مي كردند.
در داخل كشور نيز، روزنامه هاي وابسته به طيف مدعيان اصلاحات، با اختصاص عكس، تيترهاي درشت و درج سرمقاله، يادداشت و گزارش به استقبال از تصميم رئيس جمهور رفته و آن را ستودند. اين طيف از مطبوعات ضمن تقدير از اقدام اخير آقاي احمدي نژاد، يادآور شدند نمي توان اين تصميم را از جمله «ابتكار»ها و «افتخار»هاي آقاي احمدي نژاد دانست، بلكه افتخار اين ابتكار متعلق به آقاي سيدمحمد خاتمي، رئيس جمهور سابق است كه سمبل اصلاح طلبي و آزادي خواهي بود و خيلي جلوتر از آقاي احمدي نژاد تصميم گرفته بود درهاي استاديوم هاي ورزشي را به روي بانوان بگشايد و با مخالفت اصولگرايان روبرو شد ولي اكنون آقاي احمدي نژاد با استفاده از محبوبيت خود در ميان اصولگرايان، اجراي تصميم ناتمام و بر زمين مانده آقاي خاتمي را پي گرفته است.
برخي از روزنامه هاي مدعي اصلاحات نيز در پاسخ به اين سؤال كه چرا رئيس جمهور زمان و شرايط كنوني را براي اعلام تصميم خود انتخاب كرده است، به اعتراض هاي اخير عليه مفاسد اجتماعي و بدحجابي اشاره كرده و نوشتند، اين اعتراض ها به محبوبيت رئيس جمهور لطمه زده بود و احمدي نژاد براي حفظ محبوبيت خود، دست به اين اقدام زده است و پرسيدند؛ «آيا طرح تازه به نوعي در تعارض با شعارهاي دولتي كه به اصولگرايي مشهور است، نيست؟»
و اما، علي رغم استقبال طيف مدعي اصلاحات از تصميم اخير رئيس جمهور، اقدام وي در ميان اصولگرايان و مردم مؤمن و انقلابي كه انتخاب كنندگان اصلي ايشان بوده و بر حمايت خود اصرار داشته و دارند، نه فقط با استقبال روبرو نشد، بلكه اعتراض همراه با تعجب و ناباوري آنان را هم به دنبال داشت.
اصولگرايان -تا آنجا كه طي دو روز گذشته در مجامع و محافل خود مطرح كرده و در تماس هاي پي در پي با كيهان ابراز داشته اند- حضور خانم ها در استاديوم هاي ورزشي براي تماشاي فوتبال را، در صورتي كه شئونات لازم و ضروري رعايت شود، با ارزش هاي اصولگرايانه در تعارض نمي دانند و البته برخلاف آنچه ابراز شده، حضور آنان را يك «نياز مبرم»! و «خواسته حياتي»! و بر زمين مانده نيز تلقي نمي كنند كه دستورالعمل اخير را، گامي بلند! در احقاق حقوق خانم ها بدانند. در اظهارنظرهاي اين طيف، نوعي دلشوره و نگراني از بي هنگام بودن اين تصميم ديده مي شود و بيم آن دارند، حريم قابل احترام خانم ها اولاً به علت فراهم نبودن زمينه ها و شرايط لازم براي اجراي اين تصميم شكسته شود و ثانياً؛ حضور خانم ها در جايگاه تماشاچيان فوتبال را در مقايسه با ارزش هاي گرانقدر زنان و نيازهاي بعضاً بر زمين مانده ديگر آنان در عرصه هاي علمي، فرهنگي، اجتماعي و... كم اهميت تر از آن مي دانند كه تصميم اخير را به ديده يك ابتكار! از سوي دولت و يا يك افتخار! براي بانوان بنگرند.
در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است.
1- فقط نيم نگاهي به فضاي حاكم بر استاديوم هاي ورزشي در جريان برگزاري مسابقات فوتبال، به وضوح نشان مي دهد كه اين فضا نه تنها نامناسب و غيراخلاقي است بلكه در پاره اي از موارد، مشمئزكننده نيز هست و اگرچه مسئولان مربوطه تاكنون تلاش فراواني براي سالم سازي محيط و جلوگيري از حركت هاي زشت و غيراخلاقي برخي از تماشاگران- كه تعدادشان چندان هم كم نيست- به كار بسته اند ولي با كمال تأسف بايد اذعان كرد كه اين فضا همچنان آلوده و غيراخلاقي است.
رد و بدل فحش هاي ركيك، چه به هنگام برگزاري مسابقه و چه بعد از پايان آن، شكستن شيشه اتوبوس ها و مغازه ها، ايجاد مزاحمت براي رهگذران، تعرض به نواميس مردم و... ماجراي تلخ و تأسف آوري است كه تاكنون، تقريباً در تمامي مسابقات فوتبال اتفاق افتاده و كماكان جريان دارد.
آيا رياست محترم جمهوري از اين فضا باخبر نيست؟ به يقين پاسخ ايشان مثبت است. بنابراين، سؤال بعدي اين است كه چگونه با وجود اين فضاي ناسالم و به شدت آلوده و غيراخلاقي، حضور بانوان در اينگونه مسابقات را ضروري دانسته اند؟
البته آقاي احمدي نژاد در نامه خود خطاب به آقاي علي آبادي، رياست محترم سازمان ورزش تأكيد كرده اند: «ضرورت دارد با همكاري وزارت كشور و با برنامه ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان محترم، بخشي از مرغوب ترين مكان هاي تماشاگران... به بانوان و خانواده ها اختصاص يابد.» ولي بايد گفت؛ مگر تاكنون سالم سازي اين فضا وظيفه مسئولان ورزشي كشور و از جمله وزارت كشور و نيروي انتظامي نبوده است؟ و اگر بوده است- كه بوده است- آيا در انجام اين مأموريت موفقيتي داشته اند و يا اين كه اگر آلودگي اين فضا بيشتر نشده باشد، كمتر نيز نشده است.
2- علاوه بر رسانه هاي خارجي كه وانمود كرده اند حضور بانوان به عنوان تماشاچي در استاديوم هاي ورزشي با مباني ديني مخالفت دارد، برخي از مطبوعات وابسته به طيف مدعيان اصلاحات نيز در يادداشت ها و گزارش هاي خود به اين نكته اشاره كرده اند تا آنجا كه يكي از همين روزنامه ها در بخش پاياني سرمقاله خود بعد از تقدير فراوان از تصميم اخير آقاي احمدي نژاد، آورده است؛ «آيا طرح تازه، به نوعي در تعارض با شعارهاي دولتي كه به اصولگرايي مشهور است، نيست؟»
در اين باره گفتني است كه هيچ فقيهي، حضور بانوان با حفظ شئونات اسلامي در استاديوم هاي ورزشي و براي تماشاي مسابقات فوتبال را ممنوع اعلام نكرده است، بلكه شرايط كنوني و فضاي حاكم بر مسابقات فوتبال به اندازه اي ناسالم و آلوده است كه حضور بانوان در اين فضاي آلوده و مسموم، بي احترامي به مقام والا و گرانقدر زنان را در پي دارد، هرچند حضور در اين فضا، مادام كه پاك و سالم سازي نشده باشد، براي مردان نيز، پسنديده نيست، كه اين فقره، خود حديث مفصل ديگري است. بنابراين اگر اعتراض و انتقادي هست- كه هست- در حمايت از جايگاه زنان و پاسداشت حرمت آنان است و صد البته، كساني كه با ذوق زدگي از اين تصميم رياست محترم جمهوري استقبال كرده اند، صرفنظر از نگاه آنان به باورهاي ديني بايد به اين سؤال پاسخ دهند كه آيا براي حفظ حرمت و جايگاه ارزشمند زنان نگراني و دلشوره اي ندارند؟!
3- و بالاخره، انتظار مي رفت رياست محترم جمهوري در اتخاذ اين تصميم شتاب به خرج نمي دادند. بديهي است كه اصولگرايي، شجاعت، پاكباختگي و مردم دوستي ايشان بر هيچ كس پوشيده نيست و بسيارند كساني كه در جريان انتخابات در پي توهم پراكني هاي دروغين و بعضاً ناجوانمردانه عليه احمدي نژاد، به ايشان رأي ندادند ولي در فاصله اي كوتاه بعد از انتخاب ايشان، نه فقط بر رأي نداده خويش افسوس خوردند، بلكه از ژرفاي دل به حضور ايشان در رأس قوه مجريه كشورشان افتخار كرده و مي كنند و از اين روي يك تصميم شتاب زده و احياناً حساب نشده از جانب ايشان اگرچه كمترين گردي بر چهره محبوب وي نمي نشاند، ولي انتظار آن است كه جناب احمدي نژاد، در تصميم اخير تجديدنظر كنند تا اين دستور احياناً، زمينه اي براي سوء استفاده كساني نباشد كه حرمت زنان شريف اين مرز و بوم را پاس نمي دارند.

