تبليغاتX
مشکان

مشکان

گاهنامه علمی ـ فرهنگی ـ اجتماعی و امدادی

هفته نامه مشکان 39

گزارش ویژه هفته

 

صورت مساله عوض شده است!

 

علی فرازمند

 

1- ورود ایران به جمع 8 كشور صاحب فناوری غنی‌سازی اورانیوم اتفاقی تاثیرگذار، در روند پرونده هسته‌ای كشورمان به شمار می‌رود.

پیش از این، كشورهای آمریكا، روسیه، برزیل، فرانسه و آرژانتین به صورت مستقل و انگلیس، آلمان و هلند به صورت مشترك در خاك هلند به تكنولوژی غنی‌سازی اورانیوم دست‌یافته بودند. كشورهای هند و پاكستان نیز به صورت غیررسمی به این فناوری دست پیدا كرده‌اند، اما به علت ممانعت این كشورها از بازرسی بازرسان آژانس از تاسیسات هسته‌ایشان، از كم و كیف آن اطلاع دقیقی در دست نیست.

جمهوری اسلامی ایران نیز توانست با بهره‌گیری از 164 سانتریفوژ و تزریق موفقیت آمیز گاز UF6 در آن‌ها چرخه‌ی سوخت هسته‌ای خود را كامل كرده و اورانیوم را تا 3.5 در صد غنی كند.

همچنین طبق برنامه اعلام شده از سوی مسولین سازمان انرژی اتمی، ایران در نظر دارد تا مجموعه 3000 تایی سانتریفوژهای خود را در نطنز تا پایان سال به بهره برداری رساند.

2 - با تغییر دولت و به روی كار آمدن تیم جدید هرچند در ظاهر ـ و در چهارچوب سیاست منفعلانه قبل اگر بنگریم ـ كشور با تهدیداتی روبه‌رو شده است، اما در اصل این به ظاهر تهدیدات بهای سیاست عزت‌مدارانه دولت است. سیاستی كه هر ایرانی آزاده‌ای حتی حاضر به جانفشانی در راه آن هم می‌باشد. اگر تیم مذاكره‌كننده قبل نیز از آغاز با موضعی عزت‌مدارانه بر سر میز مذاكره حاضر می‌شد، هیچ‌گاه دولت جدید مجبور نبود این هزینه‌ها را برای استیفای حقوق ملت و بازپس‌گیری امتیازات واداده شده بپردازد و تازه به نقطه اول برگردد.

3 - اعلام خبر ورود ایران به باشگاه هسته‌ای، علاوه بر مسایل فنی بر مسایل سیاسی و جریان مذاكرات نیز بسیار تاثیرگذار است.

با اعلام این خبر، در اصل ایران برگ برنده‌اش را رو كرد. در این شرایط ابتكار عمل با طرف ایرانی است و طرح‌هایی مثل طرح روسیه كه در آنها حق ایران در غنی‌سازی اورانیوم نادیده گرفته می‌شد خود به خود از صحنه خارج شده‌اند.

به عبارت دیگر در شرایط جدید، صورت مساله مورد مناقشه ایران و غرب عوض شده است. ایران به فناوری غنی‌سازی اورانیوم رسیده است و از این به بعد باید بر فروع آن مثل میزان و نوع استفاده از این فناوری بحث كرد نه در ذات داشتن آن.

به اعتقاد كارشناسان، ایران اكنون به مرحله‌ای «برگشت‌ناپذیر» در فرایند هسته‌ای شدن رسیده است و طرف غربی با درك شرایط باید به این باور برسد كه علی‌رغم تمام فشارها، ایران به نقطه طلایی خود در مقطع زمانی پیش از هسته‌ای شدن رسیده است و از این به بعد باید به دنبال رقم زدن شرایطی جدید با سازوكار متفاوت بود.

4 - اما عكس‌العمل غربی‌ها در قبال این اقدام چیست؟

استراتژی قدم به قدم دولت جدید به مرحله‌ای حساس رسیده است و احتمالا از این پس باید منتظر عكس‌العمل شدید دول غربی باشیم. سفر محمد البرادعی به تهران و نتایج آن بی‌شك تاثیر مهمی در فرایند و نوع عكس‌العمل آنها خواهد داشت.

بر اساس تحلیل بسیاری از كارشناسان، گزارش البرادعی در اجلاس آینده شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی رویكردی مثبت نخواهد داشت و آمریكا برای دستیابی به اجماع علیه ایران شانس بیشتری خواهد داشت.

همانطور كه واشنگتن‌پست به نقل از دیپلمات‌های غربی نوشت، این‌بار آمریكا تلاش بیشتری برای همراه ساختن سایر كشورها از خود نشان خواهد داد و با وسواس بیشتری مواضع روسیه و چین را دنبال خواهد كرد.

چین كه از ابتدا هم خود را كنار كشیده بود و طی مذاكرات با طرف ایرانی صراحتا اعلام كرده كه از او نباید انتظار مقابله با آمریكا را داشت. اما روسیه بازنده بزرگ تعامل ایران در شرایط جدید است و احتمالا برای دستیابی به نقش محوری گذشته‌اش و كسب امتیازات سیاسی اقتصادی از ایران، همراهی بیشتری با آمریكا خواهد داشت اما این همراهی تا جایی ادامه خواهد داشت كه به منافع سنتی روسیه در منطقه آسیبی وارد نشود.

هرچند نباید از این نكته هم غافل شد كه با اعلام این پیشرفت از سوی ایران، فضای حاكم بر مذاكرات روشن‌تر شده و اگر طرف اروپایی واقع‌بین باشد، امكان دستیابی به توافق نیز بیشتر از قبل شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:1  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 39

خــبـــر

 

خشم آمريكا از اظهارات ضداسرائيلي احمدي‌نژاد

 

وزارت امورخارجه آمريكا در واكنش به سخنان محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهوري كشورمان كه رژيم صهيونيستي را «درختي پوسيده و خشك» ناميده بود، اعلام كرد اين اظهارات ممكن است به تحريم منجر شود.

به گزارش خبرگزاري «آسوشيتدپرس» از واشنگتن، «شون مك كورمك»، سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا امروز در واكنش به سخنان محمود احمدي‌نژاد كه اسرائيل را «درختي پوسيده و خشك» ناميده بود، گفت: «اين اظهارات ايران ممكن است به تحريم منجر شود».

وي كه اين تحريم را اهرمي عليه دولت ايران توصيف كرده بود گفت: «در سطح بين‌المللي، حرف از چند نوع اهرم عليه دولت ايران وجود دارد». وي افزود: «اين تحريم‌ها ممكن است شامل مسدود كردن دارايي‌ها، قطعنامه، قطعنامه‌هايي بر اساس ماده هفت منشور سازمان ملل باشد».

سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا گفت: «اين قطعنامه‌ها شامل تحريم خواهد بود و احتمالا شامل ممنوعيت مسافرت برخي از اعضاي اين دولت نيز خواهد شد».

وي مدعي شد: «استفاده احتمالي از اين اهرم‌هاي ديپلماتيك در راستاي اجبار ايران به تغيير رفتارش خواهد بود».

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:0  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 39

روانـشـنـاسـی

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی ودوم

 

این بخش برای این هفته آماده نشد

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 21:0  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 39

دیــنــی

 

اطلاعیه ختم قرآن

 

سلام دوستاي خوبم

اميدوارم که حالتون خوب باشه و زندگی بر وفق مراد

دوستاي خوبم من از ماه مبارک رمضان سال گذشته برنامه ختم قرآني براي دوستاني که مايل بودند قرآن بخونند گذاشتم که هفته اي يک جزء هر نفر مي خونه که هر هفته يک بار همه دوستان با همکاري هم قرآن رو ختم مي کنيم و هر نفر تقريبا بعد از 8 ماه خودش يکبار قرآن رو ختم می کنه

من اين برنامه رو ترتيب دادم چون معمولا کساني که دلشون مي خواد قرآن بخونند وقت ندارند هر روز يک جزء رو بخونند

اگر دوستاني که اعلام آمادگي مي کنند مايل هستند در برنامه بعدي ختم قرآن که حدودا اوايل تير ماه برگزار مي شه شرکت کنند در ميلشون ذکر کنند که من اسمشون رو در ليست بنويسم

 

دوستاي خوبم لطفا ميلهاتون رو فقط به ميل من يعني

 

saheledoosti@yahoo.com

 

بفرستيد

 

اگر ممکنه موضوع رو هم "ختم قرآن" بگذاريد تا بتونم سريعا از بين ميل هاي ديگه تشخيص شون بدم. راستي دوستاي خوبم اين امر الهي فقط مختص کساني که توي گروه عضو هستند نيست هر کسي که مايل باشه مي تونه شرکت کنه.اگر مشکلی یا سوالی در مورد این برنامه داشتید حتما من رو در جریان بذارید

از همه تون بخاطر توجه تون سپاسگزارم

در پناه خدا شاد و موفق و سلامت باشيد

ساحل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:58  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 39

ترفند رایانه ای:

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (18)

 

ـ وبلاگ من توسط یک سرویس‌دهنده رایگان وبلاگ اداره می‌شود، آیا می‌توانم از امکانات سایت بلاگ لت (BlogLet ) استفاده کنم؟

 

در پاسخ به سوال باید عرض کنیم که اگر سرویس‌دهنده وبلاگ شما، خروجی آر.اس.اس تولید می‌کند، شما نیز می‌توانید از امکانات این سایت استفاده کنید. برخی از سرویس‌دهندگان (مانند بلاگر) این خروجی را برای وبلاگ، تولید و برخی دیگر (مانند پرشین‌بلاگ) تولید نمی‌کنند. همچنین اکثر برنامه‌های مدیریت محتوی، مانند ام‌تی و وردپرس، این خروجی را برای وبلاگ تولید می‌کنند. البته خود بلاگ‌لت به‌طور پیش‌فرض، از برخی از سرویس‌دهندگان رایگان وبلاگ، پشتیبانی می‌کند. به این صورت که نام‌کاربری و پسورد خود در این سرویس‌دهنده‌ها و یک سری اطلاعات دیگر مورد نیاز را، در بلاگ‌لت وارد می‌کنید و آن‌گاه می‌توانید از امکانات سرویس بلاگ‌لت استفاده کنید. با مراجعه به سایت بلاگ‌لت می‌توانید نام و آدرس این سرویس‌دهندگان رایگان وبلاگ را مشاهده کنید.

 

 

منبع: http://weblog.azemat.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:58  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت 4

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت چهارم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

نگاه او هم چون بلوري بود كه كه محتويات درونش را به نمايش ميگذارد و نگاه او هم ضميرش را نشان ميداد ، اما در چشمهايش غمي موج ميزد ، غمي كه تا انتهاي دل او را سوزانده بود ، بدون اينكه كسي بداند .

اما امير ، او پسري خوش پوش و خوش تيپ بود كه زياد با دختر ها ميپريد و دوستان زيادي هم داشت و عقيده اش اين بود كه بايد آن قدر درميان دختر ها باشي كه بتواني در آينده براحتي همسر خود را انتخاب كني. اين بر خلاف نظريه آرمين بود كه اصلا" با دختري دوست نميشد و در حضور او امير هيچگاه نه به دختري متلك مي پراند و نه مزاحم دختري ميشد . شايد اين تنها زماني بود كه ميشد او را بچه اي سربه زير دانست . اما سامان ، او تا به حال با كسي دوست نشده بود و جرات امتحان كردنش را هم نداشت ، اصولا" آدم حساسي بود و اگر از كسي كه با او دوست ميشد بي وفايي ميديد خرد ميشد . براي همين ترجيح ميداد كه يكبار عاشق شود و ديگر به كسي دل نبندد .

از لحاظ مالي هم هر 3 مثل هم بودند و هنگام خرج كردن دنگي خرج ميكردند در دنياي آنها همه چيز تقسيم ميشد از شادي گرفته تا غم و غصه .

كمي سكوت در اتاق برقرار شد و امير بر طبق اخلاقش شروع به سخن كرد : خانم ايشان سامان هستند و اين آقايي كه كنار پنجره ايستادند آرمين و بنده هم امير هستم . از اينكه آن روز توانستم خدمت كوچكي انجام دهم بسيار خوشحالم . دختر با نگاهي لبخند امير را ديد و متوجه شد كه بايد خود را معرفي كند پس گفت : من هم الناز هستم  و مجددا" از شما تشكر ميكنم . دختر نگاهي به ساعت انداخت و گفت : با اجازه شما من مرخص ميشوم و البته باز به عيادت شما خواهم آمد . اميدوارم به زودي بهبودي حاصل كنيد و در كنار دوستانتان به زندگي روزمره خود بازگرديد ، باز هم از شما سپاسگزاري ميكنم . امير خود را جلو انداخت و گفت : ماشين هست در خدمت باشم . دختر تشكري كرد و گفت : باعث زحمت نميشوم .... امير صحبتش را قطع كرد و گفت : زحمتي نيست . بالاخره امير با اصرار فراوان دختر را با خود برد .

آرمين گفت : خب اين هم الناز خانم ، نظرت چيه سامان ؟ سامان نگاهت عوض شده !! لبخندي معني دار به سامان زد . سامان با فخر وغرور فراوان گفت : چيكار كنيم ديگر ، همه دخترها ما را تحويل ميگيرند . آرمين نگاهي به سامان كرد و گفت : گاهي اين تحويل گرفتنشان به قيمت خوردن يك چاقو تمام ميشود ، نه ؟ و خنديد . سامان چيزي نگفت ، چون ميدانست كه آرمين با او شوخي ميكند ، پس از آن آرمين با سامان دستي داد و با او خداحافظي كرد . اما سامان هم چنان در فكر دختر و ملاقات آن روز بود .

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:57  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

گزارش ویژه هفته

آيت‌الله خامنه‌ای و اقدام سوم

 

سيد ابوالحسن نواب

 

امسال توسط رهبر انقلاب به نام پربركت پيامبر اعظم نامگذاري شده است. به اين مناسبت چند جمله اي تقديم مي‌گردد.

شيعه به عنوان يكي از مذاهب اسلامي در خانواده اسلام چون نگيني تابناك مي‌درخشد و از بامداد تاريخ پرفراز و نشيب اسلام , پيروان اين مذهب با تاسي به مولا و مقتداي خود اميرالمومنين كه با ايثار جان خود در ليله المبيت و خفتن در بستر رسول الله درس فداكاري داد , مسير ايثار و دفاع از مكتب اسلام را در پيش گرفته است.

در طول چهارده قرن گذشته، شیعه با فداكاري در زمينه‌هاي نظامي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي به دفاع همه جانبه از اسلام پرداخته و سراسر تاريخ پرافتخار اسلام مشحون از اين فداكاري ها و آثار آن است. آثار برجسته فرهنگي ماندگار در جهان اسلام يادگاري از حكومتهاي كوتاه شيعي در آن كشورهاست.

دانشگاه الازهر يادگار فاطميون در مصر و دانشگاههاي شمال آفريقا تاسيس شده در زمان آدارسه است. آثار باقيمانده از حكومت آل بويه در عراق، آثار ماندگار خاندان صفويه در ايران، آل‌حمدان در سوريه و دهها اثر ديگر و دفاع علمي فلاسفه و عرفا شيعي از مكتب اسلام و تدوين كتب و آثار بسيار گرانبها در تفسير قرآن و حفظ ميراث حديث نبوي از همین جمله است. ولي علي رغم اين همه فداكاري، در طول تاريخ اقليتي از اهل سنت كه به دنبال بهانه گيري و اشكال تراشي بوده اند، بهانه هاي متعددي را براي دور كردن شيعه از خانواده بزرگ اسلام تراشيده اند و هر روز با بهانه‌اي باعث ايجاد مزاحمت شده اند كه اين بهانه گيري در پاره اي از اوقات از اشكال تراشي و خالي كردن عقده گذشته و به مرز تفسيق و تكفير شيعيان رسيده و در مواردي به كشتار شيعيان مظلوم انجاميده است . اين اعمال زشت هیچ گاه مورد تائيد قاطبه برادران اهل سنت نبوده و نيست.

آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان يكي از دلسوزان جهان اسلام، از آغاز جواني با آشنائي با تفكرات اهل سنت با اين مصيبت ها آشنا و در پی رفع آنها بوده‌اند و تا کنون توانسته‌اند به برخي از اين بهانه جويي ها خاتمه دهند كه به اختصار به سه بخش آن اشاره خواهد شد :

1 ـ قرآن: برخي از اهل سنت در مورد قرآن ما را به بي توجهي و عدم اعتنا به قرآن , حافظ قرآن نبودن و تا سرحد اعتقاد به تحريف قرآن در نزد شيعه متهم ميكردند. آیت‌الله خامنه‌ای از آغاز رياست جمهوري با توجه خاص به قرآن از حضور در جلسات قرائت و تشويق قاريان تا هر اقدام ممكن ديگر تلاش مي نمودند و در بحبوحه جنگ تحميلي از جبهه هاي جنگ به تهران آمده و پس از افتتاح راديو قرآن به جبهه بازگشتند و اين نشان از درك درست و عمق نظر ايشان در مورد قرآن داشت. چون مي دانستند كه جنگ به هر حال روزي به پايان خواهد رسيد ولي آن كه به پايان نخواهد رسيد قرآن است (بحرلاينفد) و با تلاش بي وقفه ايشان كه تاكنون نيز ادامه دارد، اكنون جامعه شيعه مفتخر به داشتن دهها هزار حافظ و صدها قاري ممتاز و ميليونها نفر مانوس با قرآن است و در اين زمينه بهانه بطور كامل از دست مخالفين گرفته شده است و صداي قرآن كه از حلقوم قاريان شيعه بيرون مي آيد، از اغلب رسانه هاي جهان اسلام پخش مي گردد و بسياري از داوران و قاريان به نام جهان از جمهوري اسلامي ايران هستند.

2 ـ نماز: در مورد نماز هم برخي اهل سنت , شيعيان را به عدم تقيد به نماز اول وقت عدم اعتنا به نماز جماعت و حتي نماز نخواندن متهم مي نمودند كه اين هم در طول تاريخ سابقه اي بس دردناك دارد و آن تعميم اعتقاد برخي از غلات در مورد نماز به تمام شيعيان بود.

رهبري با اهتمام ويژه به نماز از نوشتن كتاب در اين مورد در سالهاي پيش از انقلاب از « ژرفاي نماز » تا امامت جمعه و برپائي نماز جماعت در جبهه هاي جنگ و به پا داشتن نماز در بين شكوفه هاي تازه به تكليف رسيده را در كارنامه خود دارد. صدور پيام هر ساله در كنگره سراسري نماز , تشويق شخصيتها و وزراي متعهد به اقامه نماز در محل مسئوليت و ده‌ها اقدام موثر جدي و پيگيري ويژه در فراهم كردن مقدمات و لوازم نماز از ساخت مسجد گرفته تا ساماندهي امور مساجد و توجه ويژه به نماز جمعه و تاكيد به ساحت فيلم و سريال , توليدات فرهنگي و تاليف و تدوين شعر و قصه و ايجاد زمينه گسترش فضاي نماز و نمازخواني بگونه اي موثر و كارساز واقع شد كه كمتر بهانه جوئي مي تواند شيعه را متهم به بي توجهي به نماز كند.

3 ـ پيامبر اعظم(ص): آخرين مورد از اتهامات به شيعه , عدم توجه خاص و كافي به نبي مكرم بود. گروهي از اهل سنت در اين باب هم ما را بي نصيب نگذاشتند و از عدم توجه , عدم احترام كافي به پيامبر عظيم الشان گرفته و تا سرحد اين اتهام به پيش رفتند كه شيعه معتقد است جبرئيل خيانت كرده و به جاي نزول قرآن بر حضرت علي آن را بر پيامبر نازل كرده است . اين بي خبران بدون توجه به اينكه اميرالمومنين علي (ع ) در نهج البلاغه مي فرمايند : « انا عبد من عبيد محمد » من بنده اي از بندگان حضرت محمد(ص ) هستم , شيعه را به اين مسئله متهم مي نمودند.

آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه اقدامات موثر و كارساز خود , امسال را سال پيامبر اعظم ناميده و با توجه ويژه به آن، وجود مقدس و مبارك و در دفاع از حرمت سيدالكونين در سالي كه غرب بي محابا به شخصيت و كرامت آن حضرت اهانت كرده است به دفاع از آن بزرگوار پرداخته و با صداي رسا به جهان اعلام كردند كه ما اگر شيعه و پيرو اسلام ناب محمدي (ص) هستيم و به اهل بيت احترام ويژه اي مي گذاريم , بدان سبب است كه اينان اهل بيت رسول الله (ص) هستند و اگر در سوگواري نواده رسول خدا آنچنان بي تاب مي شويم، از آن روست كه باورمان نمي شود گروهي با فرزندان و خاندان پيامبر خود اين چنين وحشيانه رفتار كرده باشند و ما همه اسلام را در وجود مبارك پيامبر اكرم متجلي ميدانيم . 