حسين شريعتمداري

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:37  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

خــبـــر

 

رابطه انفجار در مصر با هشدارهای قبلی رژیم صهیونیستی به اتباع اسرائیلی

سازمانهاي مصر نقش رژيم صهيونيستي را در انفجارهاي شهرك توريستي الدهب بررسي مي كنند .

به گزارش واحد مركزي خبر ، منابع مطبوعاتي درلبنان گفتند: سازمان هاي امنيتي مصر در حال بررسي اطلاع اسرائيل از انفجارهاي دو روز پيش در شهرك توريستي الدهب صحراي سينا هستند كه 18 كشته و دهها زخمي بر جاي گذاشت.

اين منابع افزودند: سازمان هاي امنيتي مصر به دقت ابعاد هشدار پيش از انفجار كابينه اسرائيل را بررسي مي كنند كه از صهيونيست ها خواست از سفر به صحراي سينا خودداري كنند.

به گفته منابع مطبوعاتي لبنان‌, ممكن است مصر به طور رسمي خواستار توضيح از اسرائيل درباره علت اين هشدار شود .

 

یارانه بنزین یک پاترول ماهانه بیش از 10 برابر حداکثر مستمری ماهانه کميته امداد برای خانواده های 4 نفره است

 

معاون برنامه ریزی و امور مجلس کمیته امداد امام خمینی گفت: حداکثر مستمری که این نهاد به خانواده های تحت پوشش پرداخت می کند ، ماهانه 50 هزار تومان است.

حسینی فشمی در گفتگو با مهر ، افزود: با توجه به رشد اعتبارات کمیته امداد در بخشهای مختلف ، بودجه مربوط به مستمری مددجویان و خانواده های تحت پوشش نیز افزایش یافته است. به طوری که حداکثر میزان مستمری پرداختی به خانواده های 5 نفره و بالاتر در نظر گرفته شده است.