البته تكميل اين اقدامات در فعاليتهاي امسال درباره پيامبر اكرم(ص) است كه اميد مي‌رود تداوم‌بخش نهضت وحدت مسلمانان و بالندگي تشيع باشد.

 

سيد ابوالحسن نواب

رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:14  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

خــبـــر

 

دو خبر ویژه از روزنامه کیهان

 

چرا موشك؟! برويد شمشير برداريد ( خبر ويژه )

 

رضا فاضلي مجري مضحك برنامه پارس TV كه اظهارنظرهاي او اغلب موجب تفريح مخاطبانش مي شود به آزمايش موشك هاي فوق مدرن توسط ايران واكنش نشان داد. فاضلي در برنامه عصر چهارشنبه خود نظام جمهوري اسلامي را مخاطب قرار داد و پرسيد: شما چرا داريد موشك آزمايش مي كنيد؟ مگر شما مسلمان نيستيد؟!مسلمان بايد با شمشير بجنگد. موشك هايتان را رها كنيد و برويد شمشير برداريد برويد به جنگ آمريكا.

گفتني است اخيراً دولت آمريكا به ابتكار وزارت خارجه اين كشور 72 ميليون دلار براي فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران اختصاص داد كه به گفته مقامات آمريكا قرار است بخش عمده آن براي توسعه شبكه ماهواره اي و تلويزيوني مخالف با نظام اسلامي هزينه شود.

 

جذب و مجذوب در شبكه 5 ( خبر ويژه )

 

در تاريخ (سه شنبه 15/1/85 ساعت حدود 30/12 نيمه شب) شبكه 5 صدا و سيما اقدام به پخش موسيقي همراه با نماهنگ فرقه درويشي و صوفي مجذوب عليشاه يكي از رهبران دراويش گناباديه نمود. در معرفي اين نماهنگ به كرات به تصوير معرفي اشعار از مجذوب عليشاه پرداخته و تصاوير قطب هاي درويشي كه معمولا با يك ريش بلند همراه است مرتب در طول اين نماهنگ پخش مي شد. اين در شرايطي است كه حمايت هاي خارجي و ارتباطات اين فرقه ها با بيگانگان آنها را به صورت ابزاري درخدمت اهداف استعماري و استكباري قرار داده است.

 

و یک خبر تأسف بر انگیز

مزار احمد شاملو تخريب شد

 

شب گذشته مزار "احمد شاملو " در امامزاده طاهر کرج توسط افراد ناشناس تخریب شد

سیاوش شاملو - فرزند احمد شاملو در گفتگو با «مهر» ، با اعلام این خبر افزود : طی پنج سال اخیر ، تا امروز چهار سنگ قبر تعویض کرده ام که هر کدام در فروردین ماه ( آغاز هر سال ) تخریب شده اند .

وی در ادامه افزود : دو شب پیش که تخریب مختصری صورت گرفت ، نگهبان صحن امام زاده طاهر نسبت به این اتفاق اظهار بی اطلاعی کرده و قول داد در حد امکان از ادامه این مسئله جلوگیری کند ، اما متاسفانه تخریب دیشب عمیق تر بوده و تکه هایی از سنگ قبر نیز که امضای احمد شاملو بر آن منقوش بوده ، مفقود شده است .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:13  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی ویکم

 

خداوند در برابر ترک و اجتناب پایدار از گناه  به انسان علم و نور و حکمت می دهد و او را مشمول الطاف خاص خود می سازد.

ما گاهی بدون آن که زحمت ترک گناه و حفظ چشم و زبان و....را به خود دهیم انتظار داریم از مواهب الهی بهره مند باشیم.در حقیقت انتظار جذب موهبت قبل از ایجاد خلاء (خالی شدن از گناه)انتظاری نا بجاست.خداوندبه روشنی اعلام کرده عنایاتی که به یوسف نمودیم خاص یوسف نبوده و نیست و هر کس که در پاکی و طاعت و تقوایش بکوشد با او نیز چنین رفتار می شود .

 

ادامه ی داستان:

 

در این جا فصل جدیدی از داستان زندگی یوسف آغاز می شود.یوسف که حالا جوانی برومند شده است  که در دربار عزیز مصر حکومت می کند در معرض یک امتحان عظیم الهی قرار می گیرد .والبته جوانی که سال ها به خودسازی و تهذیب نفس و مراقبت از خویش (در برابر گناه)مشغول بوده  در این امتحان بزرگ  نمره ای بسیار درخشان می گیرد که خود نقطه ی عطف دیگری در زندگی یوسف است برای دریافت الطاف الهی.

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:11  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

دیــنــی

 

تزکیه نفس

 

* بايد دانست وقتي انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکيه آن بر نيايد و نفس را سر خود بار آورد هر روز بلکه هر ساعت بر حجابهاي آن افزوده مي شود و از پس هر حجابي ، حجابي بلکه حجبي براي او پيدا شود تا آنجا که نور فطرت به کلي خاموش و منطفي شود .

* آيا نيامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآييم و براي علاج امراض آن قدمي برداريم ؟ سرمايه جواني را به رايگان از دست داديم و با غرور نفس و شيطان ، جواني را که بايد با آن سعادتهاي دو جهان را تهيه کنيم از کف نهاديم ؛ اکنون نيز در صدد اصلاح بر نمي آئيم تا سرمايه حيات هم از دست برود و با خسران تام و شقاوت کامل از اين دنيا منتقل شويم .

* عزيزا ! از خواب گران برخيز و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج کن و دست تمسک به حبل الله متين الهي و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براي ما گذاشت که به واسطه تمسک به آنها از اين گودال ظلماني طبيعت خود را نجات دهيم و از اين زنجيرها و غلها خلاصي پيدا کنيم و به سيره انبيا و اولياء متصف شويم.

* خدا نکند انسان پيش از آنکه خود را بسازد جامعه به او روي آورد و در ميان مردم نفوذ شخصيتي پيدا کند ، که خود را مي بازد و خود را گم مي کند .

* اگر دست از اين عالم – که مزرعه آخرت است – کوتاه شد ديگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتواني کرد .

* اي عزيز ! بدان که خواهش و تمناي نفس به جايي منتهي نشود و با اشتهاي آن به آخر نرسد .

* هر بلايي سر انسان مي آيد يا جامعه از دست قدرتمندان مي بيند در اثر هواي نفس و خودخواهي است .

* نمي شود که انسان هم خودپرست باشد و هم خداپرست . نمي شود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند و هم منافع اسلام را . بايد يکي از اين دو تا باشد.

* اي عزيز ! اکنون تا حجابهاي غليظ طبيعت نور فطرت را به کلي زائل نکرده و کدورتهاي معاصي صفاي باطني قلب را به کلي نبرده و دستت از دنيا که مزرعه آخرت است و انسان در آن مي تواند جبران هر نقصي و غفران هر ذنبي کند – کوتاه نشده دامن همتي به کمر زن و دري از سعادت به روي خود باز کن .

* اي دوست ! در ايام جواني اراده و تصميم انسان ، جوان است و محکم از اين جهت نيز اصلاح براي انسان آسانتر است. ولي در پيري اراده سست و تصميم پير است و چيره شدن بر قوا مشکلتر است.

 

( چند نکته اخلاقي و عرفاني از امام خميني ) 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:10  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 38

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (17)

 

ـ آیا در سرویس‌های رایگان ارائه‌دهنده وبلاگ، می‌توان لینک‌دونی داشت؟

 

بله، اگر وبلاگ شما توسط یک سرویس‌دهنده رایگان اداره می‌شود، شما نیز می‌توانید یک لینک‌دونی در وبلاگ خود داشته باشید. برخی از سرویس‌دهنده‌ها خود به طور پیش‌فرض، بخشی را برای قرار دادن لینک‌دونی دارند و شما می‌توانید براحتی از آن استفاده کنید. حال اگر سرویس‌دهنده شما دارای چنین امکانی نبود، نگران نباشید! شما می‌توانید یک وبلاگ دیگر در یک سرویس‌دهنده، مانند بلاگر بسازید و از آن به عنوان لینک‌دونی استفاده کنید. (داخل آن لینک قرار دهید) سپس آن وبلاگ را با کمک دستورات جاوا اسکریپت، به داخل وبلاگ خود وارد کنید. پس از این شما نیز یک لینک‌دونی خواهید داشت که برای به‌روز کردن آن، باید به سرویس‌دهنده‌ای که وبلاگ لینک‌دونی را در آن ساخته‌اید، (در اینجا بلاگر) رفته و به وبلاگ لینک‌دونی خود، لینک اضافه کنید. در صورتی که از دستورات جاوا اسکریپت به درستی استفاده کرده باشید، لینک‌های جدید در وبلاگ شما به نمایش درخواهد آمد.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:8  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت _ قسمت سوم

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت سوم

 

برای مطالعه قسمت های قبلی داستان کلیک کنید

 

سريع يك ماشين را دربست كرايه كرد و به سوي بيمارستان روانه شد . بيمارستان شلوغ بود ، تازه وقت ملاقات آغاز شده بود . در بين جمعيت آرمين ، پدر و مادر و خواهر سامان را شناخت ، جلو رفت و سلامي كرد . پدر سامان برگشت و با ناراحتي پرسيد : حال سامان چطوره ؟ آرمين جواب داد : من تازه آمدم و تا الان كلانتري آمدم . من هم دنبال سامان ميگردم . از پذيرش شماره اتاق سامان را گرفت . سامان روي تخت خوابيده بود ، صورتش بيرنگ و زير چشمانش گود بود . امير هم كنار تخت نشسته بود .

امير تا آرمين و پدر و مادر سامان را ديد از جا بلند شد ، آرمين را محكم بغل كرد . آرمين كجا بودي ؟ خيلي وقته كه ... و ديگر از شدت اندوه ادامه نداد . در همين هنگام پدر و مادر سامان بالاي سر او بودند ، مادرش بي تابي ميكرد و مدام اشك ميريخت اما پدرش سرش را پايين انداخته بود و نيم نگاهي به امير و آرمين ميكرد .

سپس به طرف آنها آمد و چگونگي قضيه را جويا شد . آرمين و امير به تفصيل ماجرا را شرح دادند ، آثار غرور و شعف باطني در چهره پدر سامان نمودار شد . بله ، پسر او براي حفظ آبروي يك نفر زخمي شده بود و در اين بين دوستانش نيز او را ياري كرده بودند ، پدر ، امير و آرمين را چون پسرش در آغوشش گرفت .

 

دو روز از آن حادثه گذشته بود و هنگام ملاقات دو دوست همچون  گذشته در كنار يكديگر بودند ، با اين تفاوت كه يكي مجروح و دو نفر ديگر براي عوض كردن طبع او آمده بودند . در اين اتاق اين 3 نفر با شوخيهاي معمول خود آنچنان غوغايي را بر پا كرده بودند كه اگر پرستار تذكر نداده بود معلوم نبود آخر و عاقبتش چي ميشد ... سامان با كمك دوستانش نيروي تازه يافته بود و روز به روز بر بهبودي اش افزوده ميشد و دوستانش نيز از اينكه سامان بهتر ميشود سرزنده تر ميشدند .

ناگهان صداي ضربه بر در ، در اتاق طنين انداز شد . طبق معمول آرمين از جايش بلند شد تا از تازه وارد استقبال كند ، امير گفت اگر اين دفعه پرستاره باشه بدجوري حالش را ميگيرم . ناگهان در باز شد و هر 3 نفر با ديدن قيافه تازه وارد جا خوردند . دختري با لباس يك دست آبي و دسته گلي زيبا وارد شد .

با سلامي حاكي از خجالت وارد شد و تا نزديك تخت بيمار پيش آمد . آرمين زودتر از دو دوستش به حالت اول بازگشت و دسته گل را با تشكري صميمانه از دختر گرفت .  قبل از اينكه بقيه شروع به صحبت كنند دختر صحبتش را آغاز كرد : از اينكه اين قدر دير به ملاقات شما آمدم بسيار متاسفم ولي قبول اينكه يك نفر به خاطر من روي تخت بيمارستان افتاده است و با ديدن من معلوم نيست چه حالي پيدا كند ، ملاقات كمي برايم سخت بود و جرات اين كار را نداشتم . سامان سرفه اي كرد و گفت : من انتظار نداشتم كه به عيادتم بياييد . ولي از اينكه تشريف آورديد از بسيار متشكرم . خواهش ميكنم بفرماييد بنشينيد . دختر در كنار آرمين روي مبل نشست . آرمين براي اينكه دختر معذب نباشد از كنار او بلند شد و كنار پنجره رفت . احساس خوبي نداشت ، اما سعي ميكرد اين احساس را با نگاه به بيرون پنهان كند . هركس آرمين را ميديد مجذوب او ميشد ، زيرا نگاهش جذاب بود .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 19:7  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

گزارش ویژه هفته

 

روز بزرگ جمهور یا هزار راه نرفته ...

 

به مناسبت 12 بهمن ـ نوشته: فرشاد مهدی‌پور

 

بهار سال55، شاه هنوز خود را ژاندارم خاورمیانه می‌دانست و سرمست از نوش دلارهای نفتی، قهقهه مستانه می‌زد و در زیر سایه سرسپردگی و سرسپردگانش می‌خواست تا خواب‌های رویایی‌اش را تعبیر کند. سه سالی که زین پس بر آن دستگاه گذشت، نسیمی بود که توفان شد و دودمان پهلوی را بر باد داد و نه از تاک نشان ماند و نه از تاک‌نشان. فروردین سه سال بعد، شاه آواره نه می توانست پیام نوروزی بدهد و نه کسی پیامش را گوش می‌داد. مردم گرم و با عزم جزم، در این اندیشه بودند که به چه چیز در دهمین روز سال نو، باید «آری» بگویند.

 

می‌دانستند ...

می‌گویند ایرانی‌ها در بهمن 57 می‌دانستند که چه نمی‌خواهند، اما نمی‌دانستند چه می‌خواهند! ضرب المثل رایج اهل سیاست و مدن برای به سنگ کوبیدن سر انقلابی که نه سوسیالیستی بود و نه کاپیتالیستی، درست مانند آن فهم رایج عوامانه است که ایرانیان اهل کار دسته جمعی نیستند (و تا دلتان بخواهد برایتان از ورزش، شاهد و مثال دارد!).
این فرضیه از زاویه تنگ و تار منورالفکری بی تردید ثابت شده بوده و هست؛ درست مانند همین روزگار که همه‌شان شب پای سطحی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی می‌نشینند و شادمانی‌شان به راه است و صبح تا آنجا که بتوانند در مذمت تلویزیون و برنامه‌هایش داد سخن می‌دهند ... آن روزها هم چنین بود. یک اکثریت بزرگ، نزدیک به 96 درصد، آمده بود تا رای بدهد و در آن میان، یا به تلقی نقلی و یا عقلی، 99 درصدشان از جمهوری اسلامی حمایت می‌کردند و روشنفکران از جمهوری دمکراتیک.

 

یک عمر

قرار نیست کسی را محاکمه کرد، اما انصاف هم نیست تازیانه تاریخ را فرونهیم و نسکافه بنوشیم و خود را «الیت» بخوانیم و کسی را هم آدم حساب نکنیم. مردمان فروردین 58، خوب می‌دانستند که به چه باید رای داد تا تمام خواسته‌هاشان را متجلی کند؛ راهی کوتاه میان مدرنیته و سنت، تا از درون آزمون یک نظریه نوین حکومتی، نظامی بدر آید، برخاسته از زاد و بوم ایرانی.

این اتفاق افتاد و آن نظام به «آری» نشست، اما از آنجا که در عالم آن روز (و همچنان امروز) راهی راهورتر از مقیاس‌های پوزیتیوستی و اثبات‌گرایانه نبود، روشنفکران دست به دامان ساخته و پرداخته های دکارت و کانت و هگل و... شدند تا دریابند نظام نو آمده را در کدامین چارچوب باید جا داد و تحلیل‌اش کرد؛ اینچنین نقاط قوت‌اش را سریع‌تر می‌توان شناخت و راه فترت‌اش را آسان‌تر می‌شود پیمود.

 

شب دراز

نه آنکه همه روشنفکران را به یک تیغ بتوان نواخت؛ روشن است که کج فهمی و کج اندیشی را از آدمی جدایی نیست و اینچنین نابخردانه و نامردمانه برخی ترسانده شده و برخی رمانده؛ و خود این دانه‌ای شد برای دام‌های بعدی. ولی از همان وقت که برخی «جمعه»ها «کتاب» می‌نوشتند(!) معلوم بود که بیرق سه رنگ را پرچم سیاهی می‌بینند که در پس گور یزدگرد در سرزمین پارس به اهتزاز درآمده است. روشن است که با چنین وصفی، یار که نبودند هیچ، بیشتر زخمی بودند بر دل بیمار.

با این وصف کمتر درس خوانده و فرنگ رفته و درد داشته‌ای در میان بود تا به تئوری‌پردازی نظام نو، که آرایشی دیگرگونه را می‌خواست دراندازد یاری رساند؛ «شریعتی» که در فوتی مشکوک سالی پیشتر رفته بود و ماهی دیرتر، گلوله های سربی «مطهری» را از انقلاب گرفته بود. دیگران نیز درگیر و دار رتق و فتق امور اجرایی بودند و یا تیرهای پی در پی بداندیشان، آنها را به کاروان رفتگان می‌رساند.

 

نزدیک هدف

مردم می‌دانستند چه می‌خواهند چرا که جمهوری اسلامی را نزدیکترین ساز و کار برای رسیدن به اهداف انقلاب می‌دیدند. این سخن گزاف نیست که اگر بگوییم با تصویری که از چنین حکومتی عرضه می‌شد، رسیدن به این باور دشوار نبود. عکس این نظر هم صادق است که اگر جمهوری اسلامی وزانتی یافت، از برای آن بود که برای تحقق شعارهای انقلاب ساخته شده بود؛ مشروعیت‌اش را از حضور فره‌مندانه خمینی کبیر می‌گرفت و مقبولیتی کم نظیر در میان ایرانیان داشت و حالا می‌توانست واضع قوانین باشد تازه برای به‌سازی آرمان‌های انقلاب.

این سخن از آن رو اصل است که هر چه حکومت جدید، خود را وفادار به آن شعارها می‌دانست و برایشان سینه چاک می‌داد، مردمی‌تر بود و نزدیکی‌اش را همه خوب می‌فهمیدند و هر چه هم دورتر، دستیابی به آن اهداف دیرتر محقق شده و همگان دلگیرتر. و به‌راستی که اگر نارضایی هم در میان مردمان است که هست، همه از فاصله‌ای است میان آنچه در ذهن بوده و در عمل پدیده آمده.

 

کدامین انقلاب؟

در طول این همه سال، همگان آمده‌اند و رفته‌اند؛ سی سالی است که شعار همه انقلاب بوده و هست. اما به‌راستی گوهر انقلاب در کدامین صدف پنهان است؟ حضرت روح الله که نیست تا یک تنه ایدئولوگ انقلاب باشد و آن همیت و ممارست نشردهندگان و یاوران دهه شصت جمهوری نیز که رخت بر بسته است.

مردم می‌دانسته‌اند که انقلاب کرده‌اند تا اسلام جاری شود، آزادی به ارمغان بیاید، عدالت حکم فرما گردد و... ولی شکاف میان این آرزوها، به هر دلیل پر نشده و از آن سو «دنیا» نیز (چه به معنای معنوی اش و چه در جایگاه واقعی اش) راه را بر بسیاری مبهم ساخته و به بی‌راه کشانده شان. اما در بود اندک تئوری و فقر مرد عمل، قطار جمهوری اسلامی نمی‌توانست از حرکت بایستد و یک بیراهه مهم، دست یازیدن به بافته‌های ذهنی دوره نوزایی اروپا بود (که گر چه احترازی از نبود اما برای سازماندهی، نقد و ترویج دستآوردهای انقلابی شرقی، چندان کارساز نیست) و نتیجه از پیش روشن؛ نظام نو، هر چه بیشتر خود را در چارچوب ادبیات رایج تعریف می‌کرد، با ضریبی از زادگاه اصلی‌اش فاصله می‌گرفت. اینجا بود که مهمترین تعارض خود را نشان داد که آن دوگانگی میان جمهوری و انقلاب بود؛ آنچنان‌که منافع ملی بعضا به ذبح ارزش‌ها همت می‌گمارد.

 

فروپاشی از درون

چند سال پیش، پروژه فروپاشی از درون، شبیه آنچه بر سر حکومت شوراها آمده بود، به همتی بلندنظرانه، آشکارا توصیف شد. این صدا را می‌شد (و می‌شود؟) شنید، چرا که انقلاب در عقبه تئوریک‌اش، دچار غفلت شده بود و هر چه هم برای یاری و فرآوری دوباره، ندا و صدا بلند می‌شد، کمتر به هدف اجابت می‌رسید. گویی برخی در حاشیه امن خودساخته، مجال فهم اتفاقات را نداشته و برخی دیگر هم خود را به نشنیدن می‌زدند و دیگرانی هم عمدا تیشه را بر ریشه.