وی خاطر نشان کرد: در سال جاری به خانواده های یک نفره 25 هزار تومان ، 2 نفره 30 هزار تومان ، 3 نفره 35 هزار تومان و4 نفره نیز 40 هزار تومان مستمری پرداخت می شود.

معاون برنامه ریزی و امور مجلس کمیته امداد تاکید کرد: البته افزایش مستمری های اختصاص یافته باز هم مشکلات معیشتی و رفاهی مددجویان را برطرف نمی کند و امیدواریم با افزایش متمم بودجه ، بتوانیم در جهت رفع مشکلات خانواده های تحت پوشش اقدامات موثری انجام دهیم.

ملاحظات: در حالی مستمری یک خانواده 4 نفره ماهانه 40 هزار تومان است که یارانه بنزین یک ماشین پاترول اگر فقط هفته ای دو بار باک خود را پر کند ماهانه بیش از 10 برابر این رقم یعنی ماهانه بیش از 400 هزار تومان است. پیدا کنید عدالت را!

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:36  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی وسوم

 

در این میان چشم زلیخا به بتی افتاد که در آن اتاق بود و معبود زلیخا به شمار می رفت . او که خوب می دانست در تدارک چه گناه عظیمی است  و بنای آن دارد تا به همسرش خیانت کند احساس کرد بتی که هر روز آن را می پرستید خیره خیره به او نگا ه می کند . شتابان پارچه ای بر صورت بت انداخت تا در ارتکاب آن خطای بزرگ آسوده تر باشد !

اما بخوانید از یوسف این قهرمان پاکی و تقوا در یکی از سخت ترین آزمون های الهی قرار دارد . جوانی که در اوج تمایلات  و هیجانات است .با صحنه ای بس وسوسه انگیز و فریبنده مواجه شده . اما او که سرشار از معرفت و پاکدامنی است بجای آن که تن به خواهش های نفسانی بسپارد و اسیر وسوسه های این زن شود خدای مهربان پروردگار بینا و الطاف فراوان او را به خود یادآور می شود و بانگ بر می آورد که: پناه بر خدا.  تو از این بت بی جان که نه می بیند و نه می شنود شرم می کنی  من از خدای بینای خود نترسم ؟

همان خدایی که اینهمه به من لطف کرده و مرا در تاریکی آن چاه آرام ساخت و دعایم را اجابت کرد و نجاتم داد و مرا گرامی داشت. هرگز! هرگز تن به گناه آلوده نمی سازم . و به عزیز مصر که به من محبت داشته خیانت و ظلم نمی کنم که ظالمان هرگز رستگار نمی شوند .

 

*********************

 

این فراز از داستان حضرت یوسف علیه السلام  حاوی نکات  درس ها و پیام های فراوانی است که می تواند چراغ هدایتی برای ما به شمار آید .

 

گفتگو های غیر ضروری دامگه شیطان

 

اولین نکته این که همسر عزیز مصر برای آنکه یوسف را به دام معصیت بکشاند سخن را با گفتگو های نرم وملایم و البته سرشار از احساس و محبت اغاز کرد . اگرچه زلیخا از ابتدا قصد گناه داشت به نظر می رسد اساسا گفتگو با جنس مخالف ( آن که محرم ما نیست) یکی از اولین گام های شیطان و لغزش گاه های جدی انسان است .

اگر در گفتگو با جنس مخالف براستی ضرورتی جدی باشد منعی ندارد .اما عمده وسوسه های شیطان در گفتگوی روابط غیر ضروری صورت می گیرد .

صحبتی که خودمان می دانیم ضرورتی نداشته و ناشی از تمایلات نفسانی است که البته با توجیه های ریز و درشت توام است .

دختر و پسر دانشجویی که هردو قصد و نیتی پاک دارند ابتدا به صحبت های ضروری بسنده می کنند (اگر ضرورتی در کار باشد) اما به تدریج همین گفتگو ها غیر ضروری می شود و با عادی شدن روابط روند آن گرم تر و صمیمانه تر می شود . و به شوخی و تفریح می انجامد.

گفتگوهای غیر ضروری با کسی که محرم ما نیست اولین حلقه ی نفوذ شیطان است. و اگر در همین بدو امر کسی به ما تذکر و توجه داد تا ما را از آن باز دارد با غیافه ای حق به جانب بانک بر می آوریم که:

مگه به خودمون شک داریم؟ ما که منظوری نداریم. تو چقدر فکرت خرابه .  مگه چه اشکالی داره؟ یه کم باز فکر کن  چقدر بسته فکر می کنی!

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:36  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

دیــنــی

 

خويش گمشده من

 

اين تذهبون ؟

يک بار شنيديم بزرگي مي گفت وقتي به امام سلام مي دهيم حتما جواب مي دهد چون جواب سلام واجب است وامام واجب را ترک نمي کند اين ترافيکهاست ( ترافيک دنيا ) که نمي گذارد ما جواب را بشنويم ! چقدر متاثر کننده است !

ولي ما به اين حال ديگه عادت کرديم خداوند مي فرمايد بعد از مرگ خواهد فهميد .

اباعبدالله حديث بسيار زيبايي دارند :

دين لق لقه دهان مردم است

واقعا ما هم اين طور هستيم کي مي خواهيم بفهميم ؟ واقعا دير شده است بايد قدر لحظات را دانست.