تداوم انقلاب در گرو بازتولید هر روزه مفاهیم آن بوده و هست. انقلاب به پایان نرسیده و مفاهیم عرضه شده در آن، زمینه‌سازی برای حرکت‌های فراملی. چنین امکانی خودبه خود فراهم کننده زمینه‌های انقلاب دائمی است و چه باک که روشنفکران دوست نمی‌دارند پا پیش بگذارند، مردمان که خوب می‌فهمند چه می‌خواسته‌اند و اگر اکنون ناراضی‌اند، دوری از آن محور آزارشان می‌دهد.

 

زمانه رویش

سی سال از آن تاج‌نشینی گذشته و اگر در فروردین 58، اسلام به آرایه جمهوری آری گرفت، در فروردین 85 هم هنوز بر صدر است و برخی را نهیب باید زد که «گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان... هزار باده ناخورده در رگ تاك است».

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:48  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

خــبـــر

 

هزار و سيصد كشته و مجروح در زمين‌لرزه صبح دیروز لرستان

آخرين آمارها از زلزله‌ دیروز لرستان از كشته شدن 66 نفر و مجروحيت 1246 نفر از هموطنان خبر مي‌دهد.

به گزارش ايسنا، استاندار لرستان بيشترين خسارت ناشي از زلزله استان را در شهرستان بروجرد خواند و گفت: در حال حاضر وضعيت اسكان زلزله‌زدگان مناسب است.

محسنی ثاني با بيان اينكه در اسكان شبانه آسيب‌ديدگان مشكل داريم، تصريح كرد: سعي بر اين است كه تا قبل از غروب آفتاب عمليات نجات خاتمه يافته و قبل از سرد شدن هوا عمليات اسكان موقت انجام شود.

به گفته وي تاكنون 90 درصد عمليات امداد و نجات پايان يافته است.

او با بيان اينكه به علت پیش‌لرزه‌های شب گذشته اطلاع‌رساني به موقع و اقامت مردم در خارج از منزل، زلزله تلفات جاني بالايي نداشته است، افزود: مشكل قطعي آب، برق و گاز برطرف شده است و تنها در چند روستا اين مشكل وجود دارد كه در حال برطرف شدن است.

معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد: بيمارستان صحرايي در منطقه زلزله‌زده دورود تا پايان امروز راه‌اندازي مي‌شود.

دبير ستاد حوادث غيرمترقبه‌ استان لرستان گفت: در اين حادثه به 330 روستا به ميزان 30 تا 100 درصد خسارات وارد شده است.

باراني بيشترين خسارات را مربوط به روستاهاي ما بين دورود وبروجرد دانست و گفت: ستاد حوادث غير مترقبه با تجهيزات كامل تمام مناطق خسارت‌زده را تحت كنترل كامل دارد و از مردم استان و ساير استان‌ها خواست با آرامش ستاد را در خدمات رساني ياري دهند.

باراني با تاكيد بر اينكه آمار تلفات و خسارات همچنان در حال تغيير است، ادامه داد: امدادرساني ادامه دارد و هنوز بسياري از حادثه ديدگان زير آوار هستند.

وي گفت: زلزله در استان‌هاي همدان، بهار، تويسركان و نهاوند احساس شده‌ است، ولي هيچ خسارتي به اين استان وارد نشده است.

رييس سازمان امداد و نجات جمعيت هلال احمر كشور گفت: تاكنون 50 دستگاه آمبولانس، هشت قلاده سگ زنده ياب و دو فروند بالگرد به همراه نيروهاي امدادي به مناطق زلزله‌زده استان لرستان اعزام شدند.

سردار آقانصير گفت: آواربرداري به علت پراكندگي روستاها همچنان ادامه دارد و تا اطمينان كامل نسبت به پاكسازي مناطق زلزله زده حاصل نشود عمليات نجات متوقف نخواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:48  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت سی ام

 

ادامه داستان

 

یوسف در این خانه بزرگ و بزرگتر شد . او در دستگاه خیره کننده و کاخ های رویایی و ثروت های بیکران فرعون مصر که یکی از کانون های مهم سیاسی بود هم در ذهنش بازار برده فروشان را مجسم می کرد و هم ثروت اندوزی و ظلم طاغوتیان را

و البته از این مقایسه رنج فراوان می برد و در ذهنش این فکر سنگینی می کرد که چگونه می تواند به این وضع خاتمه دهد . اما در آن شرایط کاری از دستش ساخته نبود.

یوسف در این دوران به شدت به تهذیب نفس و خود سازی مشغول بود چنان که قرآن می فرماید :( و هنگامی که او به مرحله ای از بلوغ جسم وجان رسید و آمادگی پذیرش انوار الهی (وحی)را پیدا کرد ما به او حکم و علم دادیم .)حکم همان عقل و فهمی است که به دور از هوی و هوس است  و علم همان دانش و آگاهی است که جهلی به آن راه ندارد.

عده ای نوشته اند یوسف این زمان که جوانی بالغ و خود ساخته بود به مقام نبوت رسید و عده ای نبوت او را به دوران زندانی بودنش مرتبط دانسته اند

اما به هر حال در این زمان خداوند بواسطه ی صبر و شکیبایی و تقوا و پاکی و نیکوکاری و توکل او عنایات فراوانی نمود و از جمله دانش تعبیر خواب را به او آموخت .قطعا برای جوانی زیبا و دارای شأن والا همچون یوسف در دربار مصر با توجه به رفت و آمد ها و میهمانی ها  و بزم ها  زمینه های گناه فراوان بود اما او هرگز از اطاعت خدا دست نکشید و به شدت از هر گناه و آلودگی دوری میجست . او هرگز طنابی را که همچون عطیه ای الهی در چاه رها شده و لطفی را که خداوند در حق او کرده بود از یاد نبرد.  و اگر چه شاید حدود ده سال از ماجرای چاه می گذشت  با یادآوری لطف و مهربانی خدا حتی اندیشه ی خطا و گناه نیز به سر راه نمی داد.به تعبیر ما او که نمک خورده بود هرگز نمکدان نشکست بلکه هرچه زمان می گذشت بر طاعت و بندگی و تقوایش اضافه می شد و چنین بود که خداوند این وجود پاک را ظرفی بسیار شایسته برای رحمت های خاص خود دید و بر وجود مبارکش سرازیر نمود.

خداوند بلافاصله پس از آنکه عنایات خاص خود به یوسف را بر می شمارد اعلام می دارد که ما چنین جزای نیکو کاران را می دهیم.

یعنی مواهب الهی حتی به پیامبران بی حساب نیست و هر کس به اندازه ی نیکو کاری و احسانش از این دریای بی کران فیض الهی بهره می گیرد .همانگونه که صبر و استقامت یوسف در مقابل آنهمه مشکلات پاداشی به سزا نصیبش کرد

 

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:47  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

دیــنــی

 

انتظار واقعي

 

انسان از چيزي يا كسي پاسداري مي كند يا انتظار آن را مي كشد كه او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد . اگر شناخت و معرفت صحيح و شايسته باشد انتظار نيز واقعي خواهد بود . از اين جهت انسان در عصر غيبت يا منتظر واقعي است يا گرفتار جاهليت و عدم شناخت و معرفت صحيح . زيرا در بسياري از روايات آمده است زمين از حجت خدا خالي نخواهد ماند « إنّ الله جلّ و عزّ أجلّ وأعظم من أن يترك الأرض بغير إمام عادل» . حتي در برخي روايات آمده است : اگر زمين از حجت الهي خالي گردد زمين اهلش را فرو خواهد برد « لو بقيت الأرض بغير إمام لساخَت» . از صادق آل محمد(ص) نيز رسيده است : از زماني كه خداوند سبحان زمين را خلق كرده تا هنگام برپايي قيامت زمين از حجت خدا خالي نخواهد بود . چون اگر او نباشد عبوديت خدا تعطيل خواهد شد ليكن اين حجت گاهي ظاهر و شناخته شده و گاهي غايب و مستور است .

از خود امام عصر (عج) نيز رسيده است كه من مايه امنيت براي اهل آسمان هستم و بنابراين در تمام اعصار از جمله اين عصر حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد . از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است . اين كه گاهي تعبير به - مهدي موعود موجود  مي كنيم سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرق است . آنچه كه شيعه اثناعشري را از ديگران ممتاز مي كند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است .

شيعه و سني از رسول خدا نقل مي كند : هر كس كه بدون شناخت امام زمان و حجت عصر خودش بميرد به مرگ جاهليت مرده است . سفارش همه انبياي الهي اين است كه سعي كنيد مسلمان بميريد . منظور از شناخت امام زمان(عج) تنها شناخت شناسنامه اي و تاريخي آن حضرت نيست كه انسان بداند نامش چيست و فرزند كيست ، در چه عصري زندگي مي كرده و... بلكه مراد شناخت امامت ، اعتقاد به ولايت و معرفت به شخصيت امام است و افزون بر آن اطاعت نيز لازم است وگرنه حاكمان برخاسته از سقيفه ، طاغوت شام ، فاجعه آفرينان انسانيت كُش كربلا ، هارون الرشيد و... بيش از هر كس ديگري امامان عصر خويش را مي شناختند .

منبع

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:47  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 37

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (16)

 

ـ آیا از قالب‌های بلاگر می‌توان برای یک سرویس‌دهنده دیگر استفاده کرد؟

 

در پاسخ به این سوال باید بگوییم که خیر، نمی‌توان. به این علت که هر کدام از این سرویس‌دهندگان، برای خود یک سری کد خاص دارند و درون قالب‌های آن‌ها، مجموعه‌ای از این کدها که فقط مربوط به همان سرویس‌دهنده می‌باشد، وجود دارد. به عنوان مثال در یک قالب مربوط به سیستم بلاگر، یک سری کدها و پارامترهای خاص وجود دارد که فقط مربوط به خود بلاگر می‌باشد و در سرویس‌دهندگان دیگری مانند پرشین‌بلاگ یا بلاگ‌فا کار نخواهد کرد. البته شما می‌توانید کدهای خاص داخل قالب‌های یک سرویس‌دهنده را برداشته و به جای آن‌ها، کدهای مربوط به سرویس‌دهنده مقصد را قرار دهید. در این صورت است که می‌توانید از قالب یک سرویس‌دهنده، در جای دیگری استفاده کنید. درخصوص قالب‌های مربوط به سیستم‌های مدیریت محتوی نیز دقیقا به همین شکل است. اگر بخواهید از یک قالب تحت سیستم موویبل‌تایپ، در سیستم وردپرس یا مثلا سرویس‌دهنده بلاگر استفاده کنید، باید پارامترهای موجود در قالب را با توجه به سرویس‌دهنده مقصد، تغییر دهید.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:46  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت 2

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت دوم

 

در این بخش قسمت های قبلی داستان را بخوانید

 

دكتر از اتاق عمل بيرون آمد و به چشمهاي همراه جوان زخمي نگاهي كرد و گفت : دوست شما مقاوت خوبي دارد . خدا را شكر ، خطر از سرش گذشته است و اگر امشب هم اتفاق خاصي نيفتد ، ديگر مي توانم بگويم كه مسئله خاصي پيش نمي آيد .

در آن طرف افسر پليس مدام از يكي از آن 3 پسر بهمراه دختر سوال ميكرد : شما چه رابطه اي با هم داريد ؟ اين ها چه كساني بودند كه به شما حمله كردند ؟ چرا دعوا كرديد؟ پسر عصباني شده بود . آخر از صبح تا حالا تنها يك پاسخ براي سوالهاي افسر پليس داشت . الان ساعت حدود 2 بعدازظهر بود اما پليس هيچ اقدامي نكرده بود بجز سوالهاي متمادي ، حتي موبايل پسر را گرفته بودند .

بالاخره ستواني به جاي گروهباني كه از پسر سوال ميكرد آمد و او هم چون همكارش سوالهايش را آغاز كرد . اسمت چيه پسر ؟ .... آرمين   .  ستوان بخدا از صبح تا حالا صد دفعه اين را گفتم . ما صبح سوار تاكسي شديم و آن خانم كه حتما" در جريان هستيد سوار شدند . بعد از آن هم يك ماشين آمد كه ميخواست خانم را بزور با خودش ببرد كه ما درگير شديم . از دوستم سامان هم تا الان خبري ندارم . ناگهان مثل اينكه چيزي را به ياد آورده باشد با اضطراب فراوان پرسيد : ستوان حال سامان خوبه ؟ ترا به خدا به من بگوييد ... چند قطره اشك ديگر مجالي براي سخن گفتن به او نداد . ستوان نگاهي به پسر كرد . گفت : دوست شما عمل شده است و حال او رضايتبخش اعلام شده است . ما از آن خانم هم بازپرسي كرديم و هم چنين از مردمي كه در صحنه درگيري بودند ، مثل اينكه شما راست مي گوييد . شما ها واقعا" پسران با جراتي هستيد ، من از اينكه در اين مدت شما را اينجا نگاه داشتيم معذرت خواهي ميكنم ، اما يكسري فرماليته ها را بايد اجرا كنيم . خنده اي به آرمين كرد و گفت : دفعه بعد كه خواستيد پليس را خبر كنيد كراواتتان را در بياريد و چشمكي به آرمين زد و از اتاق خارج شد .

بيرون از اتاق همان دختر نشسته بود و گونه هايش مملو از اشكهايش بود . آرمين از ستوان تشكر كرد و آدرس بيمارستان سامان را گرفت و بي تفاوت به گريه دختر و عصباني از قدرنشناسي او از اتاق خارج شد .

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 21:46  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

گزارش ویژه هفته

 

راز عجله آمريكا در به نتيجه رساندن موضوع ايران در شوراي امنيت

 

هدف اصلي كه آمريكا از فشار بر ايران در شوراي امنيت تعقيب مي‌كند، ايجاد يك فضاي رواني براي برخورد با ايران است تا بتواند با استفاده از آن، زمينه و مجوز هرگونه برخورد غيرعادي با ايران را از نمايندگان جامعه جهاني دريافت كند.

یک کارشناس ارشد پرونده هسته ای با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: مقامات كاخ سفيد در پي آنند كه با استفاده از اهرم شوراي امنيت، زمينه اقدامات تند خود با ايران را، ولو به صورت يكجانبه و از خارج اين شورا به دست آورند.

وي در توضيح اقدامات تند آمريكا گفت: البته اين اقدامات تند به معناي حمله به ايران نيست، اما مي‌تواند شامل اعمال تحريم عليه ايران و حتي يك درگيري نظامي مقطعي عليه برخي مراكز كشورمان باشد كه به دليل هزينه‌زا بودن آن، آمريكايي‌ها محتاج گرفتن چراغ سبزي از شوراي امنيت هستند.

این کارشناس در توضيح علت تعجيل كم‌سابقه و تحركات پرشتاب نماينده آمريكا در سازمان ملل اظهار داشت: در اين‌باره، دو تحليل وجود دارد كه عنصر زمان در آن اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. تحليل اول اين است كه آنان نگرانند جمهوري اسلامي به فناوري چرخه سوخت اتمي دست پيدا كند.

وي توضيح داد: آنان از اين بيم دارند كه كارشناسان هسته‌اي كشورمان، در فرصت دو ماهه بتوانند تعداد 164 سانتريفيوژ را با هم آزمايش كنند و حلقه فناوري چرخه سوخت را كامل كنند. البته اين با رسيدن به چرخه سوخت كه در آن هزاران دستگاه سانتريفيوژ بايد در كنار هم مورد استفاده قرار گيرد، متفاوت است.

او با اشاره به تحليل دوم در علت تعجيل آمريكا گفت: تحليل ديگر اين است كه اصل شتاب آمريكايي‌ها به خاطر موضوع عراق است و آنان براي آن‌كه به نقش‌آفريني جمهوري اسلامي در عراق پايان دهند، بحث شوراي امنيت و تعجيل كار آن را پيش كشيده‌اند تا ايران تحت اين فشار، از اعمال نقش خود به عنوان كشور همسايه عراق، صرف‌نظر كند. آنان بر اين باورند كه در اين صورت، ممكن است بتوانند به ناكامي‌هاي خود در عراق پايان دهند و با دخالت و اعمال نفوذ بر منتخبان مردم عراق، ضمن تشديد اختلافات ميان گروه‌هاي عراقي، به اهداف خود برسند.

این کارشناس در ادامه اين گفت‌وگو در پاسخ به سؤالي درخصوص واكنش ايران به اقدامات آمريكا تأكيد كرد: البته جمهوري اسلامي در برابر اعمال فشارها، تحريم‌ها و حتي درگيري‌ها، اهرم‌هاي خود را دارد كه در زمان مناسب، از آنها استفاده خواهد كرد.
وي توضيح داد: در صورتي كه آمريكا بخواهد فشار يا تحريمي عليه ايران اعمال كند، با واكنش احتمالي عدم همكاري جمهوري اسلامي در عراق روبه‌رو خواهد شد و مشخص نيست كه ايالات متحده تا چه اندازه توان تحمل عدم همكاري ايران را داشته باشد.

او گفت: ايران همچنين مي‌تواند در صورت مشاهده فشار، تأسيسات هسته‌اي خود را آسيب‌‌ناپذير كند و به پيشرفت‌هاي خود ادامه دهد و در صورت بروز هرگونه درگيري موضعي، مقابله به مثل ايران طبيعي است.

کارشناس ارشد پرونده هسته ای در پايان گفت: همان‌گونه كه مسئولان كشور بارها اعلام كرده‌اند، جمهوري اسلامي هيچ‌گاه از درگيري و تنش استقبال نمي‌كند، اما در صورت بروز هرگونه فشار ابزارهاي مقابله به مثل را در اختيار دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:17  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

خــبـــر

 

بنا به اعلام روزنامه های مراکش ؛

فیلیپ تروسیه و همسرش به دین اسلام گرویدند

 

فیلیپ تروسیه سرمربی سابق تیم های ملی فوتبال ژاپن و قطر به همراه همسرش روز گذشته در مراسمی در رباط پایتخت مغرب به دین مبین اسلام گرویدند.

به گزارش خبرنگار" مهر" روزنامه های مراکش (مغرب) روز گذشته از گراییدن فیلیپ تروسیه سرمربی فرانسوی و همسرش به دین مبین اسلام خبر دادند.

 به نوشته این روزنامه ها تروسیه و همسرش روز گذشته در مراسمی در رباط پایتخت مغرب با حضور دو تن ازعلمای دینی دین مبین اسلام را برگزیدند.

براساس این گزارش ، یک منبع نزدیک به سرمربی فرانسوی و همسرش اعلام کرد که آنها روز جمعه گذشته به اسلام گرویدند. روزنامه لوبینیون ( الرای ) که به زبان فرانسوی منتشرمی شود تشرف آنها به اسلام را یک حادثه غیرمنتظره و خوب توصیف کرد. این روزنامه نوشت :  از اینکه شخصیت قدرتمند و مشهوری مانند تروسیه به دین اسلام گراییده است ما به عنوان مسلمانان احساس سعادت و خوشبختی می کنیم. تروسیه نام خود را عمر گذاشته است.

فیلیپ تروسیه در مارس 1955 در پاریس بدنیا آمد. بین سالهای 1976 تا 1973 در باشگاههای مختلف فرانسوی به فوتبال  پرداخت وسال 1984 وارد عرصه مربیگری شد. وی درسال 1993 تیم ملی ساحل عاج ، ازمارس تا سپتامبر 1997سرمربی تیم ملی نیجریه ، ازسپتامبر 97 تا فوریه 98 هدایت تیم ملی فوتبال بورکینافاسو، از مارس تا اوت 1998 آفریقای جنوبی ، از سپتامبر 98 تا جولادی 2002 هدایت تیم  ملی ژاپن را برعهده داشت که این تیم را به دوردوم جام جهانی 2002 رساند.ازجولادی 2003 تا 2004 سرمربی تیم ملی قطر و 28 اکتبر تا دسامبر 2005 سرمربی تیم ملی مغرب بود. تروسیه در فوتبال جهان به جادوگر سفید معروف است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:17  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

روانـشـنـاسـی

(نگاهی به سوره مبارکه یوسف از منظر روانشناسی)

 

مسئول: Mitr@ (میترا)

ti_roz84@yahoo.com

 

یوسف قهرمان خوبی ها

 

قسمت بیست و نهم

 

احساس تنهایی و اضطراب و اندوه ناشی از آن هرگز با حضور دیگران بر طرف نمی شود . برای کسی که در مسیر زندگی با مشکلات و نا گواری های آن خود را تنها و بی یاور می بیند فقط توکل به خدا و حس کردن پشتیبانی اوست که به وی دلگرمی و آرامش می دهد تا احساس غربت نکند

یوسف که یکبار طعم تلخ دلگرم شدن به غیر خدا (برادران )را چشیده بود در تاریکی و خلوت نهانگاه چاه ذهن و دلش را پاک تر کرد تا در هیچ گوشه ای از دل بزرگش تکیه و امیدی به دیگری نباشد . به او توکل کرد و از او مدد خواست و سرشار شد از حسن ظن و اطمینان به اینکه خدا با اوست و حامی و پشتیبان او. و صد البته کسی که چنین باوری دارد هرگز در سختی ها و ناملایمات احساس غریبی نمی کند