.يا حي الذي يحي الموتي جانم را زنده کن وببخش مرا با نعمتهايت گناه کردم چه افسوسي بدتر از اين خدايا حسرت را در اين دنيا نصيب فرما ! تا به خودم بيايم ! مي گويند قيامت روز تغابن است خوب وبد هر دو به اين حال مبتلا هستند

خدايا ببخش بر پاهايي که مي رود اما نه بسوي تو ، بدني که فرسوده مي شود اما نه براي تو !نه براي تو! يعني نه براي صاحبش ! ببخش بي آبرويي دلهايمان را به ياد همه است به غير از آقايش

يا مهدي تا نظرت نباش چطورمن درست شوم ؟ به حر آقايش نظر کرد وتوفيق يافت که در پشت آقايش نماز بخوابد واولين کس بود که در رکاب اباعبدآلله به شهادت برسد . اقا جان يک نظر شما کافي است

به اميد کسب لياقت براي جلب عنايت مولا صاحب الامر

منبع

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:35  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 41

ترفند رایانه ای:

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (2)

 

ظاهر تازه

گرچه منوها و نوار ابزارها تغيير شديد و چشم گيري نكرده اند ولي به گونه اي متفاوت به نظر مي رسند. ظاهر تخت و بي پيرايه آفيس XP و 2000 دستخوش تغيير شده است: جعبه ابزارها و نوارهاي حاشيه اي منوها با يك انحناي استوانه اي برجسته و قابل لمس شده اند. دكمه ها و سرمنوها زماني كه نشانگر ماوس روي آنها قرار مي گيرد نارنجي كم رنگ مي شوند و اگر آنها را بفشاريد رنگ نارنجي آنها پر رنگ مي شود. اينها گذشته از جذاب كردن محيط كار، به رويت پذيري اجزاي محيط كار مي افزايند، مثلا به راحتي متوجه مي شويد كه آيا حالت پر رنگ انتخاب شده است يا نه. گذشته از جنبه هاي ظاهري اين ويرايش مي توان گفت كه آنچه Office 2003 را بيش از همه خواستني مي كند در سه حرف خلاصه مي شود – XML . اين نيز همانند HTML يك mark-up language است و از برچسب ها تشكيل مي شود. اما در حالي كه HTML در درجه اول متوجه ظواهري مانند ‹ Font › است،برچسب هاي XML مي توانند به محتوا آدرس دهي كنند و با توجه به طرح كلي ( Schema ) تعريف شوند. بنابراين، به عنوان نمونه گروهي از توليد كنندگان پنير مي توانند يك برچسب ‹ Bordeaux › تعريف كنند كه نشان مي دهد داده اي با اين برچسب دربردارنده اطلاعاتي از پنير توليد بردو است. علاوه بر اين، مستنداتي كه با فرمت XML ذخيره شده اند را مي توان با موتورهاي ديگر پردازش داده بر پايه نوع داده شان مورد جست و جو قرار داد، نه فقط بر پايه كلمه هاي ساده. برتري اين روش روشن است- مانند اين است كه براي پيدا كردن اطلاعات يك پرواز به خصوص از يك موتور جست و جو مناسب مانند Expedia استفاده كنيد، نه اين كه عبارت “ flight+tehran+rome+Tuesday ” در Google تايپ كنيد. XML را همچنين مي توان توسط سرويس هاي وب براي انجام كارهايي چون فعال كردن يك نرم افزار ثبت سفارش در جهت كار با يك برنامه كنترل سهام در يك سازمان يا سازمان هاي مختلف به كار گرفت

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:34  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت 6

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت ششم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

تا اينكه به زمان كنكور نزديك شدند ، در اين مدت به علت كنكور كمي رابطه آنها به سردي گراييد ، اما پس از كنكور آرمين با مريم تماس گرفت و از او خواست كه ملاقاتش كند اما مريم گفت كه در اين مدت به علت خستگي زياد در نظر دارد كه مدتي را استراحت كند . اين حرف براي آرمين گران آمد ولي از آن جايي كه احترام خاصي براي مريم قائل بود و او را بسيار دوست ميداشت روي حرف او حرفي نزد . چند روز بعد آرمين طبق قراري كه با دوستان دبيرستانش گذاشته بود به پارك ساعي رفت تا در جمع آنها چند ساعتي از خستگي كنكور در آيد . اما قبل از ديدن دوستانش صحنه اي ديد كه او را ميخكوب كرد . او مريم را ديد كه با يكي از پسران بدنام پارك براحتي صحبت ميكند و دست در دست هم قدم ميزنند . در تمامي اين چند سالي كه با دوستانش زياد پارك مي آمد اين پسر را كه سياوش نام داشت ديده بود و كلا" بچه اي شر بود كه از لحاظ اخلاقي هم پسر جالبي نبود . آرمين تحمل و كنترلش را از دست داده بود و بايد به مريم مي گفت : كه اين چه كاريست كه با من كردي ؟ بايد اين راببينم يا آن وعده هاي زيبايت ؟ تو كه هميشه به من ميگفتي من تنها تو را دوست دارم و كلي قول زيبا ... تصميم خودش را گرفت و بسمت مريم رفت ، شعله اي در درونش زبانه كشيده بود كه از اين جهنم بايد مريم هم بارقه اي را نصيب ميشد . دوست داشت آن چنان محكم ميزد توي صورت مريم تا اينكه تمام حرفهاي زيبايش را فراموش كند تا اينكه ديگر حتي صدايش را به ياد نيارد .