 

ادامه داستان 

یوسف را سرانجام به مصر آوردند و در معرض فروش گذاردند و از آنجا که تحفه ای بس نفیس بود قیمت گزافی برای او در نظر گرفتند  و طبیعی است که هر کسی را یارای خریداری نبود . تا اینکه او نصیب (عزیز مصر)که در حقیقت صدر اعظم فرعون بود گردید . چرا که تنها چنین کسانی می توانستند این غلام ممتاز را بخرند

 

واما بخوانید از عزیز مصر

عزیز مصر فرزندی نداشت و در اشتیاق فرزند بسر می برد .هنگامی که چشمش به این کودک زیبا و برومند افتاد دل به او بست تا جای فرزند او باشد و او را به خانه آورد و به همسرش سفارش کرد که مقام این غلام را گرامی دار و به چشم غلامان و بردگان به او نگاه نکن .چرا که امیدواریم از او بهره ی فراوانی ببریم و او را به فرزندی خود بگیریم . و چنین بود که خداوند یوسف را مکنت بخشید و به دربار عزیز مصر راه داد

 

*******************************  

یکی از مظاهر عجیب قدرت خداوند همین است که در بسیاری از موارد اسباب پیروزی و نجات انسان را به دست دشمنانش فراهم می سازد  چنان که اگر نقشه ی برادران نبود او هرگز به چاه نمی رفت و اگر به چاه نرفته بود به مصر نمی آمد و اگر به مصر نیامده بود آنچنان که خواهیم خواند به زندان نمی رفت و خود عزیز مصر نمی شد . در حقیقت خداوند با دست برادران یو سف    یوسف را به تخت سلطنت نشاند هر چند آنان تصور می کردند که به چاه رفتن یوسف آغاز نگون بختی او خواهد بود

 

التماس دعا ـ میترا

ادامه دارد...

نقل از کتاب یوسف قهرمان خوبی ها اثر استاد م.حورایی موسسه فرهنگی موعود

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:16  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

دیــنــی

 

چرا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را غریب می نامند و منظور از غُربت ایشان چیست؟

 

بخش دوم و آخر

 

امام دور از اهل و دیار

 

یکی از معانی رایج غربت، دورافتادن از اهل(نزدیکان درجه اول) و دیار و سرزمین خویش است. از آنجایی که امام عصر ارواحنافداه، به امر الهی از اهل و دیار خود کناره گیری کرده اند، غریب هستند و جای خالی ایشان در میان دوستان و نزدیکانشان مشهود است. تمام ائمه اطهار علیهم السلام به سرزمین جدشان پیامبر بسیار علاقمند بودند، امام زمان صلوات الله علیه نیز به زندگی در مدینه و اطراف آن علاقمند هستند اما برای محفوظ ماندن از شر دشمنان در محل دورافتاده ای سکنی می گزینند. هرچند جای خالی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مردم و دوستدارانشان مشهود است، اما

دلهای مؤمنان واقعی همواره نزد مولایشان است و جز به ایشان قرار و آرامش ندارند

آنچه دلهای دوستداران حضرتش را به درد می آورد، این است که گل سرسبد هستی که همگان به طفیل او زنده اند و از کنار سفره او روزی می خورند، در جایگاه شایسته اش در عالم جای ندارد و از دوستداران و تزدیکان خویش هم دور افتاده است و شیعیان چاره ای جز صبر و دعا برای این غریب دور از اهل و دیار ندارند.

 

امام بی یار و یاور

 

یکی دیگر از معانی صریح  روشن غربت«کم بودن اعوان و انصار» است. کسی که به اندازه کافی یار و یاور نداشته باشد، حقیقتاً غریب است.

یاران امام عصر سلام الله علیه مؤمنان واقعی هستند؛ کسانی که هم در اعتقاد و هم در عمل اهل ایمانند. آنان هیچ چیز را بر اطاعت از دستوران امامان خود ترجیح نمی دهند و در مقابل خواست ایشان که همان دین صحیح و شرع مطهر اسلام است تسلیم محض می باشند.

بنابراین اگر بخواهیم یاران واقعی امام عصر ارواحنا فداه را بشناسیم باید آنها را در میان مؤمنانی جستجو کنیم که در اعتقاد و عمل به خود مو به مو از ائمه اطهار علیهم السلام فرمان می برند. آنان اطاعت از خدا را با اخلاص در بندگی او همراه کرده اند و لذا خداشناس واقعی شده اند.

چنین مؤمنانی در هر زمان بسیار اندک یافت می شوند. ویژگی تسلیم محض بودن نسبت به امام همان چیزی است که نشانه کمال ایمان در انسان می باشد و متأسفانه در میان مؤمنان بسیار کم یافت میشود.

کمتر مؤمنی پیدا می شود که در مقام تصور و فکر، خود را تسلیم محض امامش نداند.

اما آنچه مهم است مقام عمل است و اینکه

اگر عمل به فرمایش امام با خواسته های مورد علاقه انسان هماهنگ نباشد آیا از جان و دل حاضر می شود که خواست ایشان را بر خواست خود ترجیح دهد؟!

اگر کسی چنین بود می توان گفت که بر اعتقاد خود نسبت به امام ثابت قدم مانده است.

حضرت امام باقر علیه السلام در وصف مؤمن واقعی 3 بار فرمودند:

«مؤمن غریب است.»

وقتی مؤمنان واقعی که یاران خاص امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند چنان کمیاب باشند که با عنوان غریب یاد شوند، غریب بودن خود امام به معنای بی یاور و یار بودن حضرتش روشن و مسلم است

مأخذ : کتاب آفتاب غربت، سید محمد بنی هاشمی ـــــــ موعود 59

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:15  توسط حمید رضا الوندی  | 

هفته نامه مشکان 36

ترفند رایانه ای:

 

 

پرسش و پاسخ وبلاگی (15)

 

ـ چگونه می‌توان لینک‌دونی روزانه برای وبلاگ ایجاد کرد؟

 

نخست به توضیح کوتاهی در خصوص لینک‌دونی روزانه می‌پردازیم. مقصود از لینک‌دونی روزانه این است که لینک‌های شما در میان مطالب اصلی شما قرار دارند و نه در یک گوشه‌ی وبلاگ. به عنوان مثال اگر شما در روز شنبه و دوشنبه دو مطلب در وبلاگ خود نوشته باشید و در روز یک‌شنبه نیز تعدادی لینک وارد وبلاگ لینک‌دونی خود کرده باشید، در صورتی که لینک‌دونی شما به صورت روزانه باشد، در بالای وبلاگ نخست مطلب روز دوشنبه، سپس لینک‌های شما و در زیر آن هم مطلب مربوط به روز شنبه قرار خواهد گرفت. درصورتی که اگر لینک‌دونی شما به صورت معمولی باشد، لینک‌ها در یک سمت وبلاگ به نمایش در خواهند آمد و در میان پست‌ها نخواهند بود. چنانچه بخواهید لینک‌دونی شما به صورت روزانه باشد، می‌توانید از آموزش وبلاگ مژده، در اين آدرس استفاده کنید. علاوه بر این، استفاده از پلاگین MultiBlog برای ساخت لینک‌دونی روزانه بسیار مناسب خواهد بود. با کمک این پلاگین، شما می‌توانید مطالب چندین وبلاگ را بسادگی در یک وبلاگ نمایش دهید و با کمی بازی با کدها، می‌توانید یک لینک‌دونی روزانه بسازید. برای دست‌یابی به این پلاگین، عبارت MultiBlog را در گوگل جستجو کنید. صفحه مربوط به این پلاگین، جزو اولین نتایج جستجوست.

 

منبع: http://weblog.azemat.com

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:14  توسط حمید رضا الوندی  | 

تقاص معرفت 1

داستــان

 

تقاص معرفت

 

نویسنده: رامین مولوی ـ قسمت اول

 

آقا مستقيم .... تاكسي با ترمزي كه از هر راننده تاكسي و مسافركشي در تهران انتظار ميرود ايستاد ... آقايون كجا تشريف ميبريد ؟؟؟

يكي از 3 پسر جوان جواب داد تا ميدان ونك مزاحم شما ميشويم . راننده از طرز برخورد پسرها خوشش آمده بود . پس گفت : بفرماييد بالا . دربست ميخواهيد ؟ ... پسرها نگاهي بهم كردند و گفتند : نه ، اگر خواستيد مسافر هم سوار كنيد . پسر ها سوار شدند و از زماني كه بدنهايشان بر روي صندلي آرام گرفت ، سر به سر هم گذاشتند و شوخي كردند . راننده از اين نشاط جوانها مشعوف بود و بر عكس هميشه با احتياط رانندگي ميكرد تا اين شادي تا مدتي در تاكسيش حكمفرما باشد . به ياد روزهايي افتاد كه با دوستانش به سينما ميرفت و به قول خودش زندگي ميكرد .

قصد نداشت مسافري را سوار كند ، اما ناگهان دختري وسط خيابان آمد و جلوي تاكسي پريد . از اين حركت ناگهاني راننده جا خورد و بشدت پايش را روي پدال ترمز فشار داد . پسر ها مدتي شوخي و خنده را رها كردند اما وقتي متوجه شدند كه اتفاقي نيفتاده است باز هم سر به سر هم گذاشتند .

دختر داد زد : مستقيم و بدون اينكه از راننده اجازه بگيرد جلو كنار راننده نشست و گفت : آقا لطفا" سريعتر . راننده چيزي به دختر نگفت ، اما نگاه تندي به او كرد و سرش را به نشانه عصبانيت تكان داد . دختر نگاه تند راننده را ديد و اما عكس العملي نشان نداد . از سوار شدن دختر مدت زيادي نگذشته بود كه ناگهان پرايدي جلوي تاكسي ترمز كرد و راه آن را بست .

روز جمعه و اين همه اتفاق !!! 4 پسر از پرايد پياده شدند و بزور در جلوي تاكسي را باز كردند  و دختر را كشان كشان خارج كردند . راننده از ترس و كهولت سن هيچ اقدامي نمي كرد .  اين 3 پسري كه عقب تاكسي نشسته بودند پياده شدند و سعي كردند كه دختر را نجات دهند . درگيري بين اين چند پسر اوج گرفت و مردم كم كم سعي كردند كه آن ها را از هم جدا كنند كه ناگهان يكي از پسرهاي مهاجم قمه اي را از پرايد خارج كرد ، مردم با ديدن اين صحنه دور شدند ، اما آن 3 پسر باز هم در ميدان مبارزه ماندند .

هنوز اين 3 پسر از دختر محافظت ميكردند كه ناگهان صداي ضجه اي همه را در يك لحظه خشك كرد . يكي از آن 3 پسر كه براي كمك به دختر آمده بود نقش بر زمين شد و چشمه اي خون از كنارش جاري شد . دو دوست اين پسر با سنگ و هر چيزي كه كنار خيابان بود به سوي مهاجمان حمله كردند ، اما باز هم مغلوب بودند تا اينكه صداي آژير پليس مهاجمان را از ترس دستگير شدن فراري داد . در اين ميان تنها اين 3 پسر مانده بودند ، يكي از پسر ها با كراواتش سعي ميكرد از خونريزي دوستش جلوگيري كند ، اما همچنان خونريزي ادامه داشت . پليس سر رسيده بود اما مهاجمان فرار كرده بودند . پسر مجروح را با همان تاكسي كه تا چندي قبل به خوشي سوارش بودند به بيمارستان انتقال دادند . نگراني در چشمان همراه پسر زخمي موج ميزد ، پسرك را پس از انتقال به بيمارستان به اتاق عمل بردند . راننده كرايه اش را گرفته بود اما همچنان بر بخت بد خود لعنت مي فرستاد .

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:13  توسط حمید رضا الوندی  | 

نگار 6 و 7

نـگــار

 

نوشته شده توسط: رامین مولوی

قسمت ششم

 

لینک پنج قسمت اول

 

همان جا نشستم و گريه كردم . ذهنم ياري نميداد و من هم نميفهميدم كه اين مسائل چگونه به وقوع پيوسته است اما ميدانستم كه مسئله شومي اتفاق افتاده است . مثل اينكه دل پدر نگار براي من سوخت و شايد هم فهميده بود اگر من گناهكارم پس چرا دارم گريه ميكنم ... نميدانم اصلا" چرا من را با خودش به خانه برد !!!

بالاخره از حرفهاي خاله مريم كه همراه با نفرينهاي گاه و بيگاهش بود فهميدم كه مادرم به نگار تلفن كرده و گفته كه جواب آزمايش دوم هم مثبت بوده و من هم براي دلداري و دلسوزي نگار قرار شده با آن ازدواج كنم وگرنه قصد چنين كاري را ندارم و بعد از آن حال نگار بد شده و آن را به بيمارستان بردند . من هم بعد از اينكه اين ماجرا را فهميدم با كلي قسم و آيه به آنها فهماندم كه من نگار را دوست دارم و قصدم هم ازدواج با آن هست و كلي التماس كردم تا من را پيش نگار بردند.

نگار تا من را ديد سرش را برگرداند تا با من حرف نزند و من هم با اشاره سرم به پدرو مادر نگار گفتم كه ميخواهم با آن تنها صحبت كنم . خيلي طول كشيد كه من نگار را راضي كردم . خيلي گريه كردم . خودم هم تعجب ميكردم كه چطور اين همه اشك در من جمع شده بود تا من بتوانم نگار را راضي كنم كه با من ازدواج كند . هر چه آن مخالفت ميكرد و ناراحتي مادرم و بيماري خودش را بهانه ميكرد من هم با التماس و زاري و تهديد به خودكشي و اين جور چيزها سعي ميكردم كه قانعش بكنم . نميدانم چطور راضي شد !! اما اين را ميدانستم كه آن هم از ته قلب خواهان من هست و اين برگ برنده من بود . آخرين حرفي كه زد اين بود كه پس با مادرت چي كار كنيم ؟

گفت :  يا راضي ميشود يا اينكه راضي نميشود در دو حالت من كار خودم را ميكنم . حتي اگر براي هميشه آن هم من را نفرين كند و یا حتي من را طرد كند . گرچه كه ميدانم پدرم ، مادرم را راضي ميكند .

عروسي با كلي مهمان برگزار شد . نگار در آن لباس زيباي سپيد چون فرشتگان شده بود . تحسين مهمانها را از زيبايي توام با وقار نگار را ميشد از نگاههايشان فهميد . هيچ كس به غير از من و نگار و پدرو مادرهايمان از بيماري نگار خبري نداشت .

اول از همه بعد از عروسي با نگار رفتم مشهد . چون نذر كرده بود كه حتما" بعد از ازدواج با من به مشهد بياد و براي آينده هر دوتامون دعا كند و پس از مشهد هم رفتيم كيش و از آن طرف هم اصفهان بعد از آن هم به شيراز رفتيم .

ديگر بايد برميگشتيم . هم بايد ديدار مهمانها را پس ميداديم و هم اينكه آشيانه اي را كه با هم بنا كرده بوديم به سر و سامان برسانيم . فيلم عروسي هم آماده شده بود و من تازه ميديدم كه شكوه اين عروسي بيش از آنچه بوده كه من فكر ميكردم . واقعا" كه پدرم سنگ تمام گذاشته بود . سر سفره عقد ، دفعه دوم كه خطبه را ميخواندند من به نگار گفتم : بيا همين الان بله را بگو من را راحت كن ... اين قدر من را در انتظار گذاشتي ميترسم كه اين آخري جا بزني و من را توي خماريت بگذاري ...

قسمت هفتم و آخر

 

نگار آرام گفت : مگر نميداني كه رسم هست كه دفعه سوم بله را ميگن ؟ مگر اين چيزها را نميداني ؟ من هم با شيطنت گفتم نه براي اينكه اين بار اولم بوده كه عروسي ميكنم ... ديدم كه از زير كتم نگار داره نيشگون ميگیره ... گفتم ترا به خدا اينجا نه ... اما آن هم كار خودش را كرد ... نامرد فيلمبردارهمه اين صحنه ها را گرفته بود ... البته خوشبختانه اين قدر صداي عاقد بلند بود كه صداي پچ پچ ما را ضبط نكرده بود ... نگار داشت چمدانها را باز ميكرد و به من كه فيلم را نگاه ميردم توجهي نداشتم . نگاهي به چهره معصومش انداختم . احساس ميكردم نسبت به شب عروسي كمي بيرنگ تر شده است . اما كمي كه دقت كردم يادم آمد كه معمولا" عروسها شب عروسي آن قدر آرايش ميكنند كه كه معمولا" ميتوانند سر دامادها را كلاه بگذارند . كليد ويدئو را زدم و بقيه فيلم را نگاه كردم .............

چند روزي گذشت و يك شب نگار آمد پيش من . گفت : كاوه ميداني من عاشقتم . يعني از همان اول من عاشقت بودم . اصلا" نميدانم بايد به تو چي بگويم . هميشه دوستت داشتم و هر روز هم بر اين حس اضافه شده است ات به الان . ميداني تو مثل يك فرشته هستي ؟ كمتر مردي مثل تو پيدا ميشود كه اين قدر پاك باشد ... ميدانستي من آن موقع كه بيمارستان بودم دكتر گفته بود كه من تا 1 ماه بيشتر زنده نيستم ؟ اما وقتي از مسافرت برگشتيم دكتر به من گفت اگر قرار بود تو بميري بايد 3 ماه پيش ميمردي پس بدان اگر سرطان تو پيشرفته هست تو چيزي داري كه كمتر كسي در جايگاه تو ، آن را دارد كه تا به الان زنده ماندي .... ولي من ميدانم آن چيز عشق تو هست و آن شخص هم تو هستي كه براي من معجزه كردي ... تنها آرزوي من هميشه اين بوده كه من پيش تو باشم و در كنارت باشم كه تو اين امكان را به من دادي ...

نميدانستم بايد چي بگم فقط گريه ميكرم چون ميدانستم كه من هم همين احساس و نظر را در مورد نگار دارم و مطمئنم كه بدون آن من هم ميميرم ...

اشك از چشمهاي ما پايين ميريخت و به هم تكيه داده بوديم ... به من گفت اگر من مردم تو ميتواني زن بگيري يعني بايد زن بگيري كه خوشبخت باشي  و من را خوشحال كني ... من نگار را دعوا كردم و گفتم اين چه حرفي است كه ميزني ... ميبيني كه الان من خوشبختم و تازه مطمئنم تو هم بهبود پيدا ميكني و من تو سالهاي سال با هم هستيم .

شب خوابيديم . اما صبح احساس كردم حال نگار اصلا" خوب نيست . سريع رسوندمش بيمارستان ... نميدانم چرا احساس ميكردم كه دارد روح از بدنش خارج ميشود . لحظات آخر نگار من را صدا كرد و دستم را در دستانش گرفت و گفت : كاوه من هميشه عاشقت بودم من را ببخش من نميتوانم به قولم وفا كنم و تو را تنها ميگذارم و بوسه اي بر دستانم زد .. من گريه ميكردم . نگاه تلخي به من كرد و گفت : من هميشه با تو هستم و با لبخند زيبايي در آغوشم جان سپرد .

من نميتواستم رفتن نگار را قبول كنم براي اينكه نگار براي من همه چيز بود دنياي من بود . اين سرگذشتم را نوشتم تا بگويم كه من نه براي ترحم بلكه براي آرزوي خودم براي عشقي كه هميشه داشتم با نگار ازدواج كردم و مطمئن هستم كه نگار را باز در دنيايي خواهم ديد كه در آنجا رنگ هيچ بيماري و دردي را نخواهيم ديد و در آنجا خوشبختي خودمان را كامل ميكنيم . من تنها با نگار كامل ميشوم .

بقيه اين نامه توسط من يعني مريم دادجو نوشته شده است . بعد از رفتن نگارم ، كاوه تنها يك هفته دوري نگار را تحمل كرد و بعد از يك هفته پليس كاوه را در ماشينش در حالي كه اين نامه و عكس عروسيش را درد ست داشت پيدا كرد .  قلب كاوه از تحمل اين همه درد عاجز ماند و در تنهايي كاوه از حركت باز ايستاد . بعد از اين ماجرا همان طور كه خودش خواسته بود كاوه را كنار نگار دفن كرديم ....


توضيحات نويسنده : بنده قدرت اين را ندارم كه عرض كنم كه اين داستان  دروغ است. تنها اين را عرض مي كنم كه مطمئنا" نمونه هاي عشق واقعي بر روي اين كره خاكي وجود دارد . اين داستان زاييده ذهن نويسنده است و هر گونه اسامي خيالي ميباشد ...

به اميد دنيايي توام با عشق هاي زيبا و مستمر و زندگي همراه با سلامتي

رامين مولوي

 

پایان

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:10  توسط حمید رضا الوندی  | 

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 12:37  توسط حمید رضا الوندی  |