تنها در چند قدمي آنها رسيده بود كه متوقف شد ، در اين حين مريم او را ديد و از چشمانش كه حالا تنها دو كاسه آتش بود به نيتش پي برد ، كمي خود را به سياوش نزديك تر كرد تا در صورت حمله آرمين به پشت او پناه ببرد . سياوش هم از نظر جثه و هيكل از آرمين بزرگتر بود ، همين مريم را مطمئن تر ميكرد . اما آرمين وقتي نگاهش با نگاه مريم تلاقي پيدا كرد تنها سرش را به نشانه تاسف تكاني داد و رفت . او به پاس اين 4 سال حتي سعي نكرد انتقام دل شكستگي اش را از مريم بگيرد . گرچه هميشه از اين نظر پشيمان بود اما خب اين تصمیمي بود كه در يك لحظه گرفته بود . پس از آن ماجرا آرمين به كل بهم ريخت . او از پي متزلزل شد . با كسي حرف نميزد و در گوشه اي خيره به چيزي ميماند . دوستانش كم كم از او فاصله گرفتند زيرا تحمل چنين آدمي براي هر كسي سخت است . عاقبت آرمين در رشته مهندسي عمران دانشگاه آزاد تهران قبول شد و با تمام مخالفتي كه خود براي رفتن به آنجا داشت اما با اصرار پدر و مادرش ثبت نام كرد . دراين مدت آرمين در دنيايي ميان واقعيت و توهم زندگي ميكرد . اين در حالي بود در اين مدت مريم حتي از او معذرت خواهي هم نكرده بود . آرمين هميشه فكر ميكرد كه شايد مريم به خودش حق ميدهد كه اين رابطه را يك طرفه قطع كرده است يا شايد الان هم از ديدن آرمين خجالت ميكشد ، اما خود ميدانست كه اشتباه ميكند و تنها با اين افكار خودش را سست تر ميكند و گناه ها را از دوش مريم بر دوش خود ميگذارد .

روزها ميگذشت و رابطه سامان و الناز گرمتر ميشد و سامان هميشه به دو دوست خويش ميگفت : بالاخره آن كسي را كه ميخواستم پيدا كردم . من كه گفته بودم كه هيچ وقت تنها نميمانم ، راستش آن حادثه براي من زياد هم بد نشد . در مدت اين دو ماه كه از آشنايي سامان و الناز ميگذشت ، سامان شاداب تر شده بود و البته ملاقاتهايش با آرمين و امير هم كمتر شده بود و اگر هم مي آمد با الناز مي آمد .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:33  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

گزارش ویژه هفته

 

 

تيپ‌شناسي، ضرورت فراموش‌شده

مهدي سليمي

پس از گذشت 27 سال از وقوع انقلاب اسلامي، هنوز هم يكي از داغ‌‌ترين بحث‌هاي محافل فرهنگي و شخصيت‌هاي اجرايي، مباحث مربوط به حجاب و برنامه‌هاي فرهنگ‌ساز براي پوشش بانوان است.

در اين چند سال، بسياري طرح‌ها و نظريه‌ها با آزمون و خطا پيگيري شده‌اند، اما هيچ ‌كدام از آنان پاسخ درستي به متصديان خود نداده‌اند. برخورد فيزيكي، يكي از راه‌هايي بوده است كه تاكنون بارها و در مقاطع گوناگون با شدت و ضعف دنبال شده است، اما صحنه‌هاي امروز كوچه و خيابان، نتيجه‌اي خلاف خواسته طراحان آن را نشان مي‌دهد.

اين نوشتار درصدد نيست تا با كنايه زدن به «امر به معروف» و «نهي از منكر» ـ كه در برخي اوقات و با شرايط خاص، شامل برخورد فيزيكي هم مي‌شود ـ اين اصل را زير سؤال ببرد، بلكه بر آن است تا به واكاوي علت‌هاي بدحجابي و و شخصيت‌شناسي قشر شل‌حجاب جامعه، به راهكاري عملي براي اين حل موضوع دست يازد.

اشتباه بزرگي است كه در دسته‌بندي و برنامه‌ريزي براي معضل بدحجابي و مضرات برهنگي، تمام زنان و دختران را به يك چشم نگريسته، آنان را با يك چوب برانيم. روشن است همانطور كه طيف اجتماعي و تعلقات خانوادگي زنان و دختران در بهره‌گيري آنان از امكانات اجتماعي و وسايل زندگي، نقش مؤثر ايفا مي‌كند، خاستگاه اجتماعي آنان نيز در نوع نگرش و طريقه برخورد و كنار آمدن آنان با مسائل و مشكلات، نكته‌اي كليدي است كه بايد به آن توجه داشت.

قشر شل‌حجاب را در يك طبقه‌بندي كلي و اجمالي، مي‌توان متعلق به چند قشر خاص سواي از هم دانست:

1ـ در وهله اول گروهي بيش از موارد ديگر، جلب توجه كرده و داراي سابقه بيشتري در زمينه سستي در نمادها و شعائر مذهبي است، قشري هستند كه به علت موقعيت خانوادگي و محيط خصوصي خود، از به قشر غيرمتدين به حساب آمده و به خاطر اقتضائات محيطي كه دامنگير آنان شده، نسبت به مسائل و مقيدات مذهبي و اجتماعي لاقيد به حساب مي‌آيد كه يكي از بروزات اين لاقيدي بدحجابي است.

2ـ قشر دوم بدحجابان، آنهايي هستند كه به علت فقر اقتصادي و كمبود معيشت، مجبور به تن‌فروشي و عشوه‌گري مي‌شوند كه تفاوت محيط‌ها و طرزفكرهاي اين گروه با گروه اول روشن و هويداست.

3ـ قشر سوم كه در جامعه امروز ايران، مي‌توان آن را فراگيرترين قشر متأثر از نسيم‌هاي مخالف فرهنگي دانست، افرادي هستند كه به خاطر تقليد از روند جامعه و به دور از انديشه مستحكمي، به پيروي از افراد پيرامون خويش و يا الگوهاي مطرح‌شده در رسانه‌هاي غربي و ماهواره‌اي مي‌پردازند و به بدحجابي يا شل‌حجابي دچار مي‌شوند.

4ـ دسته چهارم كه وجود آنان تأسف‌‌آورتر از دسته‌هاي ذكرشده مي‌باشد، عده‌اي از دختران و زنان پرورش‌يافته در خانواده‌هاي مذهبي هستند كه به علت بحران هويت و يا شكاف نسل‌ها كه گاه ناشي از تربيت نادرست و به دور از مبنا و انديشه خانواده‌ها و گاه سختگيري‌هاي بي‌مورد است، در زمره بدحجابان درآمده‌اند تا به نوعي بانگ عقايد و احساسات سرخورده خود را برآورده و آن را منعكس كنند.

5ـ قشر پنجمي را نيز مي‌توان در ميان اين دسته‌ها نام برد كه با اندكي تأمل، شايد بتوان آن را جزئي از گروه سوم دانست و آن جوانان و دختراني هستند كه به علت عدم توجه و ارزش قائل شدن براي آنان، دچار نوعي بحران روحي و فكري شده‌اند و به طريقي در صدد تخليه انزجار دروني خود از وضع موجود هستند و ممكن است هر عملي كه بر خلاف هنجارهاي موجود اجتماعي به حساب آيد و تعجب و خشم اجتماعي را به همراه داشته باشد، از آنان سر زند تا به نوعي اعتراض و سرخوردگي آنان را التيام بخشد.  

با تأمل و ژرف‌انديشي در احوالات و اوضاع افراد و دسته‌هاي مذكور، اين نتيجه به دست مي‌آيد كه هر برنامه ‌اصلاحي كه بدون در نظر گرفتن تمايزات اخلاقي و خصوصيات محيطي اين زنان براي آنان تدارك ديده شده و به اجرا گذاشته شود، محكوم به شكست بوده و نتيجه عكس به بار خواهد آورد. راه‌‌حل‌هاي بسياري در طي ساليان متمادي براي حل مسئله بدحجابي بيان شده و گروهي از آنان‌، جزء راه‌حل‌هاي كاربردي اصولي نيز بوده است، اما به خاطر غفلت مسئولان و جدي نگرفتن مسئله هر ساله بحث به برخورد فيزيكي، آن هم به طور مقطعي محدود شده و اندكي بعد هم به فراموشي سپرده شده است.

راهكاري كه اين نوشتار درصدد بيان آن است را مي‌توان راه‌حلي زيربنايي، فرهنگي و فيزيكي مسئله دانست كه در آن با بهره‌گيري از تكنولوژي‌هاي پيشرفته صنعت IT و تجربيات جهاني در امور اجتماعي براي تمام افراد جامعه و از جمله زنان، برنامه شناسايي و هويت‌شناسي تعريف كرد تا با بهره‌گيري از آن بتوان به روحيات فردي، وضعيت خانوادگي و محيط اجتماعي شخص بدحجاب پي برده و با در نظر داشتن پيشينه شخصي، با او برخوردي متناسب شده و با راه‌هايي مانند تذكر لساني، تعهد كتبي، اطلاع‌رساني به خانواده، محيط تحصيل و يا محل كار و يا جريمه نقدي با آنان برخورد و تنها در موارد بسيار حاد كه بسيار اندك(مانند برخورد با روسپيان) است، با برخورد فيزيكي مي‌توان اين معضل را رفع و رجوع كرد.

در اين گستره آماري احتمال خطاي مأموران و ضابطان به شدت پايين آمده و با توجه به نسبت اندك زنان فاسد و دختركان پاك مقلد، عده عظيمي در آتش تخلفات جمع قليلي نخواهند سوخت. ناگفته پيداست كه لازمه اين برنامه در مرحله نخست، بهره‌گيري از مأموران آموزش‌ديده و افراد مجرب و زبده‌اي است كه بيم آن مي‌رود كه از رهگذر برخورد و رويارويي با بدحجابان، خود نيز گرفتار فساد شوند و ي آتش بي تجربگي و عدم تخصص آنان در برخورد با بدحجابان مانند گذشته نتيجه عکس به بار آورده معضل مضاعف شود.

اينها البته به غير از وظايف گسترده مسئولان و مراكز و نهادهاي فرهنگي كشور است كه به نظر مي‌رسد به رغم داشتن بودجه‌هاي كلان و وعده‌‌ها و شعارهاي پرطمطراق، چندان به اهداف مورد نظر نرسيده‌اند يا اينکه به علت سهل‌انگاري نخواسته‌اند برسند که پرداختن به آن نيازمند فرصتي جداگانه است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:43  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

خــبـــر

 

 

ايران، جذاب‌ترين سوژه جستجو در «ياهو»

 

آمارها نشان مي‌دهد، كسب اخبار و اطلاعات در مورد ايران از سوي كاربران اينترنت در سراسر جهان به شدت دنبال مي‌شود.

بنا بر آخرين خبر از سوي سايت ياهو، هيچ كلمه يا عبارتي در طول چند هفته گذشته، به اندازه كلمه «IRAN» توسط موتور جستجوي اين سايت، جستجو نشده است.

در طول هفته‌هاي گذشته، كنجكاوي در مورد برنامه‌هاي هسته‌اي ايران و همچنين سخنان رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد در مورد محو اسرائيل از نقشه جهان، بيشترين سهم‌ها را در انگيزه جستجوگراني كه در مورد ايران از موتور جستجوي «ياهو» كمك گرفته‌اند، داشته است.

همچنين زلزله اخير در استان لرستان، باعث شده است تا در اوايل ماه آوريل، جستجوها در مورد ايران افزايش يابد.

گفتني است، موتور جستجوي سايت «ياهو» در حالت جستجوي عادي در مورد عبارت «Iran nuclear Program»، نه ميليون و 370 هزار صفحه و در مورد عبارت «Mamoud ahmadi nejad» تعداد دو ميليون و 340 هزار صفحه را مي‌يابد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:43  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

روانـشـنـاسـی

 

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

 

قسمت سی ودوم

 

 

ادامه داستان

 

یوسف با آن چهره ی زیبا و ملکوتی اش نه تنها عزیز مصر را مجذوب خویش ساخته بود بلکه قلب همسر عزیز مصر یعنی(زلیخا) را به تسخیر در آورده بود . عشق یوسف در قلب زلیخا پنجه انداخته بود و هر روز که می گذشت این این عشق سوزان تر می شد .اما یوسف در نهایت پاکی و پرهیز کاری جز به خدا نمی اندیشید و قلبش تنها در گرو عشق خدا بود .

عشق آتشین همسر عزیز مصر علت های بسیار داشت .نداشتن فرزند از یک طرف غوطه ور بودن در زندگی پر از تجمل و نداشتن هیچ گونه گرفتاری و دغدغه که خاص اشراف است از طرف دیگر . اما آنچه از همه مهم تر بود این بود که این زن بهره ای از ایمان و تقوی نداشت و غرق در بی بند و باری شدید حاکم بر دربار مصر بود .

آتش عشق و هوس این زن هرگز در دلش آرام نگرفت تا اینکه آنرا گستاخانه آشکار ساخت و از یوسف تقاضای کامجویی کرد .

زلیخا یوسف را به بخشی از قصر کشاند که از اتاق های تو در تویی تشکیل شده بود و او را در خلوت گاه خویش به دام انداخت.زیبا ترین لباس ها را پوشید زیبا ترین زیور ها و خوشبو ترین عطر ها را بکار برد و وارد اتاق شد .تمام در های منتهی به آن اتاق را بست تا هم یوسف را از خلوت و امنیت آنجا مطمئن سازد و هم راه فرار را بر او ببندد.

و چنین بود که صحنه را چنان آراست تا یوسف نیرومند را به زانو درآورد . با هزار مکر و نیرنگ شروع کرد به اظهار محبت و علاقه که: قلب من از عشق تو لبریز است و.........) او در نهایت ملایمت و ملاطفت اصرار بر گناه می کرد و با اینکه همسر عزیز مصر بود در اوج قدرت هرگز به قصد کامجویی یوسف را نهدید نکرد  بلکه با همان بیان ملایم یوسف را به گناه دعوت نمود  که همه چیز مهیاست و من در اختیار تو ام)

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:42  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

دیــنــی

 

 

 

نظرات علمي قرآن در مورد عالم، زمين ، دريا و ماده:

 

پيدايش جهان(فصلت/11)، انبساط و گسترش عالم (ذاريات /47)، اتحاد ويگانگي جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبياء/30)،حركت هموار ومناسب زمين(ملك/15) و (نمل/88)، حركت زمين به دور خود (فرقان/46-45)، مسطح نبودن زمين(رحمن/17)،بيضي شكل بودن تقريبي زمين(نازعات/30)،(اعراف/137) و(شمس/6)، ناقص شدن كره ي زمين در هر دو قطب(رعد/41)، كوهها عامل استحكام پوست زمين (نبأ/7) ، قوه ي جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10)، پيدايش دريا (مؤمنون/18)، درياي شور وشيرين(فاطر/12)، دريا گهواره ي زندگي (نور/45)، زوجيت يا وجود بارهاي مثبت ومنفي در هر چيز(يس/36)،(ذاريات/49)و (رعد/3)،نظريه ي نسبيت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم(يونس/61)و (سبأ/3)، و...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:41  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 40

ترفند رایانه ای:

 

 

آشنایی با Microsoft Office 2003 (1)

 

منبع: رايانه شماره: 130

 

ويژگي جديد فراواني براي كاربران حرفه اي به اين ويرايش افزوده شده، ولي آيا ضرورتي دارد كه كاربران خانگي هم نرم افزار خود را ارتقاء دهند ؟

 

نصب وراه اندازي

 

همچون ويرايش هاي پيش مي توانيد اجزاي مختلف را روي ديسك نصب كنيد يا آنها را به صورت “ first-time use ” نصب نماييد ( در اين حالت فايل هاي مربوط به يك بخش از نرم افزار هنگامي كه براي اولين بار فراخواني مي شوند، به محل مخصوص خود كپي مي شوند)‌ و يا اين كه برخي از آنها را اصلا نصب نكنيد. گزينه آخر زماني سودمند است كه هرگز نيازي به نوارها (tabs ) و ليست هاي يك ويژگي خاص نداريد. يك گزينه ديگر نيز در اختيار است كه البته همچون گزينه“ first-time use ” در فضاي ديسك سخت صرفه جويي نمي كند ولي اين امكان را به شما مي دهد كه فايل هاي نصب شدني را روي ديسك نگه داريد. در اين صورت همين كه بخواهيد براي اولين بار از قابليت هاي بخش هاي مربوط استفاده كنيد. فايل ها خود به خود از ديسك سخت خوانده و به محل مناسب كپي مي شوند. حجم فايل هاي مربوط به امكانات اصلي Publisher, Outlook, powerpoint, Excel, Office pro-word و Access در مجموع 509 مگابايت است. علاوه بر اين 227 مگابايت فايل نصبي اختياري نيز موجود است. اين ويرايش از Office تقريبا 200 مگابايت حجيم تر از ويرايش پيشين آن است كه البته براي سخت- ديسك هاي امروزي چيزي به حساب نمي آيد. تفاوت ديگرش با ويرايش هاي پيشين اين است كه اين بار به Windows 2000 SP3 يا Windows XP نياز داريد: Office 2003 روي ويندوزهاي قديمي تر اجرا نمي شود. همانند Office XP مي بايست اين محصول را هم روي اينترنت يا توسط تلفن همراه فعال كنيد. فعال سازي از راه اينترنت تنها چند ثانيه طول كشيد و بدون اين كه نيازي به وارد كردن چيزي از سوي كاربر باشد، فقط مي بايست چند بار كليك كنيد. گرچه روزآمد سازي ويرايش Office XP فقط Outlook را در برنداشت- كه مي بايست روزآمد مي شد- اين فرآيند بسيار خوب انجام شد و همه تنظيمات همانند آنچه در Office XP بود، حفظ شد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:41  توسط حمید رضا الوندی  | 

نگار 5

داستــان

 

 

 

تقاص معرفت

 

 

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت پنجم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

چند روز گذشت و الناز هر روز سر ساعت 16 به عيادت سامان مي آمد و هر روز 45 دقيقه ميماند و پس آن ميرفت . در اين مدت كم اخلاق و رفتار الناز در سامان و خانواده سامان اثر خوبي داشت . اين ملاقاتها ادامه داشت تا سامان از بيمارستان مرخص شد .

تا چند روز از الناز خبري نبود تا اينكه يك روز زنگ منزل سامان نواخته شد و الناز وارد شد . از ديدن الناز سامان بسيار خوشحال شد و با استقبالي گرم از او پذيرايي كرد . بله پس از اين مدت كم سامان فكر ميكرد آن كسي را كه سالها به دنبالش بوده را پيدا كرده است و ميتواند با او خوشبخت شود . از رفتار هم اين طور بر ميامد كه او هم احساس مشابهي نسبت به سامان دارد . آن روز آرمين هم در اين جمع حضور داشت اما خنديدن هاي الناز و سامان را چون فريادهاي دردناك ميشنيد ، اين فريادها او را آزار ميداد ، او را به ياد خاطراتي مي انداخت كه در لابه لاي صفحات زندگي اش او آنها را به گرد و غبار فراموشي سپرده بود . زماني كه او شكسته شد و براي اولين بار در عمرش آرزوي مرگ داشت . كسي نفهميد كه آرمين چگونه در مدت كوتاهي شكسته شد و از بين رفت . از آن زمان به بعد بود كه آرمين از پسر جوان بودن فاصله گرفت چون مردان با تجربه و پخته شد . او ديگر فردي گوشه گير و آرام شده بود . در همان سال بود كه با سامان و امير كه در يك دانشگاه بودند آشنا شد و اين دوستي سرآغاز زندگي جديد او بود . آرمين با وجود دوستان جديدش توانست شور و نشاط كمي را باز يابد اما هيچ گاه مانند قبل نشد .

ياد آوري اين خاطرات سبب شد كه آرمين از خانواده سامان خداحافظي كند و به بيرون برود . از وقتي از در خارج شد تا زماني كه به خود آمد 2 ساعت گذشته بود و روز كم كم به پايانش نزديك ميشد . ولي چشمان آرمين خيس از اشكهايي بود كه در اين سالها تنها مونس چشمانش بودند  . 2 سال خود خوري و مقاومت در برابر رازي كه در قلبش مدفون بود .

زماني كه آرمين 14 ساله بود در عروسي دختر خاله اش با دختري آَشنا شد كه همسن او بود و در او خصوصياتي بود كه در نظر آرمين او را متمايز از ديگر دختران ميكرد . پس از مدتي با توجه به ارتباطاتي كه آرمين ايجاد كرده بود او را بيشتر ميديد و از ديدار او و رفتارش بيشتر احساس شعف ميكرد . در ميان تمامي آشنا و فاميل آرمين را پسري مودب و جذاب ميدانستند و در تمامي آشنا و دوستان كسي نبود كه از اين پسر مردم دار ، گله اي داشته باشد . در تمامي مهماني ها و مجالس نسبت به ديگر پسران بيشتر برجسته مينمود و اين هم به علت مردم داري و آداب اجتماعي بود كه در طول سالها آموخته بود . آرمين براي مريم هركاري را كه در توانش بود انجام ميداد ، شايد هم كارهايي را برايش كرده بود كه از توانش خارج هم بوده است .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 23:40  توسط حمید رضا الوندی  